15

اشباح ون‌گوگ / امید مهرگان

نوشته‌ی زیر به بهانه‌ی، و در نقدِ، مقاله‌ی ایمان افسریان بر استفاده‌ی بی‌طرفانه‌اش از مفاهیمی نظیر هنر بازاری است. نوشته‌ی من بیش از هر چیز شامل چند ایده و نکته‌ی پراکنده و به طور کامل پرداخت‌نشده‌ای است که یک ناهنرمند مطرح کرده است، کسی که دغدغۀ او نه نفسِ هنر، بلکه نقد و سنجشِ امر سیاسی/ اجتماعی است. گذشته از این که آیا هنر بازاری یا هنر خواص" خوب" است یا "بد"، آنچه قابل توجه بود جمله‌ی آرام افسریان به جریان‌های آوانگاردگرا بود. نقد افسریان البته واجد پیش‌فرض‌های زیادی است که می‌توانند نقد شوند، و از این حیث نوشته‌ی او به هیچ رو عینی و بی‌طرف نبود. نه این‌که بی‌طرفی نوعی فضیلت باشد، کاملاً بالعکس.