>> شماره 4

ادراک، ادراک دیداری و تصویرسازی ذهنی / سیلوا نوآریتی / شهرام خداوردیان

تصویرسازی ذهنی

هنرهای زیبا نقش مهمی را در پرورش تمدنهای بزرگ ایفا کرده‌اند. براساس نظر هربرت رید، شمایل (icon) بر ایده مقدم است: ایماژی نوین که هنرمندانه ترسیم شده و راهبری برای خیزش مفاهیم تازه در تاریخ اندیشه بشری است.

ایماژ، کار ویژه‌ای از شبکۀ عصبی است که پیش از اکتساب زبان حادث می‌شود. اینجا قصد ما صحبت دربارۀ هنرهای تجسمی و به ویژه نقاشی است. ایماژهایی که توسط موجودیت انسانی روی اشیاء خارجی پرداخته می‌شوند.

در این مقاله نه روی آثار خاص بلکه با تکیه بر دوره‌های طولانی تاریخ بشری بحث خواهم کرد. دوره‌هایی که بازنمایانندۀ فرآیندهای روانشناختی متناظر خود هستند.

ایماژ تصویری (pictorial image) چیست؟ تقلیدی (imitation) از طبیعت، آنگونه که افلاطون می‌گفت؟ یا بازگشت به مرتبۀ تصویرسازی ذهنی (imagery)، بازگشتی قابل مقایسه با فرآیند «رؤیابینی» است؟ یا به سادگی «هنرهای تجسمی» آفرینش صورتهای جدید و ترکیب‌بندی رنگهاست؟ فکر می‌کنم همه این تعاریف توأمان معتبرند.

اگر تاریخ تمدن غربی را در کلیت 2500 سالۀ آن در نظر بگیریم که از آغاز دورۀ کلاسیک یونان تا پایان قرن نوزدهم را شامل می‌شود، با تلاشی مدام، بی‌وقفه و مکرر برای آفرینش فرآیند تقلید از طبیعت در عرصۀ هنر مواجه می‌شویم. تقلیدی که انتخابگر و بازآفریننده است. ترکیب‌بندی می‌کند و «زیباساز» است؛ و با وجود این فعالیتی انسانی است که بازنمایندۀ نوعی «پیوستگی و ربط» به عالم واقع می‌باشد. ارتباطی که متأثر از این امر است که جهان بیرونی بر روی شبکیۀ چشم انسان ساخته می‌شود. در برخی دوره‌ها و به خصوص در قرون وسطی این تقلید با شدت کمتری مشهود است. اما همچنان باز تولیدِ کمابیش دقیق واقعیت به عنوان یک قاعده مورد نظر است. ...

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

برای مطالعه‌ی بیشتر پیرامون مفاهیم خلاقیت و تجربه‌ی زیسته به مقالات "نقد فقط یک نوع است: نقد مخرب"، "ملاحظاتی در باب نقاشی" و "خلاقیت از دیدگاه روان‌شناسی" مراجعه کنید.