جنی هولتزر/ Jenny Holzer/ هنر و زبان/ هنرمند زن

>> شماره 12

پنجره‌ی همسایه: جنی هولتزر Jenny Holzer (1950)

جنی هولتزر (Jenny Holzer) هم در زمرۀ هنرمندانی است که در کار خود از زبان و کارکردهای آن بهره می‌برند، همچون باربارا کروگر و آن کاوارا، اینها هنرمندانی هستند که زیرنویس را در خود اثر وارد می‌کنند و کل اثر به امری فرعی، همچون "عنوان اثر"، "نام اثر" و "یادداشتی در باب آن" تبدیل می‌شود. اثر محملی است برای ارائه زبان، خارج از بستر متعارف. در اینجا مقاله و گفتگویی با جنی هولتزر را خواهید خواند:

صداها، بدن‌ها، فضاها: فعالیت‌ هنری جنی هولتزر به قلم دیوید جوزلیت و ترجمه‌ی مجید اخگر

«مانیفست پیامی است که مخاطب آن کل جهان است، و تنها دعویِ آن کشف درمانی آنی برای سفلیس سیاسی، ستاره‌شناختی، هنری، پارلمانی، زراعتی و ادبی است. یک مانیفست ممکن است خوشایند و صمیمانه باشد. و همیشه درست، قوی، پرشور و منطقی است. در خصوص منطق، باید بگویم که خودم را آدم قابل قبولی می‌دانم»

آنچه که قرائت شد. مانیفستی درباره‌ی مانیفست‌ها است که از کیفیتی نمونه‌وار برخوردار است: گستره‌ی آن جهانی است، لحن آن شورمند است، و کنایه‌ی متظاهرانه‌ی آن با اعتماد به نفسی نفس‌گیر همراه شده است. جالب اینجاست که در زنجیره‌ی مبالغه‌آمیز صفاتی که تزارا ردیف می‌کند. صفت «هنری» مابین صفات «ستاره‌شناختی» و «پارلمانی» آمده است. هنر با قاطعیت، میان اشکال مختلف دانش و و مباحث سیاسی جای گرفته است.

هولتزر به خاطر می‌آورد که در این نمایشگاه از هنرمندان، دوستان، و همسایه‌ها دعوت شده بود که متون خود را درکنار مانیفست‌های تاریخی موجود در زمینه‌ی هنر و سیاست عرضه کنند. و از آن‌ها درخواست شده بود که «به شکلی آنچه را که دوست دارید – یا دوست ندارید – اتفاق بیفتد، آنچه را که نزد شما از همه‌چیز عزیزتر است، و آنچه که شما را به خشم می‌آورد بگویید، بنویسید، یا به نوعی به صورت یک تصویر ارائه دهید».

آوای مضطرب زنانه، جون سایمون در گفت‌وگو با جنی هولتزر

جون سایمون: در سال 1990 ، شما اولین زنی بودید که آن زمان در تاریخ تقریباً یکصدساله‌ی این دو سالانه با نمایشی یک نفره، ایالات متحده را ارائه دادید. نمایش شما برنده‌ی جایزه‌ی صاحب‌نام «لئون دو اورو» شد، یعنی برنده‌ی جایزه‌ی بزرگ «بهترین غرفه‌ی نمایشگاه». این نمایش تغییری چشمگیر را در آثار شما برجسته می‌کرد. فی‌المثل، در سال 1977 برخی از متون روی پوسترهای کاغذی که شما به طور ناشناس در خیابان‌های نیویورک می‌نوشتید، جای خودشان را به روی گراوری تیزابی روی سنگ مرمر دادند که مناسب کاخ بود، به ویژه کاخ رؤسای جمهوری ونیز. در این جا «متلک‌ها»ی شما، که روی سنگ حک شده بودند، زیر پا ظاهر شدند؛ در ضمن این متلک‌ها بر روی نشانه‌های الکترونیکی‌ای بودند که به شکل مجموعه‌ای پیچیده و مرورگر بر نوشته‌های شما ظاهر شدند. و از دید بینندگان «کولاکی از آتش» بودند. نمایش سال 1990 سخن‌گویان ناشناس و بی‌جنسیت بدیهیات (1979 – 1977) ابتدایی شما را درهم می‌آمیخت. در ضمن آشکارا آوای مضطرب و شدیداً زنانه و شخصی متون «مادر و کودک» (1990) را نشان می‌داد. این برای شما به چه معنا بود؟

جنی هولتزر: از آن‌جا که من نماینده‌ای رسمی بودم. بی‌اندازه خودآگاه بودم. من نمی‌خواستم اولین زنی باشم که ضایعش می‌کنم. بدجور درگیر گرفتاری شخصی خودم بودم. پریشان شده بودم چون بچه‌ام با من سر لج افتاده بود و شوهرم آشفته بود. از پا افتاده بودم. دوسالانه‌ی ونیز بعد از نمایش‌های «دیا» و «گوگنهایم» در نیویورک بود. دست آخر آن که خوش‌حال بودم که نوشته‌ام بچه داشتن چه جوری است. از این موهبت برخوردار بودم که گه‌گاه در ونیز قدم بزنم. خوش‌حال بودم که قادرم اثری را کامل کنم.