انتشارات حرفه هنرمند


آغاز عکاسی در ژاپن: ترجمه و تلخیص غزل ثمین

فسیل زمان: دایدو موریاما/ آرزو مختاریان

عکاسی در دوران واقعگرایی و تبلیغگری: ترجمه و تلخیص ابوالفضل توکلی شاندیز
حرفه: عکاس... عکاسی ژاپن
1. عکاسی ژاپن همانقدر مستقل و منحصربه فرد و جزیره‌ای است که خود ژاپن و دیگر مظاهر فرهنگی اش. همسویی آنان با روند مدرنیسم جهانی، پس از انقلاب میجی در اواخر قرن 19 تا به امروز، بیشتر از سر نیاز و فردیت بوده تا تظاهر و اَدا.
بر خلاف انتظار و توقع ما از جامعه‌ای با بافت سنتی، محافظه‌ کاری چندانی در تاریخ هنری‌شان دیده نمی‌شود. عکاسان ژاپنی نیز (مانند دیگر هنرمندانش)، در هر ژانری از عکاسی، تا اکستریم آن را پیش رفته‌اند و می روند. انگار «نهایت» در ذهن‌شان معنی ندارد. و همین کار آن‌ها را بیش از اندازه شخصی و جذاب و یگانه می کند.
2. شاید این شماره کمی تاریخی به نظر بیاید. ولی چاره ای جز این نداشتیم. به نظر می رسد که برای درک درست پدیده‌ها بهتر است مسیر تکوین و تکاملش را از ابتدا دنبال کنیم. آن هم پدیده‌ای که به زبان فارسی جز یکی دو مقاله کوتاه و فرعی، هیچ چیز دیگری تا کنون در موردش منتشر نشده.
3. می‌دانیم که اسم‌های زیادی در این مقالات آمده. نام‌هایی غریبه با تلفظ های دشوار که می‌شد با نگاهی آسان‌گیر (دلخواه ما ایرانی ها)، حذفشان کرد و نفس راحت‌تری کشید. اما اصرار داشتیم که حتی المقدور این نام‌ها هرچه بیشتر بیایند تا تاکیدی باشند بر گستره متنوع جریان‌های مختلف عکاسی در ژاپن.
محدود کردن عکاسی ژاپن در قالب دو سه نام پر زبان و آشنای این سال ها، معادل خلاصه کردن سینمای آن در حد کوروساوا و ازو و میزوگوشی است. و این یعنی فراموش کردن صدها فیلمساز و هنرمند آلترناتیو و زیرزمینی تمام دهه‌های ژاپن.
کلاغها: فرجام: ماساهیسا فوکاسه/غزل ثمین

عکاسی ژاپن در سالهای پس از جنگ: ترجمه و تلخیص الهام هاشمی

از سند تا یاد: دایدو موریاما/ الهام شوشتریزاده
عصر پرووک، عکاسی پس از جنگ در ژاپن: گفتگوی ساندرا فیلیپس و دبلیو اس دی پریو/ حسام الدین رضایی

عکاسی معاصر ژاپن: ترجمه و تلخیص کیانا فرهودی
نگاهی به عکاسی معاصر ژاپن گفتگوی فردیناند برگمان با ماریکو تاکیوچی/ ابوالفضل توکلیشاندیز

ویرانه های معاصر ریوجی میاموتو/ساناز امیریاراحمدی

Jyoudo امین طلاچیان
روی بوم من هرچیزی ممکن است، همان گونه که در ذهنمگفت وگوی کلوس وارنر با نئوراش/ مهدیه کُرد

مکتب لایپزیگ نو آرتور لوبوف/ مهدیه کُرد
حرفه:‌نقاش... پنجره همسایه: نئو راش
در اواخر قرن گذشته و با فروریختن دیوار برلین آثار گروهی از نقاشان جوان آلمان شرقی توجه ها را به خود جلب کرد. این هنرمندان که در آکادمی هنر شهر لایپزیگ نقاشی را به شیوه کلاسیک وآکادمیک آموخته بودند در مقایسه با هنر انتزاعی که در بخش غربی اروپا به شدت رواج داشت، به شیوه ای کاملا متفاوت کار می کردند؛ شیوه ای حاصل تلفیق آموزه های کلاسیک و دستاوردهای هنر انتزاعی. گرچه آثار این نقاشان از نظر محتوا، شیوه و کیفیت متفاوت است اما وجود برخی اشتراکات اساسی سبب شده تا از آنان تحت عنوان مشترک مکتب لایپزیگ نو یاد شود.
شهرت مکتب لایپزیک بیشتر مرهون موفقیت های بین المللی نئو راش است. او در 1960 در شهر لایپزیگ در آلمان شرقی به دنیا آمد. بین سال های 1981 و 1986 در آکادمی هنر همان شهر در رشته نقاشی نزد آرنو رینک شاگردی کرد و تا 1990 تحصیلات عالیه خود را به پایان رساند. در 1993 دستیار رینک شد. و از 2005 تا کنون به عنوان استاد نقاشی در آکادمی لایپزیگ تدریس کرده است.
وحید حکیم

الهه حیدری

بهنام کامرانی

داریوش حسینی
حرفه: نقاش... پنجره بسته: 77 به بعد
سال گذشته در چند شماره بحثی را پی گرفتیم با عنوان 57 تا 77. دلایل انتخاب این بازه زمانی را هم در همان شمارگان برشمردیم. امسال قصد کردیم تا از 77 به این‌سو بیاییم: 77 به بعد. 76 آغاز سر‌کار‌آمدن محمد خاتمی و شروع دوران اصلاحات بود. و سال 77 شروع تاثیر این تغییرات در حوزه تجسمی که در آن سال‌ها هنوز تصمیمات حمایت‌های دولتی موثر‌ترین عامل در تغییرات در حوزه هنرهای تجسمی بود. با شروع ریاست سمیع‌آذر بر موزه هنرهای معاصر و آسان‌تر شدن ارتباط با "خارج" و ظهور نسل جدید، بسیاری از مناسبات تغییر کرد. نسلی که پیش از این به آنها پرداختیم، در میانه دوراهی گیر کرده بودند. تازه صحبت از پست‌مدرنیسم بود. . نسلی که با مکافات و سختی و آزمون و خطا تازه فکر می‌کردند مدرنیسم را فهمیده‌اند! با موجود عجیب جدیدی روبرو بودند که پست‌مدرنیسم نام داشت و آن‌ها باید این‌بار از این بسته سر‌در‌می‌آوردند. دو‌راهی بر سر مدرن "ماندن" بود یا "پست مدرن" شدن! عده‌ای هم می‌گفتند ما پست‌مدرن هستیم خود خبر نداریم. . نسلی که با مکافات و سختی و آزمون و خطا تازه فکر می‌کردند مدرنیسم را فهمیده‌اند! با موجود عجیب جدیدی روبرو بودند که پست‌مدرنیسم نام داشت و آن‌ها باید این‌بار از این بسته سر‌در‌می‌آوردند. دو‌راهی بر سر مدرن "ماندن" بود یا "پست مدرن" شدن! عده‌ای هم می‌گفتند ما پست‌مدرن هستیم خود خبر نداریم...
پویا آریان پور

ژینوس تقیزاده

امید مشکسار

افشین پیرهاشمی
مهرداد ختایی

شهروز نظری

جواد مدرسی

غزاله هدایت
مهدی فرهادیان

امیرعلی قاسمی

بکتاش سارنگجوانبخت

باربد گلشیری
تاریخ هنر جدید: در آمدی بر رویکردها و مفاهیم مجید اخگر

نظریه چیست؟ جاناتان کالر/ امیر احمدیآریان

پسا ساختارگرایی و نقد فرهنگ خوزه مرکیور/ مهدی نصراله زاده
حرفه: هنرمند... تاریخ هنر جدید: 1. نظریه
حدوداً از دهه‌ی شصت میلادی به این سو، شکلی از نقد و نظریه‌پردازی و تاریخ‌نگاریِ هنری در فضا‌های دانشگاهی و روشنفکریِ غرب پدید آمد که تحت تاثیر فلسفه‌ و علوم انسانی انتقادیِ اروپایی، و عمدتاً فرانسوی، بنیان‌های نقد و تاریخ‌نگاری سنتی را مورد تردید و بازنگری‌های جدی قرار داد. این تحول که از آن زمان تاکنون چهره‌ی مباحث انتقادی و دانشگاهی در مورد هنر‌های بصری را کاملاً دگرگون کرده است، با عنوان «تاریخ هنر جدید» شناخته می‌شود، و بحث این شماره و شماره‌ی آینده‌ی ما به آن اختصاص یافته است. از جمله‌ی اصلی‌ترین چهره‌های این جریان، باید از کسانی چون بنیامین باچلو، روزالیند کراوس، هال فاستر، داگلاس کریمپ، گریزلدا پالاک، لیندا ناکلین، اسوِتلانا آلپرز، مایاک بال، نورمن بریسون، تی. جی. کلارک، تامس کرو، استوارت هال، بل هوکس، ویکتور برگین، جان تَگ، آلن اسکولا، لوسی لیپارد و اَملیا جونز نام برد.
ملاحظاتی دربارۀ نوشتۀ خوزه مرکیور مهدی نصراله زاده

زبانوارۀ هویت تاد گیتلین/ نیما ملک محمدی و احسان نوروزی
پنهان نگاری: محمد رضایی راد

راه و بیراه: شمیم مستقیمی

بچه های خیابان: گفت وگو با حمید پورآذری
حرفه: نویسنده... هنر هر جا که شد...
قوانین کپی رایت، تالارها، سالنها، کمپانی های بزرگ تولید و پخش آثار هنری که روزی به هنرمندان کمک می کردند که آثارشان بهتر و بیشتر دیده شود، امروز تبدیل به سرعت گیرها و موانعی شده اند که درست بر ضد علت وجودی خود عمل می کنند.
پریروی اما، خصوص در دنیای امروز، تاب مستوری ندارد. راهش را (بلکه هم بیراهش را) پیدا می کند و خودی نشان می دهد. از قضا این بیراهه ها بیشتر از آن راه ها،توقعاتی را که از هنر داریم، اگرچه در رویاهایمان، برآورده می کنند.
زنده باد بیراهه!