28

تلفیق یا التقاط، تزریق یا ضرورت / گفت‌وگو با نصرت‌اله مسلمیان

این نوشتار متن پیاده شده‌ی گفتگوی ایمان افسریان با نصرت‌اله مسلمیان پیرامون نقدهای مسلمیان به مطالبی در شماره‌ی 27 مجله درباره‌ی شرح و نقد عملکرد چهار نفر از نقاشان برجسته‌ی نسل گذشته، است. عمده‌ی این نقدها متوجه مقاله‌ی «پاکباز در نوشتار» نوشته‌ی هدی اربابی و ایمان افسریان است (لینک دسترسی). به گمان مسلمیان نویسنده‌‌ی این مقاله تفاوت میان نگاه تلفیقی و التقاطی را نادیده گرفته است و برای روشن‌تر کردن نقد خود سعی می‌‌کند تفاوت متدولوژی این دو را توضیح دهد. به گمان او تفکر تلفیقی به معرفت‌شناسی و خودآگاهی تکیه می‌کند ولی تفکر التقاطی تفکری مصرفی و بدون آگاهیِ فرهنگ‌ها است. «به نظر من روش تلفیقی اگر بتواند خود را به شناخت نزدیک‌تر کند می‌تواند ارتباطی تعاملی بین میراث گذشته‌ی ما و تجربه‌ی جهان مدرن برقرار کند. امکانات چنین نگرشی را هم خودِ تجربۀ مدرنیته برای ما فراهم می‌کند.» به گمان افسریان ما با جریان فکری صد ساله‌ای روبرو هستیم که طیف‌های مختلفی در آن به مسأله‌ی گذشته و آینده و غرب و هویت و غیره پرداخته‌اند و کوشیده‌اند تا شکاف سنت و مدرنیته را پل بزنند و به دلیل این تکثر این برداشت‌ها و روش‌ها نمی‌توان مرز روشنی میان التقاط تلفیق بازشناخت. مسلمیان گزاره‌ها و استنباط‌های نگارندگان این مقاله را کلی‌گویانه، شتابزده و تقلیل‌گرا می‌داند. او در ادامه نقدهایی نیز نسبت به مقاله‌ی ثمیلا امیرابراهیمی با عنوان «پاکباز و الخاص» که در همان شماره منتشر شده است (لینک دسترسی) مطرح می‌کند. به گمان مسلمیان، امیرابراهیمی نیز با وجود تلاش ارزشمندی که در مقاله‌ی خود برای تصویر کردن نقش برجسته‌ی پاکباز و الخاص در تحولات نقاشی معاصر ایران کرده است، گرفتار کلی‌گویی و تقلیل‌گرایی شده است.