فیلم مستند «مونک در دوزخ»

شما اینجا قرار دارید:

مونک، مونک در دوزخ، ادوارد مونش، فیلم مستند

مستند “مونک در دوزخ” / “Munch in hell” به روایت زندگی ادوارد مونک، نقاش و چاپگر نروژی می‌پردازد. هنرمندی که در سایه‌ی سنگین سمبلیسمِ آن روزگار، از منادیانِ اصلی اکسپرسیونیسم سده‎‌ی بیستم بود. آثارش تداعی‌گر روحیه‌ی شمالی بود که بیشترین تأثیر را بر هنر اسکاندیناوی و آلمان گذاشت. این مستند با تکیه به نوشته‌ها، نامه‌ها و دست‌نویس‌های موجود که خود مونک برای زندگی‌نامه‌اش نوشته بود، تلاش می‌کند به بیان زوایای ناگفته‌ی زندگی او بپردازد. اما زندگی مونک تنها نیمی از سیر روایی فیلم را شامل می‌شود؛ در اوایل مستند گوینده روزهای پایانی زندگی مونک را شرح می‌دهد و در ادامه گفته می‌شود:

«پس از مرگ مونک، انبوهی از نقاشی‌ها و چاپ‌ها در املاک او به جا ماند. در منزل اصلی‌اش و سه کارگاهش آثار بی‌نظیری همه جا پخش بودند. تابلوی «جیغ»، توسط سوزنی که از میان بوم می‌گذشت، از دیوار آویزان بود. در کارگاه زمستانی مونک هم همه چیز به همان میزان نامرتب و آشفته بود. او میراثش را اینگونه به جای گذاشته بود: خام و زمخت! درست همان‌گونه که می‌خواست. این مجموعه شامل بیش از بیست هزار نسخه‌ی چاپی و طراحی. و بیش از هزار عدد نقاشی می‌شد. او تمام آثارش را به شهر اسلو بخشید. بزرگترین هدیه‌ای که تاکنون یک هنرمند به مردم بخشیده است.»

سرگذشت آثار مونک

پس از آن فیلم سرگذشت این مجموعه‌ی عظیم و نحوه‌ی نگهداری آن‌ها در موزه‌های نروژ را نشان می‌دهد. درواقع ساختار زمانی فیلم مانند یک آونگ بین گذشته و آینده حرکت می‌کند و زندگی مونک را به موازات سرنوشت آثار او نمایش می‌دهد؛ و بیراه نیست اگر بگوییم بخش مهیج‌تر، عجیب‌تر و تحقیقی‌تر مستند، همین روایتی است که به موزه‌های نروژ و مسأله‌ی نگهداری از آثار مونک می‌پردازد و سرشار از نکات عجیب مانند نگهداری تعدادی از آثار او در دستشویی و آشپزخانه موزه، و یا سرقت آسان آن‌هاست! در جایی از فیلم که نمونه‌ای درخشان از روزنامه‌نگاری تحقیقی را شاهدیم، یک روزنامه‌نگار داخل موزه می‌شود و تابلوی مونک را از دیوار برمی‌دارد و از موزه خارج می‌شود! و عکس‌های این اتفاق را فردا در روزنامه‌ منتشر می‌کند.

اما ورای این نقصان‌ها، سوالات مهمی که گاه به تصریح و گاه ضمنی در تار و پود روایت فیلم پرسیده می‌شود این است که یک کشور تا کجا باید برای حفظ و نگهداری آثار هنری سرمایه‌گذاری کند؟ و از سوی دیگر، سیاست صحیح موزه‌داری چگونه می‌تواند باشد؟ آیا موزه‌ها باید آسان، بی‌ادعا، و رایگان گنجینه‌ی خود را در معرض تماشای همگان قرار دهند ولو به قیمت افزایش ریسک آسیب‌ دیدن آثار و یا به سرقت رفتن آن‌ها؟ و یا با فشار به دولت‌ها و شهرداری‌ها بودجه‌ی لازم برای ساخت موزه‌های مدرن و تشکیلات حفاظتی را فراهم کنند؟

 

*این مستند با حمایتِ دفتر معماری «دیگر» تهیه شده است. برای مشاهده‌ی آن در سایت «هاشور»، اینجا را کلیک کنید.

تریلر فیلم

این نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید ...
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on email
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on email

آخرین نوشته‌های وب‌نامه