شماره 79

تولد و چشم‌اندازهایی محدود از طبیعت و هستی / افشین شاهرودی

انسان از بدو پیدایش تاکنون همواره از خود پرسیده است: «من کیستم؟ از کجا آمده‌ام؟ پیش از تولد کجا بوده‌ام؟ و پس از مرگ به کجا خواهم رفت؟» تمام دستاوردهای بشر در زمینه‌های مختلف علم و هنر و فلسفه در راه یافتن پاسخهایی قانع کننده به این سؤالات حاصل شده است. انسان همواره از مرگ و نیستی در هراس بوده و کوشیده است به نوعی خود را جاودانه کند. مجموعۀ عظیم اسطوره‌ها و آثار هنری در طول تاریخ به خوبی نمایانگر میل بی‌پایان بشر به جاودانگی است.

دستاوردهایی نظیر دوربین عکاسی نیز در جهت جاودانه کردن واقعیت که در نهایت وجود خود انسان را در برمی‌گیرد، ساخته شده است. با این دیدگاه از این عکس خسرو پیغامی چه تحلیلی به دست می‌آید؟

در اولین برخورد با عکس، عناصری چند جلب توجه می‌کند: یک شبکه تار عنکبوت (به نشانۀ متروکه شدن)، چند قاب عکس کوچک کهنه و قدیمی (به نشانۀ فراموش شدن)، یک پاکت نامه (به نشانۀ دوری)، یک تیغ صورت‌تراشی قدیمی (به نشانۀ نوعی تهدید و ترس)، یک دستگاه قدیمی و ظاهراً از کار افتاده (به نشانۀ پیری)، چند پروندۀ بلااستفاده (به نشانۀ تمام شدن) و یک پر معلق در فضا که در این مجموعۀ ساکن نوعی جنبش و تداوم را القا می‌کند. ولی آیا مجموعۀ این عناصر در ارتباط با یکدیگر حاوی پیامی نیز هست؟ چند شیء قدیمی کنار گذاشته شده در مقابل یک کمد چوبی کهنه که همگی به گذشته نظر دارند. تمام عنصر به عامل زمان تأکید می‌کنند که مشخصاً مفهوم مرگ را در خود دارد. تاریکی حاکم بر صحنه این برداشت را تقویت می‌کند. تاریکی، سمبل ناآگاهی و ناشناخته‌هاست که مرگ، اکمل آنهاست.

نور ضعیفی که از زاویۀ بالا و طرف راست کادر به موضوع تابیده نور طبیعی است و از منبع خورشید برخاسته که می‌توان نآننینیسمنشتبمنتسنمظزتهخحضثلص9ض8آن را به الوهیت تعبیر کرد. این نور بی‌آنکه تمام تاریکی را روشن کند تنها جزئیاتی از صحنه را نمایان ساخته است که می‌تواند اشاره‌ای به عمر محدود انسان به شمار آید که از لحظه‌ای آغاز می‌شود (تولد) و چشم‌اندازهایی محدود از طبیعت و هستی را می‌بیند (حیات) و بعد از بین می‌رود (مرگ). و حقیقت کماکان در تاریکی پنهان می‌ماند. تمام رنج و ترس و اضطراب بشر از این است که نمی‌داند در تاریکی مرگ چیست. اما در این مجموعۀ تاریک و سرد که همه چیز حاکی از گذر زمان و نزدیکی مرگ است، چیزی سکوت و سکون را شکسته است: پر! حرکت پر در فضا و در چشم بیننده آغاز می‌شود اما در ذهن او تداوم می‌یابد. تداومی به سوی گذشته و آینده. به پیش از تولد و بعد از مرگ. این حرکت نیز در مسیر نور و در تضاد با تاریکی تداعی‌کنندۀ زندگی کوتاه انسان است که در برابر کل هستی و هیولای زمان انگار یک ثانیه بیشتر طول نمی‌کشد. از لحظۀ رها شدن (تولد) تا افتادن بر خاک (مرگ). زیبایی این عکس و خلاقیت عکاس تنها در کشف این کیفیت (خود آگاه یا ناخودآگاه) و دوام بخشیدن به آن یک ثانیه است.

بعید است که پر، به صورت تصادفی به هنگام عکسبرداری در صحنه پیدا شده باشد. این صحنه قاعدتاً با دخالت عکاس ایجاد شده است. در این صورت باید گفت اگر تعریف سمبلیک عکاسی متوقف کردن زمان یا تداوم بخشیدن به آن است پس معنای این عکس به دلیل تأکید مضاعفی که عکاس بر این موضوع کرده است نوعی اعتراض به مرگ یا انکار آن نیز هست. همان چیزی که در ابتدای مطلب به عنوان میل به جاودانگی در نزد انسان از آن یاد شد. البته اگر این لحظه تصادفی هم شکار شده باشد این برداشت تغییر نمی‌کند. زیرا آنچه مهم است دیدن، درک، و ثبت لحظۀ معناداری است که فقط یک‌بار اتفاق افتاده و بعد برای همیشه ناپدید شده است. سرعت عمل عکاس در ثبت این واقعه تنها نتیجۀ تسلط او بر فن و ابزار کار خویش است نه بر عواقب مترتب بر آن.

با وجود آنکه تمام عناصر و عوامل عکس از جمله ترکیب‌بندی عمودی (میل به جاودانگی)، چاپ سرد و دامنۀ رنگمایه‌های خاکستری (سکون مرگ)، وضوح و دقت تصویر (تأکید بر واقعیتها) در خدمت ارائۀ مفهوم قرار دارند، اما تمهید گرافیکی به کار رفته در پایین عکس در ارتباط با معنای آن قابل توجیه نیست.

برای دریافت رایگان مقاله روی گزینه‌ی خرید در زیر تصویر کلیک کنید.

پیش خرید شماره 80

ویژه‌نامه هنر شهرهای ایران (2)

120 هزار تومان

90 هزار تومان

ارسال رایگان به سراسر کشور