18

تأملاتی در باب تجربه‌ی یک غیبت، ترجمه‌ی مدرنیته / صالح نجفی

ما، ایرانیان، مدرنیته را نه تجربه، بلکه ترجمه می‌کنیم، درست‌تر بگوییم، ما مدرنیته را در قالب « ترجمه» تجربه می‌کنیم- در دوتراز، ما به واسطه‌ی ترجمه‌ی «متن» هایی که در وضعیت مدرن تولید شده‌اند در راه تجربه‌ی چیزی گام برمی‌داریم که هنوز نامش بر ما (و شاید بر هیچ‌کس) روشن نیست. در وهله‌ی بعد، می‌کوشیم بر آنچه به گمان خویش در کار تجربه‌اش هستیم نامی بگذاریم، شاید مدرنیته، اما این که تجربه‌ی مدرنیته در وضع کنونی ما در قالب ترجمه صورت می‌ذیرد معنای دیگری هم دارد: احتمالا یرای همه کسانی که بعد از تحقق وضعیتی درصدد برمی‌آین تا آن وضعیت را تجربه کنند، راهی جز ترجمه‌ی آن ندارند و اگر چنین باشد، برای این کسان آغاز تجربه‌ی آن وضعیت، جز از راه مواجهه با پاره‌ای متون، پاره‌ای الفاظ، میسر نمی‌شود.