![]()
|
|
گریگوری کرودسون از دهه 80، هنرمندان عکاس به طور فزایندهای شروع به طراحی تصاویر خود کردند. آن ها با پیروی آگاهانه از مسیری که به واسطه تبلیغ باب شده بود، از تخیل و هوش بهره گرفتند تا بر سخت گیری های مدرن کلاسیک چیره شوند؛ و به جای آنکه موضوعات را در واقعیت بیابند و عکسی صریح از آن بگیرند، دنیاهای تصویری جدیدی را ابداع کردند. آنها اغلب به کمک ایدههای درخشان و نامتعارف، تصاویر خود را دستکاری میکردند و در نتیجه به چالشهای پست مدرن دامن زدند. کرودسون نیز از جمله این هنرمندان است که برای تحقق دادن به تخیلات کابوس زدهاش، جمیع امکانات موجود پیرامونش را به خدمت میگیرد. طراحی، آماده سازی و اجرای اینچنین صحنههایی دیگر از پس عکاس دوربین به دوش تنها و پرسه زن بر نمیآید. این روزها در صفحات پایانی بسیاری از کتاب های عکاسی، لیست بی شمار کسانی را میبینیم که با تخصصهای متعدد به عنوان Crew در خدمت تولید این تک عکسهایند. چیزی شبیه تیتراژ پایانی فیلمها. |
سویه تاریک رویای آمریکایی: استفن برگ / غزاله هدایت شهر توصیف ناپذیر(گفت و گوی جان ای.میچل با گریگوری کرودسون): محمدرضا میرزایی شمایل نگاری نور در اثار گریگوری کرودسون: مارتین هوچلیتنر / سید مهدی مقیم نژاد |
|
|
داستان پشت تصاویر(2)
همیشه آگاهی یافتن از مسائل حاشیهای خلق آثار هنری ( اعم از فیلم، نقاشی، عکاسی و...) جذاب و کنجکاوی برانگیز بوده. گرچه عکاسان آنقدر Celebrity نیستند که بخواهند با زندگینامه نویسی به چنین اشتیاق سوزانی دامن بزنند، اما برای طرفداران اندک خود(در قیاس با هنرهای فراگیری چون سینما و موسیقی)، آنقدر مهم و گیرا هستند که هر علاقمندی بخواهد سر از پشت پردهشان درآورد! در میان قصهها و نقل قولها و خاطرات ـ که عموما با اغراق و تحریف و حتی کذب نیز همراه است ـ میشود به جزییات معقولی رسید که از رهگذر این تبادل اطلاعاتی، میان مشتاقان عکاسی جابجا میشود؛ جزئیاتی که میتواند وجود معنایی جدیدی به عکسهایی که پیشتر بارها و بارها دیده بودیم، اضافه کند. |
من ری: هانس میشل کوتزل / گلاره خوشگذران سندی اسگاگلند: هانس میشل کوتزل / زانیار بلوری جوئل پیتر ویتکین:هانس میشل کوتزل / گلاره خوشگذران |
|
|
سارا شوقی اصلا ایرانی است و زاده انگلیس. تحصیلات تجسمیاش را همانجایی که بزرگ شده و رشد کرده، خوانده و آثارش را نیز تحت تاثیر همان فضا خلق میکند. در نتیجه، جستجوی نشانههایی از فرهنگ و هنر ایرانی در آثار او چندان راه به جایی نمیبرد. اما توفیق او در خلق هر عکس تازه و قابل قبول در مقام هنرمندی جوان - که اتفاقا با ما هم نسب است- مایه مباهات است. شکل کتبی گفتگو، پرسشهای از راه دور ما و پاسخهای تلگرافی و کوتاه خانم شوقی، طبیعتا امکان حرکت کردن در جزییات را از ما سلب کرد. از این رو سعی شده تا با انتشار آثار بیشتر، مدخل مناسبی برای نزدیک شدن به دنیای ذهنی او را فراهم کنیم. از آقای محمدرضا میرزایی بابت فراهم سازی این گفتگو بسیار سپاسگذاریم. |
با تصویری در ذهن(گفت و گو با سارا شوقی) |
|
|
رنه ماگریت همواره در آثار برخی افراد استثنایی میتوان مسائلی را یافت که به دل مشغولی های نسل های بعد تبدیل میشود؛ این آثار در واقع، شالوده آن مسائل را میسازند. ماگریت یکی از این پیشگامان بود. او شخصا هیچ ابداع صوریای در ساختار خلق تصویر ارائه نکرد(کاری که بسیاری از معاصرانش انجام دادند)؛ اما در آثارش با طرح ریزی خلاقانه، زنجیرهای از مسائل را ترسیم می کند؛ مسائلی که پاسخ نهاییشان به موضوع اصلی قرن بیستم منجر می شود: فروپاشی تمهیدات سنتی بازنمایی وهم آفرین.همانطور که تورشنر توضیح میدهد، تفاوت هنرمندان پاپ آرت امریکایی و ماگریت این است که "ماگریت بیشترین را انجام میدهد و امریکاییها کمترین"، و زمانی که امریکاییها به واسطه تصویری به دقت باز تولید شده، به قوطیهای پودر لباس شویی، شیشههای کوکا کولا یا صحنههایی در کمیک استرپ میپرداختند، تا به این ترتیب فقدان سلیقه و بصیرت زیبایی جامعه مصرفی خود را به استهزا بگیرند، ماگریت "در حال آموختن فرایند نظام مند تصویر بصری بود". و این گونه است که تورشنر اصرار دارد، ماگریت "پدر هنر پاپ" است. پدری که ماگریت آن را رد می کند: "به طور کلی نمی خواهم پدر هیچ هنری باشم, حتی هنری که خود را پاپ نامیده، هنری که به نظرم میخواهد جلب توجه کند یا در نهایت چیزی تقریبا سست و ناپایدار بگوید." "من خودم را محدود میکنم تا تنها تفکری را نقاشی کنم که به یمن نقاشی قابل دیدن میشود. این تفکر زمینه شناخت یک ایده، یک هیجان یا یک احساس را فراهم میکند. زمانی که در یک تابلو غور می کنم، با تصویرها میاندیشم، نه با ایدهها. و این تصویرها همان گونهاند که جهان به ما نمایش داده است. مثل تصویر آسمان، تصویر درخت، یک انسان، سنگ، اثاثه خانه. من به هیچ عنوان نقاش نیستم..."" [نقاش] معمولا به خاطر خود تصاویر به آن ها فکر نمیکند، بلکه به رنگها و فرمهایی که آن تصاویر نمایش میدهند, نیز فکر میکند. تصاویر بهانههایی برای نقاشیاند، در حالی که برای من تصاویر عناصر تفکری هستند که قرار است با نقاشی توضیح شان داد (...) من این توصیف را با شاعرانگی یکی می دانم. شعر نیز توصیف یک تفکر است، تفکری که یک راز را مطرح میکند." |
راز یا تناقص: ویم توبوش / سمیرا قرایی ماگریت و کاربرد واژهها: سوزی گابلیک / فاطمه راهیل قوامی وضعیت بشر: سوزی گابلیک / نیلوفر سرلتی، تایماز پورمحمد ماگریت، شاعر خیال: فیلیپ روبرت ـ جونز / وحید حکیم |
|
|
آوانگارد و ما در فصل آخر شماره 22 مجله، سلسله مقالاتی درباره هنر آوانگارد به چاپ رسید، که مفهوم آوانگارد را در فرهنگ مدرن غرب مورد تحلیل و بازخوانی قرار میداد. تلاش کردیم در ادامه بحثهای آن شماره، نسبت خود با این پدیده را طی مقالاتی که خواهید خواند بکاویم. |
نسبت آوانگارد با وضعیت اکنونی ـ اینجایی: ایمان افسریان آوانگاردیسم در ادبیات معاصر ایران: امیر احمدی آریان تقابل با اشباح نا هم زمان: احمد میر احسان |
|
|
واحد خاکدان از جمله نقاشان مهاجر ایرانی است که ورود او به آلمان در سالهای پس از انقلاب مصادف با جنبش نئواکسپرسیونیسم در آن کشور بوده است. در کارهایش، پیش و پس از مهاجرت، نه چندان دغدغه همگامی با جریانات روز جهانی دیده میشود و نه تلاشی برای استفاده از چاشنیهای بومی.او که فرزند ولی الله خاکدان، طراح صحنه با سابقه سینما و تئاتر است، دلبسته تصویر کردن صحنههایی است که با اشیایی به دقت و از سر حوصله پرداخت شده که در دورههای اولیه اشاراتی سورئالیستی دارند و بعدها، پس از مهاجرت، صرفا یادآور خاطراتی دور از کودکی و مکانها و اشیاء ترک شدهاند. |
سوت زدن زیر دوش صبح (گفت و گو با واحد خاکدان) |
|
|
سوررئالیسم سوررئالیسم در میان جنبشهای هنری قرن بیستم موقعیت ممتازی دارد: در دورهای که جریان اصلی مدرنیسم تجسمی با تلاشی فزاینده بقایای مضمونی و ادبی خود را کنار میزد و حرکت به سوی خودارجاعی و انتزاع مطلق را ادامه میداد، این جنبش رابطه کم و بیش مسدود شده واقعیت تاریخی و تحول زیبایی شناختی را به شکلی رادیکال و در قالب تکنیکهایی چون کولاژ و مونتاژ زنده کرد. اما هدف سوررئالیسم، به عنوان جنبشی آوانگارد، افزودن تکنیک یا سبکی تازه به مجموعه جریانهای هنری پیش از خود نبود؛ و به همین علت، در عین برخورداری از جدیت و حدت مدرنیسیتی، میتوانست از برخی یکسونگریها و جداسازیهای مدرنیسم ادبی ـ هنری فاصله بگیرد. هدف ما نیز از پرداختن به سوررئالیسم تلاش در جهت "معرفی" این جنبش در قالب محدود چند مقاله، یا گرد آوردن چند نام "جذاب" نیست. گمان ما آن است که برخی خصیصههای این جنبش هنری در شرایط تاریخی حاضرـ و به ویژه در شرایط درونی ما ـ معنا و اهمیتی مضاعف پیدا میکنند؛ از جمله شور و "جدیتی" که در نزد سورئالیستها، به عنوان اعضای یک جنبش هنری – اجتماعی، به چشم میخورد، یا رابطه دیالکتیکی میان واقعیت و تخیل (رئالیته و سورئالیته) که ـ اگر نه در بسیاری از خود آثار ـ دست کم به صورت جنینی در ایده سوررئالیسم وجود دارد، و این مسئلهای است که ما را به فاصله گرفتن از دوگانگی واقعگرایی خام و خیالپردازی خام (که سوررئالیسم، دست کم در ایران، عموما به آن شناخته میشود) دعوت میکند. متن نخست، ترجمه سخنرانیای است که آندره برتون در سال 1934 ایراد کرده است و در آن رئوس اصلی نظریه سوررئالیسم، برخی تحولات آن، و روحیه کلی جنبش به خوبی روشن میشود. در مقاله دوم، بن هایمور سوررئالیسم را به عنوان نوعی رهیافت خاص به تجربه واقعیت تاریخی، یا نوعی "سیاست شناسی زندگی روزمره"، مورد بررسی قرار میدهد. دیوید لومانس در گزیده متن کوتاهی که از مقدمه کتاب او انتخاب کردهایم به مسئله مهم نسبت سوررئالیسم و روانکاوی میپردازد. ژرژباتای یکی از اعضای جنبش بود که در سالهای 30- 1929 به همراه میشل لیریس در نشریه (اسناد) (Documents) در پی رسیدن به نوعی "مردم شناسی سوررئالیستی" بود و دیدگاههای او، که در این مقاله کوتاه تا حدی بازتاب یافته است، نمایانگر دریافتی بدیل در برابر سوررئالیسم برتونی است. در انتها نیز دو مقاله کلاسیک بنیامین و آدرنو آمده است که تاثیر بسیاری بر دیدگاههای پس از خود برجای گذاشتهاند و، چنانکه از مقاله هایمور نیز پیداست، مختصات یکی از چارچوبهای نظری اصلی تفکر درباره سوررئالیسم را تعیین کردهاند. بد نیست توجه داشته باشیم که مقاله بنیامین در سال 1929ـ یعنی فقط پنج سال پس از آغاز رسمی جنبش ـ به نگارش درآمده است. |
سوررئالیسم چیست؟ آندره برتون / سیاوش روشندل امر شگفت انگیز در زندگی روزمره: بن هایمور / مجید اخگر سوررئالیسم و روان کاوی: دیوید لومانس / محمدرضا یگانه دوست آخرین عکس فوری روشنفکران اروپایی: والتر بنیامین / امید مهرگان بازنگری سوررئالیسم: تئودور آدورنو / مجید اخگر سوررئالیسم: ژرژ باتای / مجید اخگر |
|
|
|
|
|
|
|
|