از مصـائبِ «مدیتیشـن» در بـابِ ادوارد هـاپر

از آن خودسازی ریچارد تاشمن از نقاشی ادوارد هاپر
زن کنار پنجره، ریچارد تاشمن از مجموعه‌ی «هایپر مدیتیشن»،۲۰۱۳

مدت‌هـاست در عکـاسیِ صحنه‌آرایی‌شده، شیوه‌ای رایج شده که فیگورهای نشسته و ایستاده‌ی‌ آن، گویی نمایان‌گر گم‌شدگیِ انسان مدرن‌اند: فیگورهای منزوی، بیگانه با خود، با محـیط و انسـان‌های اطراف، فیگـورهایی با نگاه‌های خیره و مبهوت، منفعل و درمانده: همه‌ی آنچه نمایان‌گر انسانِ مدرنِ به‌انزوا رفته است. رفته‌رفته بازاری از تقلید و کلیشه‌سازی از این دست عکس‌ها به‌وجود آمد که ظاهراً در یکی از تازه‌ترین نمونه‌هایش سراغ ادوارد هاپر رفته است: ریچارد تاچمنِ نقاش/عکاس در مجموعه‌ی «هاپر مدیتیشن»1، با بازگوییِ نقاشی‌های هاپر در قالبِ عکس، آن‌طور که از عنوانِ مجموعه برمی‌آید، گویی قصدِ تعمق و تأمل در کارهای او را داشته است.

اگر از بینش و گرایش‌های فلسفی و فکریِ هاپر بگذریم و از آنچه او خود درباره‌ی آثارش می‌پنداشت2، در خود نقاشی‌هایش می‌توان ارتباطِ واقعی و ظریف او را با دنیای اطراف دید؛ آنها لحظاتی هستند که می‌توانیم حس کنیم و با یکی شدن با آنها احساس لذت کنیم، لذتی آمیخته با احساس دردی مشترک. تفاوتِ فیگورهای تنهای او با فیگورهای عکس‌های صحنه آرایی شده‌ای چون آثار گرگوری کرودسون و میترا تبریزیان این است که هرگز ردی از سرگردانیِ سورئالِ3 عکس‌ها را ندارند و چون آن عکس‌ها پیامشان را محکم در گوشمان نمی‌کوبند: اشاره‌ی هاپر به احساسِ تنهایی و در خود فرو رفتنِ انسانِ مدرن بحران‌زده، از دلِ رئالیستی ملموس صورت می‌پذیرد از آن رو که بیش از هر فضای دیگری در زندگیِ هر روزه‌مان بر ما چیره می‌شود. اشاره به روشنگری و هم‌زمانیِ آن با این بحرانِ هویت بسیار ظریف است: خطوطِ موربِ روشنایی بر تاریکی چیره می‌شوند و انسان، آرام، بر منتهی علیهِ این تقاطع، غروبِ بتان را نظاره می‌کند.

عکس‌های «هاپر مدیتیشن» به خاطر پیروی از اصلِ نقاشی‌ها، ظاهراً فضاهایی روزمره‌ دارند، لیکن، به شکلی دیگر از دنیای ما فاصله گرفته‌اند: برای مثال در یکی از عکس‌ها، زن بر مبلی اشرافی نشسته در حالی که مبلِ نقاشی، راحت و ساده است. هیکلِ زن در عکس با چهره‌ی زیبا و بزک شده، موهای بلوند و کفش‌های پاشنه‌ بلند پیکری کاملاً اروتیک و خواستنی است. در مقابل، برهنگی‌ِ زنِ نقاشیِ هاپر به هیچ وجه اروتیک نیست و حتی چهره‌اش دیده نمی‌شود. کیفیتِ متفاوت نورِ عکس نیز، با تابش بر تکه‌هایی از تنِ زن و مبل و سایه‌ای که بر زمین ایجاد کرده همه‌چیز را دراماتیک و رویایی کرده است. هم‌چنین قطعِ کادر، بنا به عرفِ عکس‌های صحنه‌آرایی شده سینمایی است و این به غنایِ نمایشی، و نه هنری، کمک می‌کند.

روی‌هم رفته مخاطبِ تاچمن نه به درکی از بحرانِ هویتِ اندک عکس‌های خوبِ این سنت می‌رسد و نه همانند نقاشی‌های هاپر، با فیگورها هم‌ذات‌پنداری می‌کند. آنچه خودِ هنرمند «ازدواجِ فضای دراماتیکِ رامبرانت با فضای خاضعِ هاپر» نامیده است منجر به تولید صحنه‌هایی هالیوودی شده که بدون هیچ ارتباطِ مفهومی با هردو، دنیایی دور از دسترس را ترسیم کرده که اتفاقاً انسانِ امروز تنها آرزوی رسیدن به آن را دارد: فضای آرمانیِ دست نیافتنی. بیش‌ از آنکه سوژه‌ی دنیای امروز برای معنویتِ از دست رفته‌ فغان برآورد، فغانِ هرگز نرسیدن به نمادهای خوشبختی را می‌کشد چون مدام خود را در معرض بازتابِ نگاهش به این نمادهای ساختگی قرار داده و می‌دهد. تاچمن در عکس‌هایش، برخلاف ادعای خود درباره‌ی بازنماییِ «بیگانگی»، «تنهایی» و «انتظار» و هم‌چنین «بازنماییِ حالاتِ درونیِ» آنها، بیننده‌ی خود را در آرمانِ یکی‌شدن با فضای عکس‌هایش قرار می‌دهد چون بیننده خیلی زود درمی‌یابد که به هیچ روی مانندشان نیست و بسیار از آنها فاصله دارد. این عکس‌ها هرگز تأملی در نقاشی‌های هاپر نیستند، و تنها به عاریت گرفتنِ فضای آنها برای پرده گذاری بر نفسِ تفکرند-زیرا پابه‌پای دنیای امروز حرکت می‌کنند و به چرخشِ نظامِ تولیدِ خیال کمک می‌کنند، به دنیای آغشته به تصاویر آرمانی‌ و بحرانِ هویتِ رو به فزون. این‌ها فقط نماینده‌ای شایسته از هنرِ خوش‌رنگ و لعاب دنیای امروزند که به هر چیز که مجالِ تفکر بدهد رحم نمی‌کند. اگر هاپر به همدلیِ انسان می‌آمد، تاچمن به بحرانِ هویتِ او یاری می‌دهد و در کنارِ انزوای بیشتر، سرخورده‌ترش می‌کند.

ادوارد هاپر نقاش رئالیست آمریکایی سده‌ی بیستم است.

پانوشت:

۱- Richard Tuschman / مجموعه‌ی Hopper Meditations در سال ۲۰۱۳ برنده‌ی Exposure Awards در مسابقاتِ Lens Culture شد و ماهِ آتی، آگوستِ ۲۰۱۷، در Edward Hopper House در قالب نمایشگاهی انفرادی به نمایش درخواهد آمد.

۲- «آنها بهترین رسانه‌ برای هم‌نهشتِ تجارب درونیِ من هستند. »

۳- در این نمونه‌ها، فیگور ناگهان در جایی است که نباید باشد یا به واسطه‌ی اشیاء خارجی در فضای امن خود مورد حمله قرار گرفته است.