59

تلوس تخنه یا‌؛ هنر حیات جمعی / کریم میرزاده‌اهری

وقتی حرف ربطِ «و» میان دو کلمه و دو مفهوم میانجی‌گری می‌کند، درواقع همان نقشی را ایفا می‌کند که سیمان میانِ دو موزاییک؛ سیمان دو موزاییک را به هم وصل می‌کند، اما پیشاپیش این حقیقت را باور و اقرار کرده است که جدایشی و شکافی میان آن دو موزاییک وجود داشته و دارد. و نیز، سیمان علی‌رغمِ تمامی حمیّت‌اش برای وحدت‌آفرینی میانِ آن دو، ناخواسته، نشانه‌ای بارز می‌شود برای آن شکاف؛ آن «و»، ندا دهنده‌ی شکافی و تنشی است میان آنچه در دو سوی ِآن قرار گرفته است. و دراینجا، «و»یِ میان «هنر» و «زندگی جمعی»، پیش از آنکه تبیینی از یک رابطه‌ی انداموارانه میان آن دو باشد، هشداری و تلنگری است بر یک شکاف؛ شکاف میان هنر و زندگی جمعی (و البته خواستی برای ادغام این دو).