>> شماره 36

تنِ تهران / مهران مهاجر

تنِ تهران به قلم مهران مهاجر

«من خواب ديده‌ام ...

و كور شوم

اگر دروغ بگويم»

تهران تن‌اش هم سرد است و هم گرم. تهران تن‌اش نه سرد است و نه گرم. تهران مي‌سوزد يا من سرداَم است؟ تهران تن‌اش هم مال همه است و هم مال هيچ كس. تهران  تن‌اش  نه مال كسي است و نه مال هيچ كس. تهران مال كيست؟ تهران تن‌اش هم خون دارد و هم رگ. تهران تن‌اش بي‌رگ است و بي‌خون. خونِ تهران كجا رفته است؟  تنِ تهران رگ‌اش  كجا  پاره شده است؟ رگِ تهران را كه زده است؟ تهران تن‌اش هم پوست است و هم گوشت. تهران تن‌اش نه پوست است و نه گوشت. پوست تهران را كه كنده است؟ گوشت تهران را كه به سلاخي برده است؟ تهران تن‌اش هم صاف است و هم آماسيده. تهران تن‌اش نه صاف است و نه آماسيده. تهران تن‌اش كِي ورم كرد؟

تاول‌هاي تن تهران  كجا سرباز كرد؟ تنِ تهران تاول‌هاي‌اش كِي خشكيد؟ تهران تن‌اش هم صدا است و هم سكوت. تهران تن‌اش نه صدا است و نه سكوت. تنِ تهران كِي به صدا در‌آمد؟ تن تهران را كِي ساكت كردند؟ تهران تن‌اش هم پر است و هم خالي. تهران تن‌اش نه پر است و نه خالي. كِي بود كه تهران را پر كرديم؟ يادمان نرود. كِي بود كه تهران را خالي كردند؟ به كدامين گناه؟ تهران تن‌اش هم ديوار است و هم راه. ديوار را كه ساخته است؟ راه را كه مي‌رود؟ تهران تن‌اش هم بازدم است و هم دم. تهران تن‌اش نه بازدم است و نه دم. تن تهران كي به نفس‌نفس افتاد؟ تهران تن‌اش از نفس افتاد؟ تنِ تهران سوراخ‌هايش هم باز است و هم بسته.  تنِ تهران سوراخ‌هايش نه باز است و نه بسته. سوراخ‌ها را كِي بستند؟ سوراخ‌ها را كِي بازكنيم؟ باز كرده بوديم؟ دوباره كِي باز كنيم؟ تهران تن‌اش هم قرمز است و هم سفيد. تهران تن‌اش هم سفيد است و هم سبز. تن تهران نه سفيد است و نه قرمز، و نه سبز. كه رنگ را از تنِ تهران زدود؟ خاكستري از آن ماست. تهران تن‌اش هم زخمي است و هم زخمي. تهران تن‌اش زخمي است. پس چرا تهران تن‌اش خاكستري است؟

تهران تن‌اش آبستن است.

«همه مي‌ترسند، اما ...

همه مي‌دانند

همه مي‌دانند»

برای دریافت رایگان مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید