36

از این جا تا به شمرون تا به تجریش… / شرمین نادری

تجریش، نه آن جوری که بصیرالملک شیبانی، مستوفی روزگار ناصرالدین شاه، همین 127 سال پیش توی دفتر خاطراتش‌می ‌نویسد، که آن جوری که من دوستش دارم و می‌شناسم، سرزمینی است رؤیایی و قدیمی مملو از راز و رمز وخوردنی‌های عجیب‌ و مزه‌های غریب و البته آدم‌هایی از همه رنگ. همان بازاری که لوز باقلوایش، هم می‌شود که دهن‌گیره‌ای‌ شیرین، پیچیده در تنظیف ظریف‌ صد ساله‌ای ‌باشد، هم شاید هله‌هوله‌ای معمولی که در دکان کولردار و تلویزیون دار کاسبی امروزی بسته‌بندی شده است...