50

درباره‌ی مهاجرت / مسعود سعدالدین

سال 1365 من به همراه همسرم و پسر اولم از ایران راهی آلمان شدم. نه با نقشه‌ای حساب‌شده و نه تصوّر مشخصی از زندگی در خارج از ایران. ابتدا حتی تصوری از زمانی که قرار است در اروپا بمانیم هم نداشتیم. سال‌ها که گذشت متوجه شدیم که حالا داریم در یک کشور دیگر زندگی می‌کنیم و ماندنی شده‌ایم. نقاشی‌‌های بزرگی که پیش از رفتن کار کرده بودم همان‌وقت‌ها هم پراکنده و برخی مفقود شده بودند که هنوز هم مفقودند. ...