16

هنرمند متجدد – هنرمند بازاری (2) / ایمان افسریان

این نوشتار، همسو با دیگر مقالات این پرونده، در ادامه و پاسخ به برخی انتقادات مطرح شده به مقاله­‌ی «هنر متجدد-بازاری» به قلم همین نویسنده است. مقاله‌ای که در شماره‌ی 14 حرفه: هنرمند منتشر شد. بنیان نظریِ مقاله‌ی‌ مذکور متأثر از نظریه‌ی جامعه‌شناسی هنر پی‌یر بوردیو است. ایمان افسریان می‌کوشد در این مقاله جهت رفع برخی سوءتفاهم­های برآمده از مقاله‌ی پیشین، برخی از مفاهیم مرتبط با این نظریه را همراه با مصداق‌های مرتبط با آن در جامعه‌ی هنری امروز ایران، خاصه در مورد شهر تهران، روشن‌تر کند. ایده‌ی محورین این نوشتار به نسبت میان سرمایه‌ی نمادین و سرمایه‌ی مالیِ هنرمندان می‌پردازد. مقاله تلاش­ می‌کند برای دستیابی به هر یک متمرکز شود.

ایمان افسریان می‌کوشد در این نوشتار بعضی از رفتارهایی را که از سوی هنرمندان متجدد ما برای به دست آوردن هر دویِ این سرمایه‌ها صورت می‌گیرد، توضیح دهد. او استادی در دانشگاه‌های هنر را ساده‌ترین کار با بیشتری سرمایه‌ی نمادین می‌داند.  در درجه‌ی بعد عضویت و حضور در هسته‌های کوچک دوستانه-گروه‌های هنری-انجمن‌ها، استاد هنر بودن در خارج از فضای دانشگاه در عین حفظ ارتباط با دانشگاه­، سفیر فرهنگی بودن و هنرمند نقاش بودن را راه‌هایی برای کسب هر دو سرمایه‌ی نمادین و مالی می‌داند. او در ادامه توضیح می‌دهد که عده­ای از هنرمندان هم تلاشی برای کسب سرمایه‌ی‌ نمادین نمی‌کنند. در پایان تلاش می‌کند به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری مختصری نسبت به مباحث طرح شده در هر دو مقاله دست یابد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای دیدن مقالات ایمان افسریان اینجا کلیک کنید.

بخشی از مقاله:

مقالۀ «هنر متجدد- بازاری» در شماره 14 «حرفه: هنرمند» به قلم ایمان افسریان منتشر شد. بخشی از مخالفت‌ها به دلایل درست، ناشی از ضعف علمی مقاله بود. البته بخشی از آن به علت ضعف در بیان منظور من صورت گرفت.  احتمالاً بخش دیگر انتقادات به علت پیش‌انگاشته‌ها و تعلق خاطر منتقدین به هنر متحدد بود. در اینجا من هم قصد دارم ایدۀ خود را تکمیل کرده، بعضی سوءتفاهم‌ها را مرتفع کرده و به بعضی انتقادات پاسخ گویم.