9

به قصد زیارت، نه به هوس سیاحت / گفت‌وگو با آریاسپ دادبه

این نوشتار حاصل گفتگوی ایمان افسریان و مریم اطهاری با آریاسپ دادبه پیرامون مفهوم «حافظه‌ی تاریخی» است. هدف از این گفتگو روشن‌تر شدن مفهوم حافظه‌ی تاریخی و نسبت آن با اثر هنری و تاریخ هنر است. دادبه ابتدا می‌کوشد تا تفاوت حافظه‌ی تاریخی با تاریخ هنر یا میراث فرهنگی را روشن کند و سپس رابطه‌ی تاریخ هنر با حافظه‌ی تاریخی را شرح می‌دهد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای دیدن مقالات آریاسپ دادبه اینجا کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

شما در دو شمارۀ گذشتۀ مجله روی مفهومی تأکید کرده‌اید به اسم حافظۀ تاریخی و اثر هنری. می‌خواهیم سعی کنیم در این گفت و گو کمی مفهوم آن باز شود. بهتر است از اینجا شروع کنیم؛ مفهوم حافظۀ تاریخی که شما می‌گویید چه فرقی با تاریخ هنر یا میراث فرهنگی می‌کند؟

آریاسپ دادبه: آن چیزی که امروزه به عنوان میراث فرهنگی از آن نگهداری می‌شود شکل سرمایه‌ای دارد. اگر به تاریخ این مسئله نگاه کنیم بهتر می‌شناسیمش. در قرون وسطی هیچ‌کس نمی‌آمد آثار گذشتگان را جمع‌آوری و نگهداری کند. یعنی آن موقع این چیزها سرمایه (ارزشمند) نبود.

تا قبل از اینکه «واساری» تاریخ هنر بنویسد و در ونیز و فلورانس و رم آنتیک‌فروشی‌ها به عنوان یک صنف شکل بگیرند، این چیزها میراث و سرمایۀ فرهنگی نبودند. پس از آن کشورهایی که نیروهای نظامی قوی داشتند به دیگر کشورها رفتند و آثار آنها را چپاول کردند و نخست موزه‌های بزرگ را درست کردند و بعد موزه‌های موضوعی درست شد و بعد خانه اشخاص فرهنگی را حفظ کردند و در آخر موزه‌های آموزشی ساخته شد. در حقیقت شروع داستان از دوران استعمار بود. فقط موزه هم نبود. باغ وحش هم در همین زمان درست شد. حیواناتی که ندیده بودند را از اندونزی تا آفریقا جمع کردند و در معرض دید گذاشتند. این سیستم را نظام قدرت شکل داد.

در قرن 19 ناپلئون لشکر می‌کشد به ایتالیا. بسیاری از آثار ایتالیایی در لوور دزدی‌ست. آلمان‌ها هم اگر جایی را اشغال می‌کردند آثار را با خود می‌بردند. نه به عنوان یک چیز فرهنگی بلکه به عنوان یک شیء سرمایه‌ای برای پشتوانۀ پول. مانند 40000 اثر هنری و نوشته مانویانِ ایران در آکادمی برلن که فن لوکوک از کتابخانه «توزمان» دزدید.

این شکل جمع‌آوری و انباشت اشیاء هنری خصلت انبارداری دارد. همان نگاهی که تمدن جدید نسبت به طبیعت دارد. انسان مدرن حق خودش می‌داند نیروهایی که در طبیعت هست را استخراج کند، انبار کند تا یک منبع ثابت و مطمئن درست کرده باشد. این منبع ثابت به او اجازه می‌دهد که چیزی را به چیز دیگر تبدیل کند. فرض بفرمایید سدی می‌سازد.