>> شماره 28

تاریخ و تحلیل اثر هنری / مجید اخگر

«در شمارۀ گذشته از دوگانگی میان خود تصویر و ویژگی‌های زیبایی‌شناختیِ آن، با زمینه‌ها، متن‌ها و بسترهایی سخن گفتیم که اثر به واسطه‌ی آن‌ها معنا می‌یابد و در متن تاریخچه‌ی زندگی فردی هنرمند، تاریخ هنر و نهایتاً تاریخ عمومی یک برهه‌ی زمانی و فرهنگ خاص جای می‌گیرد. اما با توجه به این دوگانگی‌ها، تصویر را باید چگونه تحلیل و تفسیر و درک کرد؟ با تکیه بر خودِ آن و آنچه به صورت نامشروط و بی‌واسطه در برابرمان حضور دارد، یا با عطف توجه به زمینه‌هایی که به اثر معنا می‌بخشند و آن را به مجموعه(ها)ی دیگری از نقاشی‌ها و گفتارها و پدیده‌های بشری مرتبط می‌سازند؟» نگارنده در این یادداشت می‌کوشد در ادامه‌ی بحث خود در یادداشت اثر هنری و تاریخ هنر (اینجا) با کاویدن نسبت میان آثار هنری و زمینه‌های تاریخی و عینی خلق آن‌ها، به این پرسش‌ها پاسخ دهد. به گمان اخگر، هر یک از این دو شیوه‌ی مواجهه با آثار هنری، که می‌توان اولی را مبتنی بر انگاره‌ی فرمالیسم، و دومی را مبتنی برا انگاره‌ی بینامتنیت دانست، امکاناتی در اختیار ما قرار می‌دهد و در عین حال ما را دچار محدودیت‌هایی می‌کند. او می‌کوشد تا تقابل میان این دو انگاره را با ارجاع به نظریه‌پردازان برجسته‌ی هر نحله توضیح دهد. در عین حال او معتقد است برای فهم آثار هنری انتزاعی‌تر یا آثاری با مضامین نمادین که به ویژه در دوره‌ی معاصر بسیار پرتکرار هستند، بدون مجهز بودن به برخی اطلاعات زمینه‌ای نخواهیم توانست به معنای مورد نظر هنرمند راه پیدا کنیم.