رابرت فرنک / نمایی از پنجره‌ی هتل
50,000 ریال – خرید

70

در پرده‌ی دو عکس / مهران مهاجر

آن چارگوشی که دوربین از دنیای پیش چشم‌اش می‌برد و پیش چشمان ما می‌گذارد با آن دنیا و با ما چه می‌کند؟ این چارگوش را که نام‌اش را عکس می‌گذاریم آیا جای آن دنیا را می‌گیرد؟ آیا بی‌‌آن‌که ببینیم‌اش و بی‌آنکه حس‌اش کنیم ما را به میانه‌ی آن دنیا پرتاب می‌کند؟ یا این‌که خود حجابی می‌شود تا برای دیدن دنیا وادار به کشف آن شویم؟ یا که باید در این چارگوشه بباشیم و درآن بیاندیشیم و خودمان دنیامان را بسازیم؟ عکس‌هایی که بین خود و جهان پنجره‌ای را میانجی کرده‌اند این معضل را آشکارتر می‌کنند. غریب آن‌که عکسی هم که به نخستین عکس جهان مشهور است چشم‌اندازی است که ژوزف نیسفور نی‌یپْس به سال 1826 از پنجره‌ای انداخته‌ است، و نیز از نخستین عکس‌های هنری فاکس تالبت عکس پنجره‌ی بیرون‌نشسته‌ای است به سال 1835. هر دو این عکس‌ها از همان آغاز و خواسته یا ناخواسته این معضل را پیش می‌کشند و نیز مرزِ لغزان و شناور میان واقع‌نمایی و انتزاع را عیان می‌کنند.