15

درباره‌ی همه چیز نگرانم / گفت‌وگوی سرافین گارسیا ایبانز با آنتونی تاپیس

گفت‌وگوی سرافین گارسیا ایبانز با آنتونی تاپیس؛

سرافین گارسیا ایبانز: شما شخصیت خود را چگونه توصیف می‌کنید؟

آنتونی تاپیس: اگر بخواهم سریع پاسخ دهم آدم مضطربی هستم. درباره همه چیز نگرانم و می‌خواهم سر از همه کارها درآورم. این اضطراب دائمی در من وجود دارد که زندگی را یک فاجعه بزرگ ببینم. همیشه می‌خواهم کار مفیدی برای جامعه بکنم. این مرا به هیجان می‌آورد و به من انگیزه می‌دهد. در هر شرایطی دنبال چیزهای مثبت و مفید برای هموطنان و همشهریانم هستم. به مطالعه و تفکر و فلسفه علاقمندم، اما تنها به صورت یک تفنن. در واقع حتی به‌عنوان نقاش هم خود را یک متفنن می‌دانم.

سرافین گارسیا ایبانز: کاهش‌دادن هنر به یک فرمول بسیار دشوار است و می‌توان گفت هر کس تعریف خود را از هنر دارد. تعریف شما از هنر چیست؟

آنتونی تاپیس: برای من هنر سیستمی است که تغییردادن روش نگاه‌کردن مخاطب را ممکن می‌کند و او را به تأمل در عمیق‌ترین سطوح واقعیت راهنمایی کند. هنرمند مثل یک عارف است. هریک از این دو کار خود را می‌کنند اما منظور نهایی هردوی آن‌ها رسیدن به نوعی روشن‌بینی درونی است که از طریق آن می‌توانند به اعماق واقعیت رسوخ کنند. برای من هنر چنین معنایی دارد.

سرافین گارسیا ایبانز: منظور شما از کلمه "واقعیت" که اغلب از آن استفاده می‌کنید چیست؟

آنتونی تاپیس: وقتی از واقعیت سخن می‌گویم همیشه به اساس و جوهر چیزها می‌اندیشم. عمق در یک منطقه دور و غیرقابل‌دسترس قرار ندارد. بلکه در زندگی روزمره ریشه دارد. این را من از متفکرین بزرگ و بیش از همه از فیلسوف‌های شرق آموخته‌ام که خرد واقعی را (که من از آن بسیار دورم) تلاقی سامسارا (دنیای عادی) و نیروانا (واقعیت ژرف) می‌دانند. تماس با واقعیت به معنای پرتاب‌کردن خود به ماوراء یا جایی دیگر نیست بلکه به نحوی کامل و عمیق، مستحيل‌شدن در محیط اطراف خود است. این واقعیتی است که تنها جسمی و یا تنها معنوی نیست بلکه هم‌زمان هر دوی آن‌هاست.

سرافین گارسیا ایبانز: کار شما در تمام جهان شناخته‌شده است اما بسیاری آن را گیج‌کننده و غیرقابل‌فهم می‌دانند. آیا فکر نمی‌کنید بخاطر آن است که مردم به هنر بازنمایانه و فیگوراتیو عادت دارند؟

آنتونی تاپیس: واقعیت اینست که آموزش‌هایی که ما در طول زندگی دریافت می‌کنیم عادات ذهنی معینی را در ما حک و منجمد می‌کنند. تا جایی که به هنر مربوط است رسم بر این بوده که هنر را گرته‌برداری از طبیعت بدانند. این یعنی واقعیت در سطحی‌ترین شکل آن. امروز این نقش را عکاسی، سینما و تلویزیون به خوبی ایفا می‌کنند. دیگر آنچه تحت عنوان نقاشی عکاسانه یا فتورئالیسم ظهور کرد، معنایی ندارد. نه برای آن که در خود موضوع قابل سؤالی است، بلکه برای آن که روش‌های کاملا متفاوتی برای بیان و توضیح آنچه که این هنر به ما نشان می‌دهد به‌وجود آمده است.

سرافین گارسیا ایبانز: شما هم کار خود را با هنر فیگوراتیو شروع کردید.

آنتونی تاپیس: البته، مثل همه. یا لااقل مثل همه نقاشان نسل من. ما مجذوب چیزی بودیم که همین الان من از آن حرف زدم. تقلید از طبیعت. من هیچ وقت در آکادمی هنری کار نکردم. اما کار آکادمیک را خودم یاد گرفتم. از چهره دوستانم نقاشی می‌کردم و خود را وادار می‌کردم تا چیزی را که می‌خواهم بگویم مهار کنم.

سرافین گارسیا ایبانز: آیا اثر هنری پیام دارد ؟

آنتونی تاپیس: آیا خود وسیله با رسانه پیام نیست؟ این بحث همیشه بوده است. روشی که چیزها ارائه می‌شوند، بخشی از پیام است. من هم مانند اغلب نقاشان فیگوراتیو می‌توانم طبیعت بی‌جانی با سیب‌ها نقاشی کنم. اما این کار را به نحوی انجام می‌دهم که با آنچه می‌خواستم بیان کنم سازگار باشد. یعنی آن را به شیوه خود می‌کشم. شاید -به جای کشیدن سیب- یک گرداب یا جهانی متلاطم، یا تأثیری از ماده‌ای زنده و ارگانیک را نقاشی کنم. نقاشی شیوه تفکر هنرمند و دریافت او از واقعیت را بیان می‌کند. این نوع واقعیت از کار برخی از نقاشان معاصر دور نیست. امروز ما امکانات فنی تازه‌ای داریم اما برخی از آن‌ها بسیار ساده‌اند. مردم خیال می‌کنند کامپیوترها ماشین‌های جدید و نیروی فن‌آوری می‌تواند واقعیت را با دقت و وضوح بیشتری بازآفرینی کند. تجهيزات من بسیار فروتنانه است و به قلمویی منحصر می‌شود که موهایش تقریبا ساییده شده. همین ساده‌ترین ابزار می‌تواند عمیق‌ترین احساسات را بیان کند.

سرافین گارسیا ایبانز: چرا شما در کارتان از مواد ساده‌ای چون مقوا و گونی استفاده می‌کنید؟ 

آنتونی تاپیس: این هم جزیی از پیام است. مواد خود بیانگرند. ورق طلا تأثیر کاملا متفاوتی بر شما می‌گذارد تا یک تکه مقوای پاره به این مقوا اشارات متفاوتی دربر دارد و احساسات دیگری در شما برمی‌انگیزد تا مثلا یک قطعه مرمر صیقل خورده. من همواره مواد پیش‌پاافتاده‌ای را جستجو می‌کردم که به طور معمول ندیده گرفته می‌شوند. آن‌ها بیننده را به تفکر تحریک می‌کنند. شاید در وهله اول خیال کنید این‌ها آشغال‌هایی بیش نیستند اما وقتی بیشتر فکر کنید می‌بینید که در این ساده‌ترین اشیاء خرد عمیقی نهفته است. ژاپنی‌ها می‌گویند که تمام جهان در یک دانه شن نهفته است. این اشیاء که آشغال به نظر می‌رسند می‌توانند حاوی پیام‌های انسانی ارزشمندی باشند.

سرافین گارسیا ایبانز: آیا لازمست که اثر هنرمند از نظر سیاسی اجتماعی یا اخلاقی ملتزم و متعهد باشد یا فقط زیبایی برای توجیه اثر کافیست؟

آنتونی تاپیس: من همیشه اعتقاد داشته‌ام که محتوای ایدئولوژیک یا حتی سیاسی ضروری است؛ اما این محتوا باید از بینش عمومی هنرمند سرچشمه بگیرد؛ نه این که مثل آنچه در رژیم‌های استبدادی فاشیستی یا کمونیستی معمول است، از یک گفتمان آشکار سیاسی برخیزد. تعهد سیاسی من نتیجه شیوه کار من است. 

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.