انتشارات حرفه هنرمند


جستاری درسیر تاریخی فتومونتاژ / حسن خوبدل

فتومونتاژ درعصر رسانه‌های دیجیتال / رضا نیازی
حرفه: عکاس... پنجره بسته: فتو مونتاژ
پرونده موضوعی این شماره ی ما درباره فتومونتاژ است.شکلی از آفرینش تصویر عکاسانه که عمری به قدمت تاریخ عکاسی دارد و در سیر پر و فراز و نشیب خود روش کار هنرمندانی بسیار متنوع با گرایش‌ها ، رویکردها و اهداف متفاوت بوده است.البته، فتومونتاژها، به دلیل انعطاف پذیری منحصر به فرد خود نه تنها به رسانه عکاسی محدود نمی‌مانند بلکه در نظر آوردن آنها در حوزه‌های گسترده تر هنرهای تجسمی اصولاَ یکی از راه‌های تامل برانگیز درک جریان‌هایی تاریخی همچون تجربیات هنر مدرن و پسامدرن است. با این‌همه، به این دلیل منطقی که اصل و اساس فتومونتاژها را باید در رسانه ی مولد آن یعنی عکاسی جست ما نیز شکل گیری این ویژه نامه را بر همین اصل استوار می‌کنیم و تنها بنا به ضرورت به تکوین تاریخی آن در رسانه‌های دیگر اشاراتی خواهیم داشت.
از گلوگاه کوچک آثار من: گفت‌وگوی علی اتحاد با مهدی مقیم‌نژاد

افسون واقعیت :‌ کامران سپهران

یازده طریق نگاه کردن به یک چشم انداز غریب : وحید حکیم

حضور ساکتِ وجود : محمدرضا اصلانی
پنجره ما: مهدی مقیم‌نژاد
تا همین چند سال پیش، که چندان هم دور و بعید نیست، اوضاع در عالم عکاسی به گونه‌ای بود که "فتومونتاژ" در قیاس با عکاسی معمول و سرراست، ژانری فرعی با علاقمندان محدود و خامش به حساب می‌آمد. اما زمانه به گونه‌ای چرخید که حالا دیگر به یمن ابزارهای آسان‌سازِ امروزی در حوزه عکاسی دیجیتال، فتومونتاژ (و اصولاً هر شکلی از دخالت و تحریف در دل تصویر)، پیروان بی‌شماری یافته و کار را به جایی رسانده که انگار از این پس باید عکاسی همین‌جوری و سر راست و "هیچی ندار" را ژانری فرعی در عکاسی به حساب بیاوریم.
این ژانر در ایران نیز از همان نخستین تجربه‌های قجری‌اش تا زیباترین تجلیات مدرنیستی‌اش در آثار احمد عالی و تا بازیگوشی‌های فتوشاپی این سال‌های کاربرانش، علاقمندان متعددی را به سمت خود کشیده. مهدی مقیم‌نژاد از جمله هنرمندان پیگیر و جدی این حوزه است که ضمن آگاهی و تسلط بر خاستگاه‌های نظری این ژانر، آن را قریب 15 سال در شکل عملی در چارچوب خواسته‌های شخصی‌اش نیز دنبال کرده. از اولین تجربه‌‌هایش در فائق آمدن بر سختی‌های اجراییِ چنین کاری در عکاسی آنالوگ، تا روش‌های آسان شده‌تر این ایام که به هنرمند امکان و مجال تخیل‌پردازی بیشتری را می‌دهد.
حسین کاظمی، مسعود عربشاهی، نیکزاد نجومی، ابوالقاسم سعیدی، سیراک ملکنیان : جواد مجابی
حرفه: مجموعه‌دار
این فصل با حمایت و مسئولیت مجموعه‌داران منتشر می‌شود و فضایی است برای ثبت و نمایش آثار ارزنده‌ی مجموعه‌داران خصوصی. با این امید که آثار برجسته‌ی تاریخ هنر معاصرمان در معرض دید هنرجویان و هنردوستان قرار گیرد. ورود به این بخش برای مجموعه‌داران و صاحبان آثار آزاد است و حرفه: هنرمند دخل و تصرفی در مطالب ندارد.
بالتوس نقاشیست که از او هیچ چیز نمیدانیم : رامین زند وکیلی

ترزهای بالتوس : سابین ریوالد / احسان نوروزی

آیا پراگماتیسم می‌تواند در تبیین آثار بالتوس به‌کار آید؟ : مری ماگدا وارد / ابوالفضل توکلی شاندیز
حرفه:‌نقاش... پنجره همسایه: بالتوس
آثار بالتوس در یک کلمه متحیر کننده است. بیننده ای نیست که آثار او را ببیند و موضعی در قبال آن نگیرد، فقط شاید آن را حاضر نباشد به زبان بیاورد. نقاشی‌هایش سراسر راز است؛ فرشته‌ها را نقاشی می‌کند یا لولیتاهای نوباکوف؟ دنیای واقعی را نقاشی می‌کند یا رویا و خواب؟ از دامنه جواب این سوال‌ها هر کدام را انتخاب کنید، نقاشی‌هایش شما را به دیگری دلالت می‌کنند. تلاش برای یافتن پاسخ این سوالات درون بیننده را می‌کاود و او دائم بین معنویت و تنانگی، بین آرامش و حس گناه نوسان می‌کند. هرچه که باشد یک چیز را می‌توان در مورد بالتوس مطمئن بود. او از سنت نقاشی غرب آگاه بوده ، ولی در نقاشی کردن واقعاً دل مشغولی‌های خود را دنبال کرده و در راه خلق جهان خیالی خودش این سنت‌ها را به کار بسته است.
احساس سبکی بعد از شنیدن خبر بد : گفت‌وگوی صغرا زارع و ایمان افسریان با الهه حیدری

تَرَک لیوان : غزاله هدایت

بیانیه‌ی 686 تن از اعضای جامعه هنرهای تجسمی
پنجره ما: الهه حیدری
ساده، وسیع، کم رنگ، حساس، آرام، شکننده. این‌ها کلماتی ست که اگر بخواهیم کارهای الهه حیدری را توصیف کنیم به ذهن می‌آیند. او متولد 1347 در تهران است. بیش از بیست سال است که به کودکان سه تا دوازده سال نقاشی آموزش می‌دهد. بی‌تردید راحتی و بی‌قصدیِ جهان کودکان در کار خود او نیز رخنه کرده است . دست و دل او در این سال‌ها مدام آرام تر شده‌اند. او سال‌هاست بی سر و صدا با دل کارِ نقاشی می‌کند و انگار هر چه بیشتر گذشته است آن کلمات رنگ بیشتری به خود گرفته اند.
الهه حیدری رها ست؛ نه با ماده ی کار از پیش معلومی کار می‌کند نه در ابعاد محدودی و نه با یک گالری مشخص. او فقط و فقط نقاشی می کند.
طبیعت بیجان به مثابه شیء شخصی : مِیِر شاپیرو/ پیمان امیدوار

موراندی و جستجوی شیئیت : استیون کراول / پیمان امیدوار

چشم و چشم‌انداز : مجید اخگر

درباره مفهوم طبیعت : چارلز تیلور / امیر مازیار

منظره به مثابه نوعی رابطه با مکان : وسلی اِی. کورت/ مجید اخگر

منظره‌ی امپراتوری : ویلیام جی. تامس میچل/صالح نجفی
حرفه:‌ هنرمند... منظره‌پردازی و ایده‌ی طبیعت
بحث ما در این شماره به دو بخش تقسیم شده است. در ابتدا دو مقاله‌ در مورد طبیعت‌بی‌جان می‌آید که در شماره‌ی گذشته به علت کمبود فضا آن‌ها را چاپ نکردیم. متن مِیِر شاپیرو و استیون کراوِل با یکدیگر در پیوندند.
پیش از این دو شماره در مورد ژانر منظره کار کردیم. اما برخی از مباحث در آن‌ها مغفول مانده بود که در این‌جا سعی کردیم به آن‌ها بپردازیم. در مقاله‌‌ی اول، بسیاری از مباحث سه مقاله‌‌ی بعد مورد اشاره قرار می‌گیرد. در این مقاله از یک سو تحولات مفهوم طبیعت و نسبت آن با تکوین ژانر منظره‌‌پردازی طرح می‌شود، و از سوی دیگر مفهوم منظره بسط پیدا می‌کند و ورای فضاهای طبیعی، هر نوع چشم‌انداز و زمین و «زمینه‌»ی زندگی انسانی در تاریخ و جغرافیایی خاص را در بر می‌گیرد...
واکنش به یک دوران : روبرت صافاریان

شنا در آب‌های ولرم : سینا دادخواه

سال‌هایی برای دشمنی : محمدحسین واقف
حرفه:‌نویسنده... گزارش به آینده (2)
همچنان در این شماره هم مثل شماره پیش، در سه متن به دنبال بازسازی حال و هوای سال‌های گذشته و جلوگیری از به فراموشی سپردن آن سال‌ها هستیم. غرض این است که از کنار هم نشاندن متن‌های شماره پیش، این شماره و شماره بعد جوهر سال‌‌های گذشته - اگر بشود به وجود چنین جوهری امیدوار بود- ته نشین شود و سال‌هایی که گذشت به محاق فراموشی نرود.