49

بازیابیِ نقد / مایکل شره‌یاک / صالح نجفی

این متن ترجمه‌ای است از مقاله‌ی The Recovery of Criticism که در سال 2008 در کتاب ،The State of Art Criticism به ویراستاری جیمز الکینز از سوی انتشارات راتلج منتشر شده است.

«غایت نقد چیست؟» این پرسشی است که ریچارد ولهایم فیلسوف بریتانیایی طرح می‌کند و شره‌یاک در ضمن نوشتار خود مروری اجمالی به برخی نظریه‌هایی دارد که در قرن بیستم سودای پاسخ به این پرسش را داشته‌اند. هدف نویسنده در این نوشتار اعاده‌ی حیثیت به نقد هنری در دوره‌ی معاصر است که به گمان او دچار نوعی انحطاط و بحران شده است. عمده‌ی مباحث این نوشتار معطوف به نشان دادن نارسایی‌ها و به چالش کشیدن جریان فرمالیسم و نظریه‌پردازان و پیروان آن در نقد هنری است. او با ارجاع به آراء و آثار متفکران و مورخان هنر همچون پل دومن، ادگار ویند، جیمز الکینز و جان راسکین می‌کوشد تا وضعیت کنونی نقد هنری و سویه‌ها و انگاره‌های نظری آن را آسیب‌شناسی کند و ناکارآمدی نگاه فرمالیستی در نقد هنری را آشکار کند. به اعتقاد نگارنده کوشش‌های بسیاری از هنرمندان از دهه 1960 به این سو نیز معطوف به اصلاح روش‌های نظریه‌ی فرمالیسم بود. نویسنده همچنین به تبیین موقعیت منتقدان هنری در عالم هنر معاصر و ضرورت تخصصی‌تر شدن این رشته و تبدیل آن به یک رشته‌ی مستقل در علوم انسانی می‌پردازد. «نقد به منزله‌ی بازیابی» و «نقد به منزله‌ی بازنگری» دو رهیافت کلی‌ای هستند که نویسنده در پایان نوشتار خود به نقل از ولهایم در پاسخ به پرسش از غایت نقد هنری مطرح می‌کند.