59

حماسه‌ها و زمین‌ها‌؛ نگاهی به رابطه‌ی حماسه و ارزش‌های جمعی / علی خدادادی

حماسه‌ها بیش از آن‌که با شمشیرها و خون‌ها، با جنگ‌ها و لشکرها، در رابطه باشند، با زمین‌ها و قلمروها پیوند دارند: «اِنه» سفر می‌کند تا قلمرویی تازه- روم- را بنیان گذارد، «آشیل» به جنگ آمده تا سرزمینی فتح‌ناشدنی-تروا- را فتح کند، «اولیس» دریا را می‌نوردد و داستان می‌گوید تا به سرزمین از دست‌رفته‌ی مادری‌اش-ایتاکا- بازگردد، رستم نگاه‌بان تمامیت قلمرویی پنهاور-ایران- است، مسیح خدایی است که به زمین آمده تا در قلمرو خود-اورشلیم-متجسد شود و... اما آیا رابطه‌ی حماسه‌ها و زمین‌ها به همین‌جا ختم می‌شود؟

جملات بالا شروع مقاله‌ی «حماسه‌ها و زمین‌ها» به قلم علی خدادادی است. این مقاله همان‌طور که از زیرتیتر آن (نگاهی به رابطه‌ی حماسه و ارزش‌های جمعی) برمی‌آید، در پی نشان دادن کارکرد ارزش‌گذار و مبدع حماسه‌هاست. با این‌حال نویسنده در این متنِ فصیح و خوش‌خوان، گام بلندتری برمی‌دارد و تلاش می‌کند ویژگی‌های مضمونی و شکلی/ساختاری مشترک مابین حماسه‌های مکتوب را برشمارد. به همین دلیل این مقاله را می‌توان مقدمه‌ای بر پژوهش پیرامون شروط ساختاری حماسه‌سرایی دانست. در گام اول نویسنده به صراحت بیان می‌کند که حماسه چیزی وامانده در گذشته نیست. حماسه از جنس نوستالژی صرف و متعلق به گذشته‌گرایان و اوهام‌اندیشان نیست. درست است که تمام حماسه‌ها از گذشته‌های دور سخن می‌گویند اما همواره رو به سوی آینده دارند. حماسه‌ها جهان‌گشا، ارزش‌گذار، احیاگر و بازتعریف‌کننده‌ی نظام ارزشی اقوامی هستند که اساساً حماسه‌ای دارند. بنابراین حماسه نه صرف تکرار فعل گذشته، که موسس و قوام‌بخشی زمینی تازه و معنایی نوین است. نویسنده سپس رشته‌ی این مفاهیم را باز می‌کند: حماسه به کدام گذشته مرتبط است؟ گذشته‌ی تاریخی یا گذشته‌ی اسطوره‌ای؟ حماسه با خرده‌روایت‌های پراکنده‌ی اقوام چه می‌کند؟ آن‌ها را چگونه از نوساماندهی می‌کند؟ در چه قالبی می‌ریزد و می‌جوشاند و بازپیکربندی می‌کند؟ حماسه چگونه خود را در اذهان، حتی ساده‌ترین و ناآموخته‌ترین ذهن‌ها، ماندگار می‌کند؟