>> شماره 58

اکسپرسیونیسم آلمان: هنر و جامعه / ولف _ دیتر دوبه / غزاله ابراهیمی

اکسپرسیونیسم آلمان: هنر و جامعه به قلم ولف-دیتر دوبه و ترجمۀ غزاله ابراهیمی

ولف-دیتر دوبه در مقاله‌ی «اکسپرسیونیسم آلمان: هنر و جامعه» در تلاش است تا پیوند مستحکمی که اکسپرسیونیسم آلمانی با شرایط جامعه‌ی آن زمان آلمان داشت را در بستری تاریخی شرح دهد. بخش نخست مقاله شرح دلایل تاریخی این امر است که چرا آلمانی‌ها در قیاس با همسایگانشان تجربه و پذیرش بیشتری نسبت به هنر مدرن داشتند؟ در پاسخ به این پرسش دوبه آلمان را در دوره‌های تاریخی پیش از سال 1871، یعنی سال تشکیل امپراتوری، پس از سال 1871، دوران جمهوری وایمار و جمهوری فدرال آلمان بررسی می‌کند. از این رهگذر او در تلاش است تا به سوالاتی از این دست پاسخ دهد:

چگونه وضعیت و ساختار سیاسی آلمانِ پیش از امپراتوری سبب روی‌آوردن ایالت‌های کوچک به هنر مدرن شد؟ چه شد که نخستین گام‌ها به سمت شکل‌گیری موزه‌ی شهری و در پی آن رشد سریع گرایشات به تاریخ هنر و موزه‌شناسی در آلمان ظهور یافت؟ سیاست‌های فرهنگی و هنری درون‌مرزی و برون‌مرزی در امپراتوری، جمعوری وایمار و جمهوری فدرال آلمان چگونه بود؟ اهمیت پاریس در قرن نوزدهم برای آلمان چگونه بود و چرا هر فرمی از هنر که در پاریس ظاهر مي شد در آلمان بسیار مورد توجه واقع مي شد؟ مرکزیت هنری برلین، رابطه‌اش با پاریس و سیاست‌های هنری حاکم بر آن در این قرن چگونه بود؟

سوالات مقاله

دوبه پس از شرح و بسط موارد بالا به سراغ محور اصلی این مقاله می‌رود؛ اینکه علت طرد امپرسیونیسم و گرایش به اکسپرسیونیسم در آلمان چه بود؟ او با بیان این امر که اکسپرسیونیسمِ آلمان مسأله‌ای صرفا هنری نبود، در تلاش است رابطه‌ی بین سیاست و این جنبش هنری را آشکار کند. از منظر دوبه اکسپرسیونیسم نتیجه‌ی جنبشی معنوی به حساب می‌آمد که هدف آن تماما سیاسی به شمار می‌رفت. اما این سیاست چه بود؟ جنگ! هنرمندان آن زمان آلمان چه دیدی نسبت به جنگ جهانی اول و انقلاب 1918 داشتند؟ آیا این جنگ مایه‌ی نابودی بود یا قرار بود رستاخیزی به ارمغان آورد؟

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

درباره‌­ی نقاشی معاصر آلمان به قلم لیزا سالتزمن

بخشی از متن:

زمانی که آلفرد بار در سال 1933 نمایشگاهی با عنوان Deutsche Malerei und Bildhauerei (نقاشی و مجسمه‌سازی آلمان) در موزه‌ی جدید هنر مدرن نیویورک ترتیب داد، در کاتالوگ آن نوشت: «به همان اندازه که هنر مدرن آلمان در خارج از کشور تحسین شده یا به درستی درک نشده است، در خود آلمان، چه در سطح عمومی و چه خصوصی روی آن سرمایه‌گذاری می‌شود. مدیران موزه‌ها شجاعت، آینده‌نگری و صلاحیت آن را دارند که آثاری از هنرمندان آوانگارد خریداری کنند، پیش از آن که ديدگاه عموم آنها را وادار به انجام این کار کند. همان‌طور که در فهرست خواهید دید، حدود پنجاه موزه آلمانی این هنرمندان را حمایت می‌کنند و از این طریق، جامعه را برای تقدیر از این آثار آموزش می‌دهند.» آلفرد بار تنها به موزه‌هایی که در آن زمان اهمیت...