انتشارات حرفه هنرمند


اندیشیدن به خودمان، اندیشیدن به دیگران: فرهنگ و هنر مدرن آلمان : مجید اخگر


ویژه‌نامه‌ی فرهنگ و هنر مدرن آلمان
«فرهنگ‌ و هنر مدرن آلمان» موضوعِ ویژه‌ی شماره اخیر حرفه‌هنرمند است. از حدود ۴۰۰ صفحه‌ی این شماره که یکی از پرحجم‌ترین و مفصل‌ترین شماره‌های نشریه تا به امروز بوده است٬ ۳۵۵ صفحه به فرهنگ و هنر مدرن آلمان اختصاص دارد. دبیران نشریه٬ مجموعه مقالات را که شامل ۳۸ ترجمه از نویسندگانی همچون «نوربرت الیاس»٬ «آرتور دانتو»٬ «رزالیند کراوس» و «پیتر بورگر»؛ ۴ مقدمه و ۴ سال‌شمار و ۵ متن تالیفی است؛ در ۴ بخش ــ مطابق ۴ بازه‌ی زمانی از سال ۱۷۸۱ تا ۱۹۹۰ – گردآورده‌اند. در سرآغاز هر بخش٬ مقدمه‌ای در تشریح مختصات فرهنگی و سیاسی آن بازه‌ی تاریخی نوشته شده٬ و در سالشمار آغازین هر بخش٬ فهرستی از رویدادهای مهم و برجسته‌ی آلمان در پنج حوزه‌ی «سیاست»٬ «دانش و فلسفه»٬ «موسیقی»٬ «هنر»٬ «ادبیات» و «تاتر» ذکر شده است. چهار سالشمار در واقع نقشه‌ای فشرده و فهرستی انبوه از دستاوردهای فرهنگی و تحولات سیاسی ملت آلمان را برای آشنایی کلی مخاطب گردآوری کرده.
مجید اخگر٬ در اولین مقاله‌ی ویژه‌نامه و در پاسخ به این سوال محتمل که «چرا آلمان؟» نوشته است: «در یک سطح پاسخ آن است که آلمان٬ دست‌کم تا آن‌جا که به قلمرو فرهنگ مربوط می‌شود٬ فقط آلمان نیست٬ فقط یک کشور نیست٬ و بسیاری از تولیدات٬ ایده‌ها٬ تصاویر٬ و مسائل و مضامینی که خاستگاه آلمانی داشته‌اند با هسته‌ی مهم‌ترین مسائل دوره‌ی مدرن گره خورده‌اند٬ و به این ترتیب پرداختن به آن‌ها می تواند برای هر فرد یا ملتی که در کلی‌ترین سطح با مسائل مربوط به فرهنگ مدرن یا مدرنیته‌ی فرهنگی سر و کار دارد ضرورت داشته باشد. به بیان صریح‌تر٬ مطالعه‌ی تاریخ و فرهنگ آلمان یکی از بهترین مسیرها برای درک دینامیسم فرهنگ در عصر جدید و نسبت آن با حوزه واقعیت تاریخی است.» و در ادامه با اشاره به تداوم «سرمشق رمانتیکِ» آلمانی و اهمیت آن تا به امروز و منشا آلمانی «مهم‌ترین ایده‌های نظری دویست و پنجاه سال اخیر» در حوزه زیباشناسی٬ نتیجه می گیرد که «بخش عمده‌ای از پیش‌فرض‌ها و چارچوب‌های فهم هنر در دوره‌ی مدرن خاستگاه و ماهیتی آلمانی دارند». هرچند که این تصویر «والا» از ملتی با فرهنگِ «عمیق٬ غامض٬ تیره و تاره و پیچیده» با عقب‌ماندگی تاریخی آلمانی‌ها در اواخر سده‌ی هجدهم و سده‌ی نوزدهم٬ و حضور ثابت آلمانی‌ها در فجایع دو جنگ‌جهانی سده‌ی بیستم؛ با تنش و تقابل شگفت‌آوری همراه می شود. این تنش و تقابل بین سویه‌های فرهنگی و سیاسی آلمان به خوبی در این کلام«ویکام استید» بیان شده است که: «آلمانی‌ها عمیق‌تر شیرجه می‌زنند؛ ولی وقتی به سطح آب بر‌می‌گردند کثیف‌ترند» (ص۷).
در نهایت بنا به گفته‌ی سردبیر نشریه و همان‌طور که در تمامی متون این شماره شاهدیم٬ مساله نه پژوهشی کورنولوژیک از تاریخ هنر آلمان٬ که بیش از هر چیز «پرورش ایده‌ای از فرهنگ و هنر آلمان به عنوان کلیتی در داد و ستد با یک تاریخ بوده است.» تاریخی دویست‌ساله که ساختار مجله بر مبنای «برخی نقاط چرخش سیاسی و جریان‌های فرهنگی عمده‌ی» آن طرح‌ریزی شده است.
1781 تا 1871 : مقدمه

سالشمار 1781 تا 1871 / گردآوری: مهدیه کُرد

آلمانیها و هنرشان: یک رابطه‌ی مسئله دار: هانس بلتینگ/ مریم امینی

کولتور، بیلدونگ، گایست : ریموند گوس/ مجید پروانه‌پور

نووالیس و والت ویتمن: رمانتیسم آلمانی و دموکراسی آمریکایی : ولف لپنیس/گلنارنریمانی

شکل‌گیری داستان منثور آلمانی : مارتین سوِیلز / فرزام امین صالحی
1781 تا 1871
... مجموع تحولاتی که به آنها اشاره می‌شود، زمینه‌ی انفجاری فرهنگی را ایجاد کردند که از نظر پیامدهای آتی آن برای فرهنگ مدرن اروپا و جهان شاید در تاریخ مدرن بی‌همتا باشد. صرف ارائه‌ی فهرستی از چهره‌هایی که در این دوره در فرهنگ آلمانی‌زبان ظهور کردند تا حدودی ابعاد مسئله را بر ما روشن می‌کند، تا آن‌جا که به بیان پیتر واتسون می‌توانیم از «رنسانس سوم» اروپا سخن بگوییم. به این ترتیب پرداختن به فرهنگ دوره‌ی کلاسیکِ رمانتیک و ایدئالیستی در آلمان برای فهم خطوط و مسیرهای بعدیِ فرهنگ و هنر مدرن در کلیت آن و در آلمان ضرورت دارد. نکته‌ی دیگر آن‌که در این دوره فلسفه، ادبیات و موسیقی در خط مقدم تحولات فرهنگی قرار دارند نه هنرهای تجسمی. در حوزه‌ی هنر، کسی که از نظر کمّی و کیفی با گوته، هولدرلین، شلگل، نووالیس، شلینگ، فیشته، کانت، شیلر، بتهوون، موتسارت، هایدن و ... قابل‌مقایسه باشد وجود ندارد. کسانی چون فریدریش و اوتو رونگه نیز عمدتاً مسیر ترسیم‌شده توسط نویسندگان و متفکران رمانتیک و ایدئالیست را دنبال می‌کردند. از جمله به این دلیل است که وزن مقالات غیرتجسمی در این بخش بیشتر است.
آلمان و بریتانیا: دو انگاره از تصویر ملی : نوربرت الیاس/ نغمه یزدان‌پناه

«مسیر خاص» آلمان، «زوندروگ» ایران : کامران سپهران

ایدئالیسم آلمانی و هنرها : اندرو بوئی/ مهدی نصراله‌زاده

موسیقی به مثابه فلسفه : پیتر واتسون/ سیدمحمد آوینی
آلمان و بریتانیا: دو انگاره از تصویر ملی : نوربرت الیاس/ نغمه یزدان‌پناه

«مسیر خاص» آلمان، «زوندروگ» ایران : کامران سپهران

ایدئالیسم آلمانی و هنرها : اندرو بوئی/ مهدی نصراله‌زاده

موسیقی به مثابه فلسفه : پیتر واتسون/ سیدمحمد آوینی
مقدمه‌ای بر رمانتیسم در نقاشی آلمان : ویلیام وان/ مهدیه کرد

خاستگاه و کهن‌الگو : آنگلیکا وزنبرگ / ابوالفضل توکلی‌شاندیز

کانت در قاب‌های کاسپار دافیت فریدریش: ترجمه و تلخیص: گلنار نریمانی


شرقِ گوته : پارسا توکّلی
1872 تا 1918: مقدمه

سالشمار 1872 تا 1918 : گردآوری: مهدیه کُرد

گونه‌گونی‌های رمانتیسم در آلمانِ آغاز قرن : رودیگر سافرانسکی/ گلنار نریمانی

اکسپرسیونیسم آلمان: هنر و جامعه : ولف دیتر دوبه / غزاله ابراهیمی

سوارکار آبی و پیدایش «عصر بزرگ معنویت» : ویلاند اشمید/ نسرین هاشمی

انقلاب معنوی : اشلی بَسی / نسرین هاشمی

اوتوپیای باوهاوس : وولف هرتسوگنرات / سیدمحمد آوینی
1872 تا 1918
... با نزدیک شدن به پایان قرن نوزدهم و در پی حرکت آلمان به سوی صنعتی شدن و رشد اقتصادی تحت حاکمیت بیسمارک، طبقه‌ی متوسط حس می‌کردند که جایگاه عینی و اقتصادی و ذهنی و اجتماعی خود را در مقابل یورش ارزش‌های اقتصادی و صنعتی جدید از دست می‌دهند، و در نتیجه بیش از پیش به ارزش‌های محافطه‌کارانه روی آوردند. آنها حس می‌کردند که «فرهنگ» و روح و ارزش‌های آلمانی با تهدید از جانب «تمدن غربی» و ارزش‌های بیگانه‌ی آن روبروست. ... در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست، البته روندی کلی بود که در تمامی کشورهای اروپایی قدرتمند که حالا بورژوازی در آنها به قدرت رسیده یا دست‌کم در قدرت شریک شده بود به چشم می‌خورد. اما این روند کلی در آلمان که فاقد طبقه‌ی متوسط قدرتمندی بود به شکلی خاص ظاهر شد. در واقع طبقه‌ی متوسطِ مولّد فرهنگ در آلمان به جای آن‌که از نابهنگامی و ناهمخوانیِ این شکل از وحدت سیاسیِ استبدادی با ایده‌هایی که از یک‌صد سال پیش از آنها دفاع کرده بود سرخورده شود، به‌تدریج خود دگرگون شد، و بیش از پیش با حاکمیتی احساس همدلی کرد ... در دهه‌های آخر سده‌ی نوزده، ایده‌ها و گرایش‌هایی «ناتورالیستی» فضای اروپا را در بر گرفته بود؛ و این جریان به طور خاص در تحولات فکری و سیاسی آلمان در سال‌های آتی نقش ایفا کرد... از اوایل سده‌ی بیستم شاهد شکلی از بازگشت ایده‌های رمانتیک هستیم. نکته‌ی مهم در این زمینه تفاوت‌های رمانتیسم اولیه با «نئورمانتیسم» این دوره است؛ تفاوت‌هایی که بسیاری از آنها در درجه‌ی نخست نتیجه‌ی دو شرایط تاریخی متفاوت بودند.. آن‌چه گفتیم زمینه‌ی ظهور و عمل جریان اکسپرسیونیسم آلمانی را به وجود آورد و ما می‌توانیم خطوط کلی این مسائل و تنش‌های تاریخی را در آن مشاهده کنیم. اکسپرسیونیسم نخستین جنبشی بود که با زایشی از دل انحطاط، هویت آلمانی را با ارزش‌های جنبش مدرن، که از سوی محافظه‌کاران نافی آن فرض می‌شدند، در خود گرد ‌آورد.
1919 تا 1945 : مقدمه

سالشمار 1919 تا 1945 / گردآوری: مهدیه کُرد

لحظه‌ی تصمیم : رمانتیسم، زیباییشناسی، سیاست : رودیگر سافرانسکی/صالح نجفی

ادبیات هوادار جنگ در جمهوری وایمار : نوربرت الیاس/ نغمه یزدان‌پناه

سیاستِ رمانتیسم : رودیگر سافرانسکی/ صالح نجفی

سقوط یونگر در ورطه‌ی کریستال : هلموت لِتِن/ صالح نجفی
1919 تا 1945
دوره‌ی پانزده‌ساله‌ی جمهوری وایمار، نخستین حکومت دموکراتیک در کشور آلمان، و دوره‌ی آشوب‌ها، تضادهای قطبی، خلاقیت فرهنگی و فکری، و نابسامانی اقتصادی و سیاسی است.‌ در وایمار، نماد سنت فرهنگیِ آلمان، از همان 1930 وزیر فرهنگی ناسیونال‌ـ‌ سوسیالیست بر سر کار بود؛ و در مونیخ، یکی از مشتری‌های ثابت کافه‌هایی که توماس مان در آنها رفت و آمد می‌کرد هیتلر بود.
جدای از دوازده سال بعدیِ حاکمیت ناسیونال‌ـ‌ سوسیالیست‌ها (نازی‌ها)، دوره‌ی جمهوری وایمار را به شکل تقریبی می‌توان به سه دوره تقسیم کرد. ... دهه‌ی 1920 برای آلمان دورانی همراه با تماس نزدیک عرصه‌ی واقعیت تاریخی و عرصه‌ی فرهنگ بود، و نتیجه‌ی آن زایایی فرهنگیِ شدید تقریباً در تمامی حوزه‌ها بود ... یکی از روندهای هنری دوره‌ی جمهوری وایمار را باید اشکال مختلف دموکراتیزه شدنِ رسانه‌ها و اشکال بیانی مختلف دانست. جدای از برجسته شدن رسانه‌های گرافیکی و تکنیک‌های چاپ و طراحی در کار هنرمندانی مثل گئورگه گروس، اوتو دیکس، کاته کول‌ویتس و دیگران، می‌توان به جریان‌هایی مانند دادای برلین و باوْهاوْس اشاره کرد که اساساً بنیان کارشان را درکی متفاوت از نسبت میان هنر و اجتماع تشکیل می‌داد. ... هنر رسمی دوره‌ی نازی به روشنی محدوده‌های خود را روشن ساخت و در نمایشگاه معروف «هنر منحط» به نقطه‌ی اوج خود رسید. این نمایشگاه که در 1937 در مونیخ برگزار شد و تنها در این شهر حدود دو میلیون نفر از آن بازدید کردند، قرار بود کل هنر مدرن و در راس آن اکسپرسیونیسم را به عنوان پدیده‌ای ذهنی، بیمار، و منحط معرفی و نفی کند...
آوگوست ساندر: چهره‌ی زمانه‌ی ما : یون فُن هارتس / سولماز خطایی‌لر

روانشناسی سطح‌نگر : هلموت لِتِن/ صالح نجفی

هوشیاریِ پس از خلسه: نقاشی عینیت نو : ویلاند اشمید/ هلیا دارابی

ماکس بکمان : ویلاند اشمید/ کتایون یوسفی

همخانوادگی‌های نقاشی و عکاسی عینیت نو: سرگیوتس میشالسکی/ سولماز خطایی‌لر
1946 تا 1990 : مقدمه

سالشمار 1946 تا 1990 / گردآوری: مهدیه کُرد

بازیابی حواس: ایده و عملِ هنر آلمان : مجید اخگر

لوح سفید و درونگروی: تصاویر آلمانی قبل و بعد از ۱۹۴۵ : اکهارت گیلن/ نغمه یزدان‌پناه

سندرم آلمانی : پیتر واتسون/سمانه ناظری

سبک و رستگاری در هنربویس : آرتور دانتو/ مهدی نصراله‌زاده

هنر و نظریه: بازتابندگی ضروری : پیتر بورگر/ پویا ایمانی
1946 تا 1990
در واقع گسستی در تاریخ آلمان مدرن و به تعبیری نقطه‌ی پایانی بر تمامی درگیری‌های فرهنگی و سیاسی و سوداها و تمناهای حدود صدوپنجاه سال پیش از آن در جهت پی‌ریزی آلمانی قدرتمند و وحدت‌‌یافته بود که کل آن‌چه هویت یا فرهنگ آلمانی تلقی می‌شد در قالب موجودیتی سیاسی در آن تعین یافته باشد... به گفته‌ی نوربرت الیاس، تاریخ آلمان همواره «تاریخ زوال» بوده است: تاریخی که در قالب شکست‌ها و تضعیف پی‌در‌پی و سرزمینی هردم کوچک‌تر جلوه‌گر شده است... آلمانی‌ها در حدود پانزده یا بیست سال بعد از جنگ نهایت تلاش خود را به خرج می‌دادند تا دقیقاً از مواجهه با این گذشته و پرسش‌های مبرم همراه با آن جلوگیری کنند ... بعد از جنگ و در طول دهه‌ی پنجاه، هنر آلمان نیز به تبعِ مشی سیاسی و فرهنگی محافظه‌کارِ دورانْ هنری بود که نهایت تلاش خود را می‌کرد تا از هر گونه رنگ و بوی «آلمانی» احتراز کند و خود را در پیوند با جریان مدرنیسمِ بین‌المللی قرار دهد. بعد از جنگ سیاست‌گذاران فرهنگیِ آلمان سعی کردند به اشکال مختلف چهره‌ای روزآمد و بین‌المللی از هنر آلمان ارائه دهند ...
یوزف بویس، یا آخرین پرولتر / تیئری دِدُوو/ مهدی نصرالهزاده 270
نه به ... یوزف بویس : روزالیند کراوس/ پویا ایمانی

پدرانمان، خودمان : لیزا سالتزمن / نوید پورمحمدرضا

آنسِلم کیفر : ریچارد کَلوُکُرِسی/ بهرنگ رجبی

خاطره‌ی متفرق و هویت پساسنتی: عملِ سوگواریِ گرهارت ریشتر: بنیامین بوکلو / داوود کاظمی

معماری تصاویر: چشماندازهای عکاسانه : کاتارینا مانخاندا /غزاله هدایت
درآمدی بر عکاسی برنت و هیلا بخر : پیتر گالاسی / ابوالفضل توکلی شاندیز

در ستایشِ روشنیِ ابهام : مهران مهاجر

توماس روف: دربارهی دو مجموعه : تامر الشیخ / ابوالفضل توکلی شاندیز

تصویرِ جهان، جهانِ تصاویر

افسون باغ: مستندنگاری غناییِ سیمونه نیوِگ : اشتفان گرونرت/غزاله هدایت
نقدی بر نمایشگاه فرشید ملکی / وحید حکیم

نقدی بر نمایشگاه محمد خلیلی / ثمیلا امیرابراهیمی

نقدی بر نمایشگاه شهلا حسینی / علیرضا رضایی اقدم

نقدی بر نمایشگاه هارون فاروکی / سحر عسگری

نقدی بر چند نمایشگاه عکاسیِ فصل گذشته / علیرضا احمدی ساعی
نقد فصل
این فصل تلاشی ست برای ورود حرفه : هنرمند به عرصه نقد آثار هنری فصل بدون حاشیه‌روی و حشو و زوائد و شکل دادن به نقد‌‌هایی موجز و مشخّص در مورد نمایشگاه‌هایی مشخّص. اگر نمایشگاه های فصل پر رونق و بحث برانگیز باشند و یاری همکاران مستمر، این تجربه را ادامه خواهیم داد.
در این بخش نقد نمایشگاه‌های دو فصل گذشته را به انتخاب جمعی از همکاران حرفه: هنرمند خواهید خواند. هدف این است تا با زبانی روشن، به دور از کلی‌گویی و فلسفه‌‌‌‌‌بافی در مورد برخی نمایش‌های دو فصل گذشته، مطلب کوتاهی نوشته شود.