60

اشباح اگلستون / فرشید آذرنگ

عکاسی ایران از اوایل شکل‌گیری خود و به‌خصوص در طی این سال‌ها از آنجا که می‌خواهد مدام کنش داشته باشد (به همان معنای سخیف از ‘پراتیک’)، در سنت پیکتوریالیستی کار کرده است؛ چه آنجا که مستقیماً از آثار عکاسانی همچون اودن و فریدلندر و جف وال نسخه برمی‌دارد چه آنجا که ظاهراً به سمت واقعیت می‌رود و با رویکرد خیابانی و سردستی و فی‌البداهه مثل برسون و کودلکا و مارتین پار کار می‌کند. در همه‌ی این حالت‌ها این عکاسی ربط و نسبتی با ‘بیرون’ ندارد و درگیر ساخت و ساز و تهیه‌ی تصاویرِ به صرفه و اقتصادی است. تنها گرهگاه‌های قابل اعتنای این عکاسی مقطع انقلاب و جنگ است و آن هم حاصل فراگیری و شدت و حدّت خود آن رویدادها است که اجازه‌ی کار دیگری به آدم نمی‌دهد.