>> شماره 58

آنسلم کیفر / ریچارد کَلوُکُرِسی / بهرنگ رجبی

جستار حاضر با عنوان "آنسلم کیفر" نوشته‌ی ریچارد کلوکرسی و ترجمه‌ای از بهرنگ رجبی است. کلوکرسی در ابتدای این جستار قیاسی بین گئورگ بازلیتس و کیفر در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکل می‌دهد. سپس از مواجهه آثار این دو هنرمند در دوسالانه‌ی ونیز در سال ۱۹۸۰ سخن می‌گوید. کلوکرسی معتقد است کیفر که مدت کوتاهی شاگرد یوزف بویس بود در دست‌مایه قراردادن اسطوره‌های رمانتیک پا جای پای بویس گذاشت.

او توضیح می‌دهد چگونه سوء استفاده‌ی نازی‌ها از این اسطوره‌ها زمینه‌های سوء برداشت از آثار کیفر را فراهم ساخت. کلوکرسی در پی نماد‌های رمانتیسیسم آلمانی در آثار کیفر است و سخن از امر والا را به میان می‌کشد و ردپای فرضیه‌اش را در آثار وی پی‌ می‌گیرد. در انتهای این جستار کلوکرسی به رویکرد دو پهلوی کیفر به تاریخ آلمان گریز می‌زند. رویکردی که به گونه‌ای در تعادلی که او بین احساسات متضاد در آثارش برقرار می‌سازد به ظهور می‌رسد.

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید. 

مقالات دیگر پیرامون کیفر:

انزلم کیفر به قلم آرتور دانتو و ترجمه‌ی روبرت صافاریان

نقدی بر نمایشگاه «والهالا»ی انسلم کیفر

انزلم کیفر؛ تقدیر هنر به قلم ژرمانو سلانت و ترجمه‌ی مازیار اسلامی

بخشی از مقاله:

اگر بشود گفت گئورگ بازلیتس در دهه‌ی 1960 انگاره‌ای محدود از هویتِ ملی را در هنر آلمان جانِ تازه داد. آنسلم کیفر با آثاری که آفرینش‌شان را از دهه‌ی 1970 شروع کرد، نسیانِ جمعی را به‌شدت از سرِ این جامعه پراند. هر دو هنرمند در دوسالانه‌ی ونیزِ سال 1980، در غرفه‌ی آلمان آثاری به نمایش گذاشتند. منتقدانِ هنریِ آلمانی مشخصاً به آثار کیفر حمله کردند و دلیل‌شان هم گرایش‌هایی «ژرمنی» بود که به کارهای او منتسب می‌کردند. کیفر بیشتر دهه‌ی 1980 را به عنوان چهره‌ی بحث‌برانگیزی در آلمان باقی ماند، اگرچه در ایالات متحده و اسرائیل، از آثارش با شوروشوق بسیار استقبال کردند. ...