26

تبلیغات در خدمت فرهنگ یا برده‌ی اقتصاد / ترجمه: ندا فعلی

مقدمه‌ی «تبلیغات در خدمت فرهنگ یا برده‌ی اقتصاد» ترجمه‌ی ندا فعلی است.

هر روز در همه‌ی لحظات زندگیمان در حال دیدن و یا شنیدن آگهی‌های تبلیغاتی هستیم. حتی اگر روزنامه نخوانید و تلویزیون تماشا نکنید و هنگام راه رفتن در خیابان سرتان را پایین بیاندازید بازهم به نوعی از آگهی برخورد خواهید کرد، خواه تبلیغی روی دیوار یک فروشگاه محلی باشد، خواه برگه‌های تبلیغاتی که در صندوق پست انداخته می‌شود و یا کارتهایی که روی پنجره‌ی دکه‌ی روزنامه فروشی سر خیابان چسبانده شده‌است.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای مطالعه‌ی سایر مقالات پیرامون تبلیغات اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

ما معمولا وجود تبلیغات را امری مسلم و بدیهی تلقی می‌کنیم. اما بسیاری از مردم، از جمله کسانی‌که خود کار تبلیغات انجام می‌دهند، بر این باورند که آگهی‌ها یکی از نیروهای موثر در زندگی ما هستند. آگهی‌ها نه تنها منجر به فروش کالاها و یا انجام خدمات می‌شدند، بلکه خود تولیدات مهمی محسوب می‌شوند. به گفته‌ی یک منتقد تبلیغات، جودیت ویلیامسن «تولیداتی که همه‌جا حاضرند و  ما را با عکاسی تبلیغاتی روبه‌رو می‌کنند.»

از جهتی تبلیغات «هنر رسمی» ملت‌های صنعتی و پیشرفته‌ی مغرب‌زمین است. تبلیغات روزنامه‌های ما را پر می‌کند و سطح شهر را می‌پوشاند، موسسه‌ی سازمان‌یافته‌ای است که تعداد زیادی هنرمند، نویسنده و کارگردان در اختیار دارد و بخش بسیار بزرگی از تولیدات رسانه‌های جمعی را در بر می‌گیرد. همچنین بر سیاست‌ها و نیز ظاهر رسانه‌ها تاثیر می‌گذارد. و آنها را به نقطه‌ی توجه و تمرکز اقتصاد تبدیل می‌کند...