>> شماره 36

برو اینجا وا نستا / شهریار توکلی

شهریار توکلی در یادداشت «برو این جا وای نستا» احساسات پراکنده و گاه متضاد خود نسبت به تهران را بازگو می‌کند. تهران شهر ایستادن نیست، شهر حرکت کردن است. در تهران کسی نمی‌خواهد تو ناظر بر او باشی، همه چیز شخصی‌تر است. حتی زیبایی‌های شهر در درون خانه‌های انسان‌ها عیان‌تر است تا در چهره بیرونی شهر. تهران برای پیاده روی و قدم زدن جایی ندارد. هر بخش از تهران داستان خود دارد و گویی هر کدام شهرستان جداگانه‌ای است. نویسنده به زعم خود با توسل به نوستالژی چهره‌ی مورد علاقه‌ی خود از تهران را توصیف می‌کند.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید

بخشی از متن:

"تهران" تنها موضوعي است که شلختگي هاي ذهني و رفتاري آدم را توجيه (و حتي تأييد) مي کند. پس اين شماره را غنيمت است.

تهران شهر ايستادن نيست. شهر حرکت کردن است. مهم نيست کجاش باشي و در چه مرتبتي باشي. در هر شرايطي به تکان خوردن واداشته مي شوي. اينکه تو کجاي تهران بِايستي براي ديگران خيلي اهميت ندارد، چون هر کجاش بايستي مسبب دردسري، مورد سوءظني، باعث سد معبري، به چشم چراني متهمي، و خلاصه مشکوک به خلافي. در تهران يا بايد بنشيني سر‌جات، يا بايد دائم حرکت کني. مهم نيست کجاي تهران حرکت کنيم. فقط مهم است که نايستيم و مدام گاز بدهيم و حرکت کنيم؛ و ديوانه‌وار و جنون‌آسا با حرکات هليکوپتري از تهران‌پارس به هايپر، از پونک به جگرکي‌هاي آبعلي، از فرمانيه به سرخاک، و از خزانه تا درکه را سير کنيم و يا حتي فقط يک خيابان (مثلاً ايران زمين) را مدام بالا پائين و چپ و راست کنيم. « پژو حرکت کن... پژوووو مگه با تو نيستم. راه بيفت زودتر» در تهران اگر بِايستي امکان ديد خواهي داشت. خوب نيست. هيچکس نمي‌خواهد که تو ناظر او باشي. هرکسي در هرکجا، حضور تو را برنمي‌تابد. مگر آن که با مهر و محبت و منفعت، خلافش را ثابت کني. «قربون شکلت، برو اون طرف تر واستا هرکاري دلت خواست بکن.» «جمعي از کسبة محترم محل»

در تهران اگر بِايستي ديده مي‌شوي، خوب نيست.

افزايش سرسام آور اين همه اتومبيل شخصي در تهران، بخشي اش به خاطر سهولت در جا به جايي و طي طريق است، اما بخش ناخودآگاه آن به تمايل (و يا ضرورت) دروني آدم‌ها براي ديده نشدن برمي‌گردد. شهرونداني چون من که ديفالت، خود را در اين فضاي شهري، متخلف و سوژه‌اي مناسب تعدي و هجوم مي پندارند، ترجيح مي‌دهند که در ماشين‌هاي شخصي شان (کنام امن شهروندان تهراني) تردد کنند. «آقا، تا مي‌شينين تو ماشين‌تون، درها رو از تو قفل کنين... هيچ اعتباري نيست.» «توصيه هاي خانوادگي پس از حوادث شخصي»..