ایرانیان و مساله‌ی مهاجرت.
50,000 ریال – خرید

50

اُدیسه با چمدان فانتزی / البرز زاهدی

مطمئن هستم که چارۀ دیگری نیست. نه! هیچ راهی برای ماندن وجود ندارد. به خیابان که می‌روم، به میهمانی‌های شبانه که می‌روم، با دوستانم که در کافه می‌نشینم بی‌قرار می‌شوم و بعد منتظرِ بازگشت به اتاقِ کوچک خودم می‌مانم. هر روز که از خواب پا می‌شوم از خودم سؤال می‌کنم اینجا چه کار می‌کنی؟ دیگر چه از جانِ این شهر می‌خواهی؟ اصلاً این شهر چه از جان تو می‌خواهد؟ این آدم‌ها که این‌گونه در خیابان‌ها رانندگی می‌کنند، این آدم‌ها که شبانه روزشان به دروغ گفتن می‌گذرد و این سرنوشتِ شوم فردی و جمعی که هر‌چه باشد نامش زندگی نیست...