2

خلاقیت در تقلید / گفت‌وگو با آیدین آغداشلو

حرفه: نقاش – برای شروع، نخست تعاریفان را هماهنگ کنیم، ما منریسم را به عنوان یک «روش هنری» در نظر گرفته‌ایم و اینگونه تعریفش می‌کنیم: هرگاه به جای تجربه یا مفهوم زندگی، آثار هنری، الگو و مرجع و غایت هنری هنرمندان قرار گیرد، آن آثار را منریستی می‌نامیم. شما با این تعریف موافقید؟

آیدین آغداشلو: تعریف من، جنبۀ تاریخی‌تری دارد، ولی تعریف یا بهتر بگویم «برداشت» شما هم، بد نیست. منتها شاید آنچه که از آن به منریسم [mannerism] نام می‌برید، همان شیوۀ "Art about Art" در تاریخ هنر غرب است. یعنی همان نکته‌ای که به آن اشاره کردید؛ هنرمندانی که به جای رجوع به طبیعت و جهان پیرامون خود، به آثار هنری مراجعه کرده و آن را الگوی خود قرار می‌دهند. منریست‌های اواخر دورۀ رنسانس مانند پارمیجیانینو، جولیو رومانو، پونتورمو، روسو فیورنتینو و غیره، در این حیطه جای می‌گیرند. این روش به خودی خود نه خوب است و نه بد. یک شیوه است: شیوۀ خلق یک اثر هنری. به این معنا که آثار هنری دیگران می‌توانند مشغلۀ عمدۀ یک هنرمند باشند و چنان مساحتی در ذهن هنرمند اشغال کنند که تبدیل به یکی از بنیان‌های اصلی هستی‌شناسی او شوند. با این نگرش، هنرمندان زیادی را در غرب دیده‌ایم که کشش بسیار زیادی به آثار دیگران داشته‌اند مثلاً در حوزۀ ادبیات: جیمز جویس زبان نروژی را می‌آموزد تا آثار هنریک ایبسن را به زبان اصلی بخواند یا آلمانی یاد می‌گیرد تا دست‌نوشته‌های نویسندۀ محبوب خود را به زبان آلمانی بخواند. اگر این را ما به عنوان یک «نوع» هنری بپذیریم، در همین «نوع» همۀ اتفاقاتی که در انواع دیگر می‌افتد، می‌افتد. به این معنی که در این میان، هم هنرمندان خلاق را داریم و هم آدمهای متقلب و متظاهر و غیره را. من خودم را در دوره‌هایی، متعلق به شیوه art about art می‌دانم که نوعی new mannerism به حساب می‌آید. برای این که بدانیم مشغلۀ تعمیق شدۀ ذهن انسان که به وسوسه تبدیل می‌شود، چگونه عمل می‌کند، ملزم هستیم که پس از خلق یک دورۀ آثار هنری توسط یک هنرمند، آن را بررسی کنیم و درصد تظاهر، حقه‌بازی، دروغ، واقعیت و خلاقیت آن را بسنجیم تا بتوانیم راحت‌تر نظر بدهیم. وقتی اثری و یا مجموعه آثار یک دوران، به متن اصلی و جدایی ناپذیر زندگی روزمرۀ یک نفر تبدیل شود، در آن صورت خود را نسبت به آن موظف خواهد دانست و در این میان، شاید توظفش را به جای بیاورد، شاید هم نیاورد. این مسئله به درون آدمها بازمی‌گردد. درک این روند ممکن نمی‌شود مگر اینکه شما مجموع آثار یک نفر را ببینید تا بفهمید که چه چیزی، چقدر بر او تأثیر گذاشته است. در اصطلاح، منریسم نوعی «اداگرایی» را تداعی می‌کند و به نظر می‌رسد که این نمونه‌ها قدمی با خلاقیت اصیل فاصله دارند. در صورتی که شاید این‌طور هم نباشد. ...

برای دریافت مقاله روی گزینه خرید کلیک کنید

برای دیدن مقالات آیدین آغداشلو اینجا کلیک کنید.