36

تهران، شهر ای کاش می‌توانستم / مسعود بهنود

شهر من، جایی که چشم دوخته به سقف اتاقی در مرکز آن، دیده به جهان گشودم، آن جا که در کوچه کوچه‌هایش آواز خوانده‌ام، در کوبه‌کويش عاشق بوده‌ام، در گوشه گوشه‌اش زار زده‌ام، بر پشت بام چشم به ستاره‌ها دوخته و از لای ململ پشه‌بندش ستاره شمرده‌ام و خواب‌های شيرين ديده‌ام. در شب‌های بیماری هذیانش گفته‌ام، شهری که پشت ابر ساليان دارد محو می‌شود. ...