>> شماره 58

بازیابی حواس: ایده و عمل هنر آلمان / مجید اخگر

تز اصلی مجید اخگر در مقاله "بازیابی حواس: ایده و عمل هنر آلمان" آن است که در سنت هنری آلمان ویژگی‌ها و پتانسیل‌هایی برای بهبود هنر معاصر، یا به بیانی صریح‌تر خروج آن از وضعیت بن‌بست فعلی وجود دارد. این پتانسیل‌ها را باید در لایه‌ی محسوس آثار هنری، یا به بیان دقیق‌تر، نوع رابطه‌ی میان لایه‌ی محسوس و مفهومیِ هنر سراغ گرفت. این قطب‌های دوگانه اعم از اینکه ما به صورت آگاهانه به آن بیاندیشیم یا نه، همواره در آثار هنری وجود دارند. و نوع تعادل‌های میان آنها در طول تاریخ اشکال، جریان‌ها و سنت‌های هنری مختلف را از یکدیگر جدا کرده است. فرض اخگر در این مقاله آن است که وجو حسانی هنر در هنر معاصر تا حدود زیادی مغفول مانده است.

به این ترتیب، در ابتدای بحث با تحلیل برخی از نمونه‌های تاریخ هنر مدرن آلمان، ویژگی‌ها یا پتانسیل مورد نظر را در آنها به بحث می‌گذارد. سپس با پیوند زدن بحث با سنت زیبایی‌شناسی که از نیمه دوم قرن هجدهم، عمدتا در آلمان شکل گرفت. پتانسیل سنت هنری آلمان را در نسبت با برخی مسائل محوری زیبایی‌شناسی را توضیح می‌دهد. و مشکل هنر معاصر را در نفی زیبایی‌شناسی پیگیری می‌کند. در نهایت در پایان مقاله بحث در مورد نسبت میان زیبایی‌شناسی و هنر و امکان‌های آن در زمان حال را عمدتا از رهگذر آثار گرهارت ریشتر به بحث می‌گذارد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن تمام مقالات مجید اخگر اینجا را کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

تز اصلی نوشته‌ای كه پیش رو دارید آن است كه در سنت هنری آلمان ویژگی‌ها و پتانسیل‌هایی برای بهبود هنر معاصر، یا به بیان صریح‌تر، خروج آن از وضعیت بن‌بست فعلی وجود دارد. این پتانسیل‌ها را باید در لایه‌ی محسوس آثار هنری، یا به بیان دقیق‌تر، نوع رابطه‌ی میان لایه‌ی محسوس و مفهوم، جزئی و كلی، و زیبایی شناختی و مفهومی هنر سراغ گرفت. این قطب‌های دوگانه اعم از این‌كه ما به صورت آگاهانه به آنها بیندیشیم یا نه. همواره در آثار هنری وجود دارند و نوع تعادل‌های میان آنها در طول تاریخْ اشكال، جریان‌ها، و سنت‌های هنری مختلف را از یكدیگر متمایز كرده است. فرض این نوشته آن است كه وجه حسانی هنر در هنر معاصر تا حدود زیادی مغفول مانده است. یا به بیان دقیق‌تر تعادل(ها)ی نادرست یا مسئله‌داری میان وجوه حسی و مفهومی و كلی و جزیی بر سرمشق غالب هنر دوران ما حاكم است. ...