شماره 79

اگر استفاده نکنیم، عقب می‌افتیم / گفت‌وگو با حمید سوِری

ایمان افسریان: از میان کسانی که در سیاست‌گذاری، برگذاری و داوری نمایشگاه هنرهای جدید موزۀ هنرهای معاصر شرکت داشتند، ما شما را – با توجه به تحصیلات و مطالعاتتان – گزینه مناسبی یافتیم تا بتوانیم 1- از لزوم برپایی چنین نمایشگاهی و 2- از معیارهای ارزش‌گذاری آثار مطلع شویم. نخست از عنوان نمایشگاه شروع می‌کنیم. برای عنوان نمایشگاه «هنرهای جدید» را برگزیده‌اید، تا چه اندازه فکر می‌کنید که آثاری که نمایش داده شده، با این عنوان همخوان است. و لطفاً تعریفتان را از کلمه‌ی نو و جدید برایمان بازگو کنید.

حمید سوری: در خصوص عنوان نمایشگاه باید عرض کنم New Art یا هنرهای جدید، از آن جهت انتخاب شد که خواستیم در میان هنرهایی که مثل نقاشی، مجسمه‌سازی، عکاسی و... که برای خودشان جایگاهی دارند، برای خودشان انجمنی دارند، بینالی دارند و لذا نمایشگاه‌های خاص خودشان را دارند، به هنرهایی بپردازیم که طی چهار دهۀ اخیر، در جهان، مطرح شده‌اند و هنرهایی مثل نقاشی، مجسمه‌سازی، را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. این عنوان فکر می‌کنم عنوان فراگیری است چرا که زیرمجموعه‌هایی که مورد توجه ما بوده مثل؛ ویدئو آرت، اینستالیشن، فتوآرت یا آدیوآرت را می‌توانسته به خوبی دربر بگیرد، تعداد آٍاری که به عنوان طرح برای این نمایشگاه رسید خیلی زیاد بودند، اما برای ما مهم این بود که در این محدوده‌ها بگنجند و آثار هنری‌ای که بینال‌های خاص خود را دارند را در این نمایشگاه نپذیرفتیم. لزوم چنین نمایشگاهی فکر می‌کنم بحث خیلی عمده‌ای باشد و بیشتر بتوانیم برای شوقت بگذاریم. من فکر می‌کنم که جهان معاصر نسبت به دور شدن از هنرهایی که ذاتشان با مدرنیسم عجین شده بود احساس نیاز کرده. مدرنیسم می‌خواست آن رسانه‌ها را به صورت بسیار ناب در جهت مطرح کردن ایده‌های بسیار خلاصه شده و ناب، با تکیه بر خود رسانه‌ها به کار گیرد. دوران این نوع نگرش به سر آمده است. در دهۀ شصت میلادی این تفکر مطرح شد که دیگر، هنرهای مثل مجسمه‌سازی و نقاشی نمی‌توانند پاسخگوی نیاز ما باشند، خب این باعث به وجود آمدن هنرهایی مانند کانسپچوال آرت، لند آرت، پرفرمنس و غیره شد که می‌خواست به نیازهای جدید جواب بدهد. این نیازهای جدید بالطبع با فلسفۀ جدید، با فرهنگ جدید، با وضعیت صنعتی جدید، هم میزان و مترادف بود و هنرمندان ناچار بودند برای بیان مفاهیم جدید در مبارزه با فضاهایی که به طور سنتی هنر را در اختیار خودشان داشتند مثل گالری‌ها و موزه‌ها مبارزه کنند و هنر ویژۀ خودشان را به وجود بیاورند. در این دورۀ تاریخی غرب، این اتفاق افتاد و یکی دو دهۀ بعد دیدند که این اتفاق میمونی بود و باید ادامه پیدا کند، اما نباید به قیمت از بین رفتن نقاشی باشد، به قیمت از بین رفتن مجسمه‌سازی باشد. آنها دوباره احیاء شدند و در کنار هم، این تنوع رسانه‌های مختلف هنری را دامن زدند. در ارتباط با ایران باید بگویم که ما اگرچه آن شرایط اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، تکنولوژی و فلسفی را نداریم اما تا حدی هم از آن شرایط تأثیر گرفته‌ایم، درست است که هنوز پساصنعتی نشده‌ایم اما تبعات اینترنت، موبایل، ماهواره و غیره به خوبی اینجا حس می‌شود. ما نمی‌توانیم مانند گذشته به نابگرایی ادامه بدهیم حتی در محدوده‌های فرهنگی خودمان هم نمی‌توانیم فقط و فقط به سنت و مسائل بومی خودمان بپردازیم. به هر حال جهانی شدن در گوشه و کنار جهان تأثیر خودش را می‌گذارد و ما که دچار این فضا شده‌ایم بالطبع نمی‌توانیم فقط و فقط آثاری را با رسانه‌های قدیمی خودمان به وجود بیاوریم اتفاقاً به نظر من این رسانه‌ها و این رویکردهای جدید از رویکردهایی هستند که مناسب و متناسب با نیازهای فرهنگهای مختلف و فرهنگهای بومی است. پس چرا ما خودمان در جهت معرفی این‌گونه کار برنیائیم. مسئلۀ ما اینجاست که می‌توانیم نسبت به دوره‌های مختلف فرهنگی خودمان نگاه انتقادی داشته باشیم، مدرنیسم وارد ایران شد. مدرنیسمی که به هرحال زاییدۀ تفکر خاص غربی بوده است و یک جهت خاصی را در فرهنگ و هنر مطرح می‌کرده که بیشتر آن طرفی بوده است، حالا دوران پس از مدرن (که اتفاقاً به این تنوع‌های فرهنگی و به رویکردهای مختلف بومی بها می‌دهد و آنچه را که اقلیتها در گذشته از آن محروم بوده‌اند را می‌خواهد مد نظر قرار بدهد)، بهترین موقعیت را به ما می‌دهد تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم. اینجاست که لزوم چنین حرکتی را حس می‌کنم.

ایمان افسریان: یعنی اگر ده سال دیگر رسانۀ دیگری با طرز تفکر دیگری در غرب شکل بگیرد که اتفاقاً این حق را برای اقلیتها قائل نشود، آیا فکر می‌کنید به ایران راه پیدا نمی‌کند؟

حمید سوری: چرا! به ایران راه پیدا خواهد کرد، ولی من از کسانی نخواهم بود که از آن طرفداری بکن. یا در جهت اشاعه‌اش گامی بردارم. یعنی من می‌گویم این با معیارهای ما می‌تواند سازگاری داشته باشد. می‌تواند ابزاری باشد در جهت استفاده از آن، از این لحاظ من در جهت اشاعۀ آن گام برمی‌دارم. چون این قالب می‌تواند با فاکتورهای فرهنگی ما همخوان باشد. (حداقل کسانی که به این شیوۀ کار هنری پرداخته‌اند این ادعا را دارند). ....

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.