63

درون زمان و زمانِ ِ درون / مجید اخگر

روزانه‌ی خود از زندگی را با ایده‌ها و ایده‌آل‌ها و باورهايی بزرگ‌تر، انتزاعی‌تر، و به بیان دقیق‌تر، با ایده‌ها و انگاره‌هایی فرا‌ـ‌ زمانی یا ورای سطح زندگی روزانه، مرتبط کرده‌اند، فهمیده‌اند، مفصل‌بندی و بیان کرده‌اند. در آن کار مسئله‌ی اصلی من زمان نبود؛ محوری که دست‌کم در سطح آشکار استخوان‌بندی نظری کار را سامان می‌بخشید مفهوم «تخیل» بود نه زمان. اما تخیل در حقیقت از آن حیث اهمیت داشت که از آن براي فهم نوع پیوند و پیکربندیِ دو سطحِ جزیی و کلی، گذرا و ماندگار، و فانی و باقیِ زندگی بهره مي‌گرفتم؛ و پویایی‌شناسی یا دینامیکِ میان این دو سطح در حقیقت در حكم نحوه‌ی تمشیَتِ زمان است، چه در سطح زندگیِ فردی و چه در سطح حیات عمومیِ یک جمع و جماعتِ انسانی: این‌که هر لحظه از زندگی یا حیات تاریخیِ خود را زیر سایه‌ی چه ایده‌ها، انگاره‌ها، و ترکیب‌هایِ فرازمانی‌ای مشاهده، فهم، و بیان می‌کنیم. ...