73

تاریخ هنر ایران (5) تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری/ آریاسپ دادبه

گفتار پنجم: تاریخ هنر؛ تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری

گفتار پنجم آریاسپ دادبه در ادامه‌ی سلسله گفتارهای پیشین درباره‌ی تاریخ هنر و فرهنگ ایران است. او به سیر تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری می‌پردازد. دادبه ابتدا موضوع جایگاه «میراث فرهنگی» ایران و مصادیق هنری ذیل آن را بررسی کرد.

سپس ناکارآمدی رویکردها و نظریات متداول و مرسوم تاریخ هنر در فهم موقعیت این میراث هنری را می‌کاود. نگارنده تلاش می‌کند تا سیر تجلیِ نوع منحصر به فرد آگاهی که در جهان ایرانی پدیدار شده را مورد بررسی قرار دهد.

 دادبه معتقد است بدون شناخت این سیر آگاهی پرداختن جداگانه و فهم عناصر و موتیف‌های هنر ایران بی‌حاصل خواهد بود. به گمان او، غربیان تمدن‌های اولیه‌ی شرق را تنها به مثابه مقدمه و زمینه‌ای برای ظهور تمدن یونان به عنوان مادر تمدن غرب نگریسته‌اند. این در حالی است که این دوران برای آنچه بعدها در «فرهنگ ایران» تجلی یافت. دورانی حیاتی و سرنوشت‌ساز و به بلندیِ چندین هزاره بوده است.

زایش نخستین

آریاسپ دادبه در این نوشتار بر دورانی که آن را «زایش نخستین» نامیده است تامل دارد. در درسگفتار چهارم مختصات تاریخی و فرهنگیِ آن دوره را توضیح داده شده‌است. دادبه دستیابی تمدن‌های شرقی به کشاورزی و به دنبال آن توفق شیوه‌ی زیست یکجانشینی بر کوچ‌روی را محصول مرحله‌ای از سیر آگاهی انسان می‌داند.

این دستیابی شکل متفاوتی از نگاه به جهان و چاره‌جویی برای زندگی در دل طبیعتی سخت را پدید آورده است. در این منظومه‌ی جدید آگاهی، کشت زمین به صورت آباد کردن جهان فهم می‌شود و آباد کردن یک ارزش به شمار می‌رود.

تکوین این آگاهیِ تازه هزاره‌ها به طول انجامیده است. از دل آن مفاهیم انتزاعی و قراردادهای اجتماعی جدیدی زاده شد. که دستاوردهای ثانویه‌ی یکجانشینی را به دنبال داشت. نگارنده معتقد است مقدمات ابتدایی شکل‌گیری آنچه «فرهنگ ایرانی» یا «جهانِ ایرانِ فرهنگی» نامیده می‌شود در همین دوره ساخته شده است. این دوره مقارن با هزاره‌ی هفتم قبل از میلاد بوده است. در ابتدا به صورت تحولاتی در نحوه‌ی زیست ظاهر شده است که آن‌ها را برمی‌شمرد.

دادبه در ادامه به فرایند تکوین و شکل‌گیری تصور انسان‌ها نسبت به برخی مفاهیم بنیادین می‌پردازد. او دستاوردهای ثانویه در خلال ظهور آگاهی جدید میان تمدن‌های اولیه‌ی شرقی و به ویژه ایران را بررسی می‌کند.

این مفاهیم داد و ستد، دیدار و میل به برقراری ارتباط، امنیت، رواداری یا مدارا با دیگری، بارداری و زایندگی، زبان و ادبیات، و تصور و تصویر هستند. نویسنده با ارجاع و ارائه‌ی نمونه‌هایی از آثار تاریخ هنر یا کهن‌الگوها و اساطیر ایرانی آنها را توضیح می‌دهد.

ادامه‌ی این درسگفتار را در باب تاریخ هنر، تکوین اندیشه و فرهنگ ایرانشهری از اینجا بخوانید.

برای دریافت مقاله روی گزینه خرید کلیک کنید.

بخشی از متن:

در ابتدای این گفتار شاید اشاره‌ی کوتاهی به موضوع جایگاه «میراث فرهنگی» در نوع نگاهی که در این درس‌گفتارها دنبال می کنیم ضروری باشد. در اینجا روی واژه‌ی «فرهنگ» تأکید داریم. و چه بسا آثاری مورد مطالعه‌ی ما قرار خواهند گرفت که در دسته‌بندی‌های مرسوم «هنر» قرار نمی‌گیرند. توجه خوانندگان را به این موضوع جلب می‌کنیم که نظریات موجود و مقبول تاریخ هنر نوع خاصی از محصولات هنری و فرهنگی بشر را توضیح می‌دهند. و قبایی هستند که بر تن تاریخ هنر اروپای مسیحی برازنده است. و پوشاندن آن بر اندام دیگران ناساز، و از آن مهم‌تر بی‌حاصل است. حال آنکه موضوع ما از اساس بررسی سیر تجلی نوع «مخصوص به خود»ی از آگاهی‌ست که در این منطقه پدیدار شده و در فرهنگ و هنر آن منعکس است.

در تاریخ‌نویسی غربی به طور کلی، و به تبع آن در زیر شاخه‌هایی مثل «تاریخ هنر»، نوع پرداختن به شرق و تمدن‌های اولیه‌ی آن به مثابه مقدمه‌ای برای ظهور تمدن يونان است. که خود به صورت مادر تمدن غرب فهمیده می‌شود.

عناوینی مثل «مشرق زمین گهواره‌ی تمدن» و امثال آن نشان می‌دهد که چگونه غرب خود را میراث‌دار تمدنی می‌شناسد. که در مشرق زمین متولد شده است. سپس به یونان انتقال یافت. با چنین منطقی طبیعی‌ست که در تاریخ هنرهای موجود، آنچه در این دوره در فلات ایران، هند، مصر، و بین النهرین اتفاق افتاده در حد مقدمه‌ای چند برگی از کل این تاریخ باشد.

ما باید توجه داشته باشیم دوره‌ای که ممکن است برای دیگری در حکم مقدمه و پیش زمینه باشد، برای آنچه بعدها در صورت «فرهنگ ایران» تجلی یافت، دورانی حیاتی و سرنوشت‌ساز به بلندی چندین هزاره بوده است. از این جهت پرداختن ما به این دوران کهن مهم و بامعناست. و جای کارهای پژوهشی مفصل و تامل بسیار بیش از این را دارد. ...