انتشارات حرفه هنرمند


داستانی از کلمه و تصویر: مهرداد اسکویی، سارا مسیح‌نیا

پیشینه‌ی نشر و رواج کارت پستال مصور در ایران: علیرضا شلویری

می‌رود بیدل و بی یار... : سهیلا شمس

کارت‌پستال‌هایی که بر زمین بود: گفت‌و گوی مهرداد اسکویی با قاسم صافی
بازنمود وطن در ورقه‌های کوچک پستی
مجموعه‌ی پیش‌رو همچون مقدمه‌ای برای نخستین بار مختصری از تاریخ کارت‌پستال‌ها در ایران و جهان را روایت می‌کند. نخستین فردی که بیست و سه سال پیش، اولین مجموعه‌ی کارت‌پستال‌های ایرانی را در قالب کتابی گردآورده، به گفت وگویی دعوت می‌شود.برای اولین بار اسنادی را پیرامون نخستین کارت‌پستال‌های تصویری ایران به نمایش ‌گذاشته و به عنوان نمونه‌ی ویژه‌ی تحلیلِ محتوا،پژوهشی تطبیقی از بازنمایی خشونت در یک کارت‌پستال متفاوت تاریخ ایران راعرضه می‌کند. در این میان، همچون استراحت‌گاه‌هایی کوتاه، قطعه نوشتارهایی خاص و شخصی به مجموعه افزوده شد تا کارکرد اصلی کارت‌پستال، یعنی رساندن پیامی پیوسته با یک تصویر از یادمان نرود.‌ امید که این خلاصه،پله‌ی نخست برای مکتوب کردن بخشی از این تاریخ تصویری باشد.
تو خود مکتبی: حسام الدین رضایی

نخستین کارتهای پستی تصویری ایران: ویلیام هاروتیونیان/ سهیلا شمس

اکرم کریم زاده اصفهانی

چرا یک عکس باید تبدیل به کارت پستال شود؟ : سیامک حاجی‌محمد
«حضرات انگریز» در بندر ابوشهر: محمد غفوری

صندلی ها:مهران مهاجر

پل کریمخان زند: مهران مهاجر

زینب علیزاده
ای نامه که میروی به سویش...... : ثمیلا امیرابراهیمی

ابوالقاسم سعیدی

فخری خانم را تصدق میروم :شرمین نادری

بیژن میرباقری

نامههای مرده: امضاها ـ نشانی‌ها: صالح نجفی

بازگشت : بنیامین اثباتی

قهرمان نامه نگاری : گلی امامی

شور و شعور : کامران سپهران

ما شکست ناپذیریم؟ :مهدی یزدانی خُرم

نامه ها : محمد رضایی راد
نامه ها
امسال نیز در شماره‌ی ویژه‌ی نوروز حرفه:هنرمند به سراغ موضوعی خارج از روال معمول مجله رفتیم و همراه با دنبال‌کردن پرونده‌ی کارت‌پستال‌های تاریخی، صفحاتی را برای نامه‌نویسی‌های هنرمندان و نویسندگان ایرانی گشودیم و به همین منظورنامه‌ی دعوتی فرستادیم؛ جمعی از دوستان این موضوع ‌را بی‌ارتباط با هنرهای تجسمی، شخصی و لوس و بی‌مزه دانستند و مودبانه عذر خواستند و دوستانی دیگر این محدوده‌ی بسیار شخصی (و در عین حال جمعی) را فرصت مغتنمی دانستند برای واگویی حرف‌هایی که شاید به راحتی و حالا حالاها بستر بیرون‌ریزی‌اش فراهم نگردد. ‌حرف‌هایی که بیشتر به روایت‌های کوچک ادبی نزدیک است تا اشارات هنری و تجسمی.
و در آخراینکه در رسم‌الخط نامه‌های قدیمی دست نبردیم تا لحن نویسندگان مخدوش نگردد.
"بوکتا، سنت ماست": کریم نصر

گاهی دلت برای خودت... : محمد منصور هاشمی

نامه به عشقی که ولم کرد و رفت : سروش صحت

خانوم آرمینه‌ی قشنگ! : یوریک کریم مسیحی

امید مهرگان

شهلا حسینی

نامه ای برای آقاجان : افسانه کامران

از.... به.... :غزاله هدایت

نامه به یک ناشناس : محمودرضا بهمن پور

غلام آن کلماتم که آتش انگیزد : حسین وحدانی
باوند بهپور

ردّ پلک‌ها : کیوان باجغلی

چند تصویر ساکن برای یک دوست متحرک: مجید اخگر

حسام‌الدین رضایی

در کوهستانِ، اینجا : وحید حکیم

میانِ ماندن و رفتن حکایتی کردیم: الهه ایمانی پور

نامه به پلی که ساخته شد : مهران مهاجر

... باید برون کشید از این ورطه رخت خویش : نامه‌های منصور قندریز به احمد عالی

نامه هایی پراکنده به/از آنا کارنینا : نغمه ثمینی

اسناد تنهایی : مهدی مقیم نژاد
آراز بارسقیان

چند تکّه از نامه‌ای متعلّق به همین روزها... : محسن آزرم

نامه‌ای از مصطفی دشتی به علی دشتی ...:مصطفی دشتی

به: برادرم پیمان در: جهانی دورتر از من : شمیم مستقیمی

علیرضا محمودی ایرانمهر

فاطمه کاوندی

نامه: فواد نظیری

آن شمع را راحت کن : صفی یزدانیان

حالا که بار داده است درخت پرتقال: امید بلاغتی