تاریخ ایده‌ها

(بازخوانی گفتارهای هنری‌‌ـ‌‌روشنفکری نشریات ایران در سده‌ای که گذشت)

از زمانی‌ که پروژه‌ی ادبیات تجسمیِ تاریخ معاصر ایران («از متن هنر») را در دو شماره به سرانجام می‌رساندیم، فکرِ تداوم این پروژه به اشکال مختلف با ما بود. در جریان ماه‌های پژوهش برای آن کار، با مشاهده‌ی ابعاد گسترده و عمدتاً فراموش‌شده‌ی کار، و توجه به پیوندها و تناظرات میان حوزه‌ی تجسمی با گفتارهای هنری و روشنفکریِ معاصر با آن‌ها و پیش و پس از آن‌ها، سودای آن را یافتیم که این پروژه را به‌شکلی جامع‌تر با گنجاندنِ حوزه‌های هم‌خانواده‌ای چون بحث‌های ادبی، اجتماعی‌ـ‌فرهنگی، و فکری‌ـ روشنفکری، در کنار بحث‌های هنری، در قالب برنامه‌ای درازمدت‌تر دنبال کنیم. محرک ما در ادامه‌ی این کار این باور بود که این حجم عظیم نوشته‌ها و گفته‌ها و برنامه‌ها و سوداهای گذشتگانِ نزدیکِ ما قاعدتاً نباید این‌گونه به فراموشی سپرده شود؛ و این‌که این‌گونه بی‌خبری، فراموشکاری، و بی‌پرواییِ فراگیر نسبت به گذشته و «تاریخ را با خود آغاز کردن»، احتمالاً نباید با برخی آسیب‌های رایج حوزه‌ی هنر و تولید فرهنگی ما بی‌ارتباط باشد! آسیب‌هایی همچون شکل نگرفتن یا سست ماندن هر گونه «انباشت فرهنگی» و سنت‌ها و روندهای هنری؛ دچار شدن به «مسائل» و موج‌های خیالی و صورت‌مسئله‌های حاضر‌آماده‌ی وارداتی؛ تکرار بی‌خبرانه‌ی مواضعِ پیش‌از‌این طرح یا نقد شده با ظاهری متفاوت؛ و در یک کلام تنگ‌نظری و خودشیفتگی و غفلت از دیدن خود به عنوان جزئی از تاریخی در حال تکاپو (که شاید بتوان آن را جوهر نگاه مدرن به شمار آورد). فکر می‌کردیم ما ایرانیان معاصر که با منتشرکنندگان و نویسندگان این نوشته‌ها و پاره‌‌های فکرْ پرسش‌ها و مسائل مشترک یا هم‌خانواده‌ای داریم، قاعدتاً باید نسبت به این‌ «تاریخچه‌ی رسوب‌یافته‌ی درگیری‌های پیشینیان»مان بیش از این کنجکاو باشیم؛ و با آن‌ها کارهایی جالب‌تر از انبار کردنِ نصفه‌نیمه و بی‌نظم‌و‌ترتیب و سپردن‌شان به کارمندهای بی‌حوصله‌ی کتابخانه‌های خلوت انجام دهیم. از نظر ما، این به‌هیچ‌وجه دغدغه‌ای «تاریخ‌نگارانه» و منحصر به پژوهشگران نیست؛ بلکه هر مشاهده‌گر و کنش‌گرِ هنر و فرهنگ ایران معاصر با اندکی حساسیت را به خود جلب می‌کند.

در این فاصله‌ی یکی‌ـ دوساله، با‌وقفه‌هایی گاه‌و‌بیگاه مطالعات‌مان را در گستره‌ی نشریات فارسی از مشروطه به این سو ادامه دادیم، و با ردیابی خطوط پیوند، تکرارها، هم‌پوشانی‌ها، و بدنه‌‌های متون هم‌خانواده، در پی یافتن اشکال مناسبی برای ارائه‌ی آن‌ها بودیم. نهایتاً، سرِ آن داریم که در هر مقطع با گزینش چند متن که نمایانگر دیدگاه‌ها و گفتارهای غالب یا مهم یک دوره یا واکنش‌ها و نقدهایی بر آن‌ها هستند، ضمن ارائه‌ی خودِ متون، حتی‌الامکان با یادداشت‌ها و مقدمه‌هایی کوتاه یا گاه مقالاتی بلندتر، متن‌های ارائه‌شده را زمینه‌مند کنیم و گاه با آن‌ها وارد نوعی گفتگو در زمان حال شویم.

مجید اخگر، فرنوش جندقیان