50

آنان که میل رفتن دارند/ محسن گودرزی

تنها در دهه‌ی 40 و 50 شمسی نبود که زندگی ما با مفهوم مهاجرت آمیخته شد. در سال‌های بعد از انقلاب نیز مهاجرت همچنان مفهومی مهم در زندگی بود. در این بین بسیاری در جست‌وجوی زندگی بهتر، ادامه‌ی تحصیل و پیدا کردن کار از روستا به شهر و بسیاری دیگر از شهر به کشورهای بزرگ خارج از مرزها مهاجرت کرده‌اند. محسن گودرزی در مقاله‌ی «آنان که میل رفتن دارند» با نگاهی تحیلی و آماری به بررسی مهاجرت در سال‌های بعد از انقلاب در بین جوانان قشرهای گوناگون با وضعیت‌های مختلف پرداخته و سعی کرده با نگاهی جامعه‌شناختی به مهاجرت به تأثیرات آن بپردازد. از متن:

جای خالی سلوچ، رمانی است که با مهاجرت آغاز می‌شود و با مهاجرت به پایان می‌رسد. در آغاز رمان، مرگان وقتی بیدار می‌شود، با جای خالی سلوچ روبرو می‌شود. سلوچ برای همیشه رفته است. و پایان رمان نیز صحنه‌ای است که مرگان روستا را به قصد یافتن کار در معدن ترک می‌کند. آخرین مکانی که او از آنجا روستا را ترک می‌کند، قبرستان است. قبرستانی که در یک سوی آن، لاشه‌ی تراکتور از کار افتاده قرار گرفته و لاشه‌ی شتری که راه قنات را بسته است. این صحنه نمادی از وضعیت مرگان و زندگی روستاست. همه‌ی نشانه‌ها (قبرستان، لاشه‌ی تراکتور،لاشه‌ی قطعه قطعه شده‌ی شتر، آب خون آلوده‌ی قنات، سیاهی شب) بر یأس، درماندگی و زوال دلالت دارد و ترجمه‌ای است از تلاشِ تباه شخصیت‌های داستان برای خروج از وضعیت دشوار زندگی. ...