معرفی مقاله‌ی «حماسه‌ها و زمین‌ها»

«حماسه‌ها بیش از آن‌که با شمشیرها و خون‌ها، با جنگ‌ها و لشکرها، در رابطه باشند، با زمین‌ها و قلمروها پیوند دارند: «اِنه» سفر می‌کند تا قلمرویی تازه -روم- را بنیان گذارد، «آشیل» به جنگ آمده تا سرزمینی فتح‌ناشدنی -تروا- را فتح کند، «اولیس» دریا را می‌نوردد و داستان می‌گوید تا به سرزمین از دست‌رفته‌ی مادری‌اش-ایتاکا- بازگردد، رستم نگاه‌بان تمامیت قلمرویی پنهاور -ایران- است، مسیح خدایی است که به زمین آمده تا در قلمرو خود-اورشلیم-متجسد شود و… اما آیا رابطه‌ی حماسه‌ها و زمین‌ها به همین‌جا ختم می‌شود؟»

جملات بالا شروع مقاله‌ی «حماسه‌ها و زمین‌ها» به قلم علی خدادادی است. این مقاله همان‌طور که از زیرتیتر آن، یعنی «نگاهی به رابطه‌ی حماسه و ارزش‌های جمعی» برمی‌آید، در پی بررسی نقش حماسه در تعیین و تعریف مفاهیم خوب و بد، باارزش و بی‌ارزش، و والا و پست در آگاهی آن اقوامی است که صاحب حماسه‌اند. با این‌حال نویسنده در این متنِ خوش‌خوان و موجز، گام بلندتری برمی‌دارد و تلاش می‌کند ویژگی‌های مضمونی و شکلی/ساختاری مشترک مابین حماسه‌های مکتوب را برشمارد. به همین دلیل این مقاله را می‌توان مقدمه‌ای بر پژوهش پیرامون شروط ساختاری حماسه‌سرایی دانست. به عبارت دیگر نویسنده اول به کارکرد‌های حماسه اشاره می‌کند و سپس ساختار حماسه را می‌شکافد تا مؤلفه‌هایی را نشان دهد که در همکاری و پیوند با یکدیگر کارکردهای حماسه را ممکن می‌کنند. 

مقاله در گام اول به صراحت بیان می‌کند که حماسه چیزی وامانده در گذشته نیست. حماسه میراثی منجمد و کهنه نیست. درست است که تمام حماسه‌ها از گذشته‌های دور سخن می‌گویند اما همواره رو به سوی آینده دارند. حماسه‌ها جهان‌گشا، ارزش‌گذار، احیاگر و بازتعریف‌کننده‌ی نظام ارزشی اقوامی هستند که اساساً حماسه‌ای دارند. بنابراین حماسه نه صرف تکرار فعلِ گذشته، که مؤسس و قوام‌بخش زمینی تازه و معنایی نوین است؛ چنان‌که هیچ قومی پس از سروده شدن حماسه همانی نیست که بود. نویسنده سپس رشته‌ی این مفاهیم را باز می‌کند: حماسه به کدام گذشته مرتبط است؟ گذشته‌ی تاریخی یا گذشته‌ی اسطوره‌ای؟ حماسه با خرده‌روایت‌های پراکنده‌ی اقوام چه می‌کند؟ آن‌ها را چگونه از نو ساماندهی می‌کند؟ در چه قالبی می‌ریزد و می‌جوشاند و بازپیکربندی می‌کند؟ و این‌که حماسه چگونه خود را در اذهان، حتی ساده‌ترین و ناآموخته‌ترین ذهن‌ها، ماندگار می‌کند؟ 

پاسخ این سوالات، گام‌هایی برای رسیدن به پرسش اصلی‌ است: 

«یونان پس از هومر، دیگر همان یونان پراکنده‌ی پیش از آن نیست که در آن هر شهر مجموعه‌ای از اسطوره‌های پراکنده را سرمشق زندگی خود قرار می‌دهد و خدایی دلخواه از میان خدایان را می‌پرستد. روم پس از ویرژیل یک امپراتوری جهانی است نه همان جمهوری اشتراکی چند پادشاهی. ایران پس از فردوسی ایرانی است با تعلق خاطری شدید به خاک و ملّت، که از پراکندگی ملوک‌الطوایفی غزنویان و خوارزمشاهیان و سلجوقیان و … گذر کرده است. اروپای پس از مسیح امّتی است مذهبی زیر سلطه‌ی کلیسای کاتولیک نه همان امپراتوری چندخدایی رومی، و … چگونه چنین چیزی ممکن است؟»

*برای دانلود و مطالعه‌ی این مقاله، اینجا را کلیک کنید.   

برای خرید کتاب‌های حماسی ایلیاد و اودیسه از سایت کاواک اینجا را کلیک کنید. 

برای خرید حماسه‌ی اِنه‌اید اثر ویرژیل از سایت کاواک اینجا را کلیک کنید. 

برای خرید شاهنامه، تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات از سایت کاواک اینجا را کلیک کنید.