3

انسان، طبیعت و هنر / روبن ویلر / بتی آواکیان

ترجمه‌ی زیر چکیده‌ای از بخشهای میانی کتاب «انسان، طبیعت و هنر» که در سال 1968 نوشته شده است

انسان یک فرد است و قدرت قضاوت و انتخاب دارد. اما او به یک زندگی اجتماعی نیز نیاز دارد – زندگی که براساس دانش و آگاهی باشد. جامعه و گروه عالی‌ترین دست آورد بشر بوده است. از آنجایی که انسان موجودی آموزنده است زندگی در درون جامعۀ انسانی چگونگی انسان بودن را به او می‌آموزد. ساختار و نهاد جامعۀ بشری منحصر بفرد و بی‌همتاست. حیات اجتماعی جانورانی چون مورچگان و زنبور براساس غریزه از پیش تعیین گردیده است و تجربۀ شخصی نقشی در شکل‌گیری‌اش ندارد. عالی‌ترین توانایی انسان و رجحان او نسبت به حیوانات توانایی او برای یادگیری است.

در واقع ارتباط و شناختی که شخص نسبت به خودش دارد بستگی مستقیم دارد به میزان ارتباط او با یک گروه یا جامعۀ انسانی. انسان در چارچوب جامعه است که به احساس اتحاد دست می‌یابد. او در حیطۀ جامعه به محیط خود نظم بخشیده و برای تجارب خود معنایی می‌یابد.  انسان یک فردیت است و قدرت قضاوت دارد. اما در عین حال او باید یک زندگی اجتماعی نیز داشته باشد. نوعی از زندگی که اساسش بر مبنای دانایی و احاطه داشتن بر چگونگی نظام زندگی است. این دانائی به منزلۀ نوعی بیان اجتماعی است.

برای انسان، جامعه در حکم یک نماد ارگانیک از کائنات و زندگی است. این جامعه است که با ارائۀ نمادهایی، ویژگیهای خاص انسانی را به او نشان می‌دهد. بدون وجود جامعه انسان هنرمند از رسیدن به قامت والای خود عاجز است. چنانچه او خود را از اجتماع جدا ببیند، انرژیهایش به درون میریزند. نتیجه اینکه او تصاویر بهم نامرتبط و تجارب پراکنده و منفصلی خلق خواهد کرد که هیچگاه قادر به ارضای آرزوها و خواسته‌های عمیق‌ترش نخواهند بود. شخصی که ارتباطش را با جامعه گسسته مریض و نوروتیک است. ...

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای مطالعه‌ی بیشتر پیرامون مفهوم "اصالت فردیت" به دو مقاله‌ی "حقیقت و اصالت در هنر" و "یان وان آیک اینجا بود" مراجعه کنید.