انتشارات حرفه هنرمند


سکوت دیدن:ماینور وایت/سالومه منوچهری، فرشید آذرنگ

درجستجوی نگاه نو:جاناتان گرین/ شهریار توکلی

عکس های یافته شده:ماینور وایت/ علی عامری

آشتی با جغرافیا:رابرت ادمز/ فرشید آذزنگ

بی اعتبار شدن یک پیشوای معنوی:اندی گروند برگ/ شاهین شهابلو
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: ماینور وایت
ماینور وایت یکی از سخت ترین عکاسها برای تحلیل است. چرا که پیچیدگی های ذهنی او (که دائم از طریق نوشته هایش نمود می یافت)، حالا می بایست در عکسهایش ردیابی شود. این باور، هرگونه تحلیلی را اشتباه می پندارد.وایت به تنهایی و صرفابا عکسهایش معنا نمی دهد. او مجموعه ای است مرکب از: معلمی، مجله داری، موزه گردانی،عکاسی، شعر، ذن، هیپنوتیزم، گشتالت، گورجیف، کاستاندا، رقص، طبیعت، رژیم غذایی، عادات غریب جنسی، طالع بینی، نجوم، یی چینگ و...همانطور که وایت در این فضای جادویی خود آفریده، هرامر معلول و یا غیر متعارفی را تحت مراسمی خاص به سرحد توهم و تخیل می کشاند، ادا و احترام به این آداب نیز پیش شرط ورود تماشاگربه حوزهٔ موهوم تصاویرش است.
چشم انداز به مثابه عکس:استل جوسیم، الیزابت لیند کویست کوک

عکاسی منظره:گراهام کلارک/ ملک محسن قادری
پنجره بسته: عکاسی طبیعت
بی شک عکاسی طبیعت در شمار یکی از قدیمی ترین شاخه های هنر عکاسی محسوب می شود. عمر و قدمت آن، هم اندازهٔ تاریخ صد و شصت و چهار ساله عکاسی است. از همان لحظه ای که هنوز فوکس تالبوت انگلیسی، برگهایی را روی کاغذ کالوتاپیش گذاشت، عکاسی طبیعت به طور جدی دل مشغولی بسیاری از هنرمندان این رشته شد.علیرغم تمام سرزنشهایی که در طول این یک و نیم قرن به عکاسان طبیعت روا رفته ( چه از سوی منتقیدین با این باور که دیگر حرف تازه ای در عکاسی طبیعت نگفته باقی نمانده و چه از سوی عکاسان متعهد اجتماعی که گاه و بی گاه- بالاخص در شرایط بحرا نی اجتماع- دلبستگیهای عکاسان طبیعت را حمل بر بی اعتنایی و تفنن کرده اند)، این سخت کوشان همیشه ثابت کرده اند که چطور قادرند از عناصری آشنا و تکراری، آشنایی زدایی کنند و مرزهای قلمروی زیبایی شناسی را فراخ تر سازند. آدمهایی که حضور آثار هر کدامشان نقطهٔ تعیین کننده ای در روند تاریخ عکاسی است.
ازبهارتا بهار:گفت و گو با یحیی دهقانپور

ازعکس خوب وازچهره های گمنام:یحیی دهقانپور

نگاهی به آثار یحیی دهقانپور:فرهاد فخریان

تکه تکه گی:مهران مهاجر
پنجره ما: یحیی دهقانپور
آقای یحیی دهقانپور معلم یسیاری از معلمان و مدرسان امروز عکاسی دانشگاه ها بوده است. بخش عمده ای از عکاسی خلاق این 20 ساله تحت حمایت و هدایت و انگیزه دهی او حرکت کرده و پیش رفته. در طول سالها، دهقانپور و کلاسهای نقد عکس و اسلایدهایش، واسطهٔ فیض میان عکاسی روز دنیا و هنرجویان مشتاق بوده است. او همچنان از پیگیرترین مشتاقان عالم عکاسی است. کمتر اتفاقی است که در عکاسی روز دنیا رخ بدهد و او از آن بی اطلاع باشد. کمتر هنرمند نوظهور و مطرحی است که او آثارش را ندیده باشد و در معرفی اش نکوشیده باشد. کمتر نمایشگاهی است که دور و برمان برپا شود و او به آن سر نزده باشد.بهانهٔ گفتگو و یادداشتهای این شماره اما، نمایشگاه خود اوست که از آخرین آثار ایشان در دی ماه 1381 و در گالری راه ابریشم برپا شد.
ازدحامی لطیف:داریوش خادمی

صیادی:رون کیتای/ ثمیلا امیرابراهیمی

بازگشت به لندن:گفت و گویی با کیتای/ مجید اخگر

تمثیل گران: کیتای و بیبننده:جوشانون/ مهیار آقایی، شهرام خداوردیان

کیتای وپرسش ازهویت:اندرو بنیامین/ علی اکبر علیزاد

پاییز قلب پاریس:رون کیتای/ شهرام خداوردیان
حرفه: نقاش... پنجره همسایه: رون کیتای
آثار کیتای سرشار و نکاتی است که او را هنرمندی پرسشگر و حساس نسبت به واقعیت و موقعیت انسان در جهان معاصر میسازد.او طرح پرداز برجسته ای است که در تلاش است میان سنتهای نقاشی مغرب زمین و و پیچیدگیهای مسایل انسان امروز پل بزند. از این روست که ذهن و آثار او چنین چند لایه و پر دامنه مینماید، تا به آنجا که او را وامی دارد بر کلمات برای بسط و شرح دیدگاهش تکیه زند.او هنرمندی است با دغدغه های اجتماعی، که گفتمان های فرهنگی و سیاسی را با مهارت های نقاشانه در هم می آمیزد تا سرگذشت از هم گسیخته انسان دنیای مدرن را در آثارش بازتاب دهد.
نقد فقط یک نوع است:نقد مخرب/گفت و گو با مراد فرهادپور

ملاحظاتی درباب نقاشی:لوسین فروید/ ثمیلا امیرابراهیمی

ادراک، ادراک دیداری و تصویر سازی ذهنی:سیلوا نوآریتی

خلاقیت از دیدگاه روانشناسی:شبنم دستور نژاد
پنجره بسته: تجربه زیسته (1)
در تلاش برای آسیب شناسی نقاشی معاصر ایران هدف این فصل می باشد به مفاهیم تقلید و تاثیر موضوع شماره های اول و دوم فصل پنجره: بسته بود. در ادمه ما مفاهیم متضاد با کلمهٔ«تقلید» موضوع شماره سوم مجله شد. اصالت و فردیت مباحث متضاد با مباحث تقلید بودند که در حد اختصار در شمارهٔ گذشته بدان پرداختیم.علاوه بر این دو مفهوم کلمهٔ «خلاقیت» نیز از کلماتی ست که استفادهٔ مکرر اما ناروشن از آن، آن را خالی از معنا کرده است و کمتر مدرس و یا نقاشی سعی می کند این کلمهٔ مستعمل را برای مخاطبین خود تبیین و معنا نماید.حین مطالعهٔ حول مفاهیم فوق، عبارت« تجربهٔ زیسته» از شاخص ترین موضوعاتی بود که می توانست بسیاری از مباحث را به هم وصل کند.تصمیم داریم در این شماره و شماره آینده مفاهیم: اصالت، فردیت، تجربهٔ زیسته و خلاقیت را مورد مداقهٔ بیشتر قرار دهیم.
آزادی و قناعت در آثار"علی گلستانه":ثمیلا امیرابراهیمی
پنجره ما: علی گلستانه
همه می دانیم علی گلستانه« زنده» است. درایران است و دارد کار می کند. زیاد هم کار می کند.اما نمی دانیم کجاست. او در فضای حاکم بر هنرهای تجسمی ما« زندگی » نمی کند.در خانه ای قدیمی- شاید 100 ساله- « زندگی» می کند و سالهاست که لحظه های «زندگیش» را بر روی بوم ثابت می کند. خوب می داند که آنها برنمی گردند. این را « زندگی» به او آموخته است. اهل حرف نیست و تمام تلاش ما برای حرف کشیدن از او همین چند صفحه شد که می بینید. اما در عوض نقاشی می کشد و از معدود نقاشان ایرانی ست که از راه فروش آثارش امرار معاش میکند و هم عوام زده و بازاری نشده است. او« نقاش» است. به معنی واقعی کلمه « نقاش ».
حساسیت سوررئالیستی:مایکل گلد/ علی عامری

بندبازی بین ادبیات سنتی اسپانیا ومدرنیته:گفت وگوبا کارلوس سائورا

اگر سینما به این سمت میرود!:گفت و گو با ژان کلود کاریر

مثل میو میو کردن گربه!:رامین شیخانی

جایی برای بداهه پردازی :گفت و گو با خوان لوئیس بونوئل/ پریسا شرعی

لطفا این جا بایستید:گفت و گو با رافائل بونوئل/ فرناز جوربچیان
حرفه: سینماگر... لوئیس بونوئل
اینجا و آنجا چه بسیار از یکی از بزرگترین فیلمسازان قرنی که گذشت، (لوئیس بونوئل) دیده ایم و شنیده ایم و خوانده ایم.گشودن دریچه ای تازه هر چند دشوار می نماید اما همیشه جای خالی او- آنهم در عرصهٔ سینمای فراواقعی که به نوعی آغاز و پایانی، شاید، با نام او رقم خورده است- ذهن هر انسانی که دور از آرمان های بی ارزش عقل گرایانه و پیمان های سخیف به ظاهر انسان دوستانه و همهٔ دیگر راهکارهای سلطه گرایانهٔ واقعیت، معمرانه به دنبال عشق می گردد را، درگیر می کند و به عصیان دعوت می کند. عصیان علیه همهٔ هر آنچه که انسان را در طول تاریخ فریب داده است. بنا بر عقیدهٔ پل الوار آشکار کردن نادیده ها وظیفهٔ شعر است و بونوئل به راستی یک سینماگر شاعر است. ساختار غیرعاد سینمای به یاد ماندنی و تکان دهندهٔ او روی حافظهٔ هر سینما دوستی حک شده است.سینمایی نه فقط تکرارنشدنی که دیگر انگار- در این بیست سالی که از مرگش می گذرد- اسطوره.