کاشی زرین فام متروپليتن-اواخر-قرن-13-ميلادي-احتمالا-تخت-سليمان
50,000 ریال – خرید

69

درس‌گفتار اول – مقدمه / آریاسپ دادبه

آریاسپ دادبه در این سلسله درسگفتارها مباحثی درباره‌ی تاریخ هنر و فرهنگ ایران طرح می‌کند. هدف این درسگفتارها تدوین دیباچه‌ای بر «تاریخ هنر و فرنگ ایران» است. از آنجایی که این درسگفتار مقدمه‌ای بر مباحث پیشِ رو است، به مروری اجمالی بر مفاهیم «هنر»، «تاریخ هنر»، «فرهنگ» و «ایران» اختصاص دارد. دادبه در سرتاسر متن تلاش می‌کند از یک سو وجوه افتراق بنیادین میان حوزه‌ی فرهنگی و هنر ایران و تمدن غرب را برجسته کند و از سوی دیگر ناکارآمدی به کار بستن مفاهیم و الگوهای ذیل جهان‌بینی و هستی‌شناسی مدرن غربی را برای ورود، فهم و در نهایت نگارش تاریخ هنر ایران، آشکار کند. بخش نخست این نوشتار به مفهوم هنر اختصاص دارد. نگارنده در این بخش به ریشه‌شناسی و واکاوی طیفی از اصطلاحات ناظر بر مفهوم هنر در زبان‌های لاتین و فارسی، و سیر تحول این واژه‌ها در طول تاریخ، از دوره‌ی باستان تا دوره‌ی مدرن، می‌پردازد. او این سیر تحول را در امتداد و منطبق بر سیر تحول آگاهی نزد جوامع مختلف می‌داند. بخش دوم نوشتار به واکاوی چیستی تاریخ و تاریخ هنر اختصاص دارد. او انسان را به اعتبار نسبت معناداری که بین گذشته و حال و آینده‌ی خود برقرار می‌کند تاریخی می‌داند و در آغاز این بخش به تبیین این نسبت و آسیب‌شناسیِ از هم گسیختن تار و پود آن نزد ایرانیان می‌پردازد. او سپس ایده‌ای مبنی بر امکان تفسیر و نگاشتن تاریخ هنر ایران با اتکا بر منابع ادبی و فرهنگی ایران مربوط به ادوار مختلف تاریخی طرح می‌کند. دادبه پهنه‌ی جغرافیایی گسترده‌ی ایران در طول تاریخ را به مثابه‌ی پیوستار فرهنگی نسبتاً منسجمی می‌نگرد و شواهد متنی و تصویری گوناگونی مبنی بر این ایده ارائه می‌کند. نگارنده در ادامه‌ی این بخش به مسئله‌ی شرق‌شناسی و تبعات آن در تبیین و فهم هنر ایران و هنر اسلامی از سوی محققان غربی از یک سو، و شکل‌گیری آگاهی کاذب مای ایرانی یا شرقی نسبت به پیشینه و هویت فرهنگی خودمان ذیل جریان‌های شرق‌شناسی بومی یا ایران‌شناسی متأثر از آن می‌پردازد؛ پدیده‌ای که دادبه آن را «وارونگی متوهم» می‌خواند. نگارنده در یادداشتی مستقل با همین عنوان در شماره‌ی ۳۳ مجله این مفهوم را بسط می‌دهد. قسمت پایانی این بخش پیرامون تاریخ‌اندیشی و آگاهیِ جدید، و امکان پیدایش نظریه‌ای برای تاریخ هنر و فرهنگ ایران است. بخش سوم این نوشتار به مفهوم «فرهنگ» و مفاهیم مرتبط با آن در ایران و تمایز آن نسبت به مفاهیم به ظاهر متناظر آن در غرب اختصاص دارد. در بخش پایانی نوشتار که «درباره‌ی ایران» است نگارنده می‌کوشد شالوده‌ی آنچه را که «جهان ایرانی» می‌خوانیم، و او آن را نه به مثابه‌ی اجتماعی سیاسی بلکه یک امر فرهنگی می‌نگرد، تبیین کند.