6

آدم‌های نیکسون و ایدز / اندی گروندبرگ / فرشید آذرنگ

با دو روش کاملاً متضاد اما به یک اندازه موجه و معتبر می‌توان به عکسهای نیکلاس نیکسون نگریست.

تصاویر او دلایل و شواهد چشمگیری‌اند دال بر اینکه چگونه می‌توان ابزارهای سنتی (و اکنون منسوخ و مهجور) رسانۀ عکاسی را به کار گرفت. ( دوربین قطع بزرگ، فیلم سیاه و سفید، چاپ کنتاکت.) و در نهایت به انجام کاری بی‌سابقه در هنر پرداخت و در قلمرو ناشناخته‌ای دست به مخاطره زد. در عین حال آنها بر موضوعاتی متمرکزاند که آن آثار را با سنت عکاسی مستند، که دلمشغولی اجتماعی دارد، پیوند می‌دهد.

در مباحث زیباشناختی چند سال اخیر، دلمشغولیهای صوری [formal] در هنر، غالباً جدای از آگاهی اجتماعی مد نظر قرار گرفته است. اما نیکسون، بیش از هر عکاسی در زمان ما، وادارمان می‌کند تا بفهمیم که این دو رویکرد ارتباط و تنیدگی بیشتری با یکدیگر دارند. همچنانکه پیتر گالاسی [peter Galassi] ، مدیر نمایشگاهی با عنوان: نیکلاس نیکسون: تصویر آدمها، که آثار یک دهه از عکاسی نیکسون را در پائیز 1988 در موزه هنر مدرن به نمایش می‌گذاشت، در مورد عمل این عکاس می‌گوید: «این تصویرگری‌ها تبدیل به راهی شده است که به درون قلب می‌رود».

عکسهای نیکسون قصد ندارند که فرضیات بنیادین عکاسی مستند را دگرگون یا اصلاح کنند. نیکسون همچون لوئیس هاین، دوروتی لانگ و عکاسان متعدد دیگر این قرن، دلمشغولی اجتماعی دارد. او با تکیه بر قابلیت تصویر عکاسانه به ما می‌قبولاند که آنچه داریم می‌بینیم، همان حقیقت است. نیکسون همانند آنها مسلم می‌گیرد که دیدن برای برآشفته ساختن و برانگیختن نارضایی و عمل کفایت می‌کند. اما باور نیکسون به قدرتهای اقناعی عکس از این هم حتی فراتر می‌رود. او برخلاف  هاین یا لانگ، هیچ نیازی نمی‌بیند که به واسطۀ زیرنویس به ما بگوید که ما چه چیزی می‌بینیم. ...

برای دریافت مقاله روی گزینه‌ی خرید کلیک کنید.

برای دیدن مقالات اندی گروندبرگ اینجا کلیک کنید.