41

ایده‌ی انقلابی مونتاژ / محمد رضایی‌راد

مونتاژ شیوه‌ای فنی است که بیشتر در حوزه‌ی سینما شناخته می‌شود. مقاله‌ی «ایده‌ی انقلابیِ مونتاژ» به نمونه‌هایی از مونتاژ در تاریخ هنر می‌پردازد که ایده‌ای فراتر از منسجم کردن نماهای یک فیلم است. نویسنده با تحلیلی از تابلوی فریدا کالو آغاز می‌کند و این نقاشی را با ویژگی‌های مونتاژگونه‌اش به آثار جان دوس پاسوس، نمایشنامه‌های برشت، فیلم‌های آیزنشتاین و رساله‌ی پاساژهای والتر بنیامین پیوند می‌زند. چه چیزی در این آثار مشترک است؟ آیا همزمانی تقریبی آنها در دهه 1930 میلادی نشانه‌ای بر اشتراک عمیق میان آنهاست؟ محمد رضایی‌راد معتقد است که مونتاژ در هنر شبیه انقلاب در سیاست است. این گزاره در جای جای این مقاله با تحلیل مثال‌هایی از هنر اثبات می‌شود. مهم‌ترین مثال مونتاژ «رزمناو پوتمکین» است. نقطه‌ی مشترک اثر آیزنشتاین و دیگر آثار متکی بر مونتاژ، توجه به لحظه‌ی وقوع و اکنونیت و از میان بردن پیوستگی رویدادها است. رجوع به تاریخ هنر نشان می‌دهد از آن زمان تاکنون، شکل روایت مونتاژی در بسیاری از آثار استفاده می‌شود. آیا این فرم روایت بازگوکننده‌ی زیباشناسی خاصی است؟ مقاله مثال‌هایی از حوزه تجسمی، سینما، تئاتر و ادبیات را با در نظر گرفتن فرض اصلی خود تحلیل می‌کند. این مثال‌ها نشان می‌دهند که هنرمندان با انتخاب مونتاژ علیه تمامیت پذیرفته‌شده در طول تاریخ به پا خاسته‌اند. نویسنده ریشه‌های این انتخاب و همگامی آن با جریان‌های فکری زمان خود را می‌کاود. این نقل قول از راینر فریدریش در مقاله، بیانگر گوشه‌ای از ایده‌ی مقاله پیرامون مونتاژ است: «هسته‌ی اصلی جلوه‌ها و اثرات بیگانه‌ساز همان مونتاژ است، مونتاژ پدیده‌ها را وحدت می‌بخشد تا یک ترکیب ناآشنایِ بیگانه‌شده به دست آید که نتیجه‌ی آن نیز تجریه‌ای شوک‌مانند برای تماشاگر است».