انتشارات حرفه هنرمند


مدخل : گفت‌و‌گو با تورج حمیدیان

تصویرعکاسی دردوران تکثیردیجیتالی : فرهادفخریان

گفتارهایی درباب عکاسی امروزین : نعما م.روشن

فتوبلاگ:یادداشت روزانه تصویری با برگ های مجازی : سارازندوکیلی
حرفه : عکاس ... عکاسی در عصر رسانه های نوین
ما در آستانه/ میانه/ اوج تغییری بزرگیم. آن‌قدر بزرگ که نمی‌دانیم دقیقاً کجایش ایستاده‌ایم. ایستاده‌ایم؟ راه می‌رویم؟ می‌دویم؟ می‌رسیم یا...؟
تغییر بزرگ را انقلاب دیجیتال خوانده‌اند و شیپورچیانش را رسانه‌های نو. رسانه‌هایی که با دستاوردهای‏شان از کنار هیچ زاویه‌ای از زندگی نوین بی تفاوت نگذشته‌اند، از خصوصی‌ترین لحظه‌ها و رابطه‌های ما گرفته تا کلان‌ترین سیاست‌های جهان ما. آن‌چه در این میان بر عکس و عکاسی رفته، شاید تنها موج کوچکی‌ست از این طوفانِ ناگریز؛ موج کوچکی به بزرگی مهم‌ترین دغدغه‌های مشترک ما و شما.
در این ورطه‏ی پرهیاهو و پرتناقض، بر آن شدیم که لحظه‌ای درنگ کنیم و پیرامونمان را تا جایی که چشم کار می‌کند، ببینیم؛ بلکه به کُنه آن‌چه ناخودآگاه بر ما می‌گذرد، راهی بیابیم. از میان گستره‌ی وسیع موضوعاتی که تعبیر «عکاسی در بستر رسانه‌های نوین» پیش رویمان گذاشت، تعدادی را برگزیدیم و در چند مقاله‌ پی گرفتیم.
عکاسی بعدازهمه گیرشدن اینترنت : کیانافرهودی

مدیریت هنری دیجیتال : کانرراش/هادی آذری

نگاهی به هنرهنرمندومخاطب ایرانی در دنیای مجازی : علیرضا نیک نژاد
درآمدی برتاریخچه وب سایتها،وبلاگ هاو نشریات اینترنتی عکاسی درایران: مهران افشارنادری

دموکراسی دیجیتال و خویش نگاری مدرن : سارا زندوکیلی

71 عکاسی و هنرهای دیجیتال: حسن خوبدل و فائقه کردستانی
فتو مونتاژ واقع نما : مهدی مقیم نژاد

دگرگونی ها و چالش های پیش رو در آموزش عکاسی محمدرضا طهماسب پور
یک چرخ دستی، یک کارتن خواب، موزه ای در اسپانیا :‌مهدیه کرد

در مقابل بوم نقاشی هرگز تنها نیستید : گفت وگوی کرستف پیترز با تیم ایتل/ مهدیه کرد
حرفه : نقاش ... پنجره همسایه : تیم ایتل
تیم ایتل مرد لاغر اندامی است با موهای خیلی کوتاه که شهرهای بزرگ را دوست دارد و همه جا دوربینش را همراه خود می برد. از چرخ دستی یک کارتن خواب در لس آنجلس که تمام داروندارش را در آن جمع کرده، تا بچه ای در سالن یکی از موزه های اسپانیا که به وضوح حوصله اش سر رفته است می تواند موضوع عکاسی او باشد . او معتقد است: "باید تصاویر آنی تهیه کنید، چون وقتی از کسی می خواهید تا حالت خاصی به خود بگیرد خیلی با وقتی که حس می کند کسی نگاهش نمی کند تفاوت خواهد کرد". سوژه های او در نهایت از میان همین عکس ها انتخاب می شوند، آن ها را با ذغال روی بوم می کشد و سپس بوسیله رنگ کارش را پیش می برد و آثاری بوجود می آورد که اغلب مبهم، گزنده و به نوعی اگزیستانسیالیستی اند. فیگورها ظاهری معاصر دارند و گویی بی اطلاع از فضای بعضاً پوچ اطرافشان و بی اعتنا به بیننده در پی کار خویش اند و اغلب در حالات های بداهه و تصادفی تصویر شده اند؛ مشغول صحبت با تلفن هستند؛ دست ها را درجیب فرو کرده و پرسه می زنند و یا حتی مشغول عکاسی اند. این فیگورها شبیه افرادی هستند که ما می شناسیم، رئیس مان، همکارمان و یا حتی دوست صمیمی مان. ایتل با طعنه می گوید: " بیننده ها تقریباً مطمئن هستند که این تصویر دوستشان پُل است، در حالی که این او نیست. هرچند به نوعی هم می توان گفت که هست. چون به نظرم بعضی پُزهای مشخص, محصولات فرهنگی هستند و هر زمانه ای اداها و ژست های خودش را دارد. من سعی دارم تصویری بیافرینم که جوهره این حس کلی را بنمایاند ."
سعی ناماجور: مجیداخگر

بی ینال قدرت: ایمان افسریان

از احمد شاملو تا دوسالانه های نقاشی: امیر احمدی آریان
پنجره بسته : 1357 تا 1377 (قسمت چهارم)
پرونده ی 57 تا 77 به درازا کشیده است و این چهارمین شماره ایست که صرف آن می شود. ابتدا در شمارۀ 29 نقاشان فعال در این دوره از برداشت ها و تحلیل ها و گلایه هایشان گفتند. در شمارۀ 31 واکنش هایی به آن نوشته ها و تحلیل موضوع از زاویه ای دیگر آمد و بالاخره در شماره پیش به طور کلی به فضای فرهنگی حاکم در این سال ها پرداختیم.
حالا شاید نوبت جمع بندی و نتیجه گیری رسیده باشد. مُعترفیم که به نتیجه ای که در نظر داشتیم نرسیده ایم؛ دلخواهمان این بود که روشی متناسب با زمانۀ خود برای نقد نقاشی این سال ها بیابیم و زاویه دیدی که شاید بتوان از دل آن به دهه های بعدی هم نَقب زد. این اتفاق نیفتاده است؛ هنوز نیفتاده است.
در این شماره، که قرار است آخرین شماره از این پرونده باشد، سلسله مقالاتی را خواهید خواند که هر یک با نگاهی تحلیلی به حوزه های مختلف فرهنگی چون اندیشه، ادبیات، سینما و البته نقاشی پرداخته اند. به این امید که خوانندگان هوشمند و نویسندگان خلاق از کنار هم گذاردن تناظُرات و اِفتراقات حوزه های گوناگون آرزوی ناکام مانده ی ما را در آینده برآورده سازند.
از انقلاب تا اصلاحات: محمدمنصور هاشمی

پرگویی دلپذیر در کشاکش انقلاب و جنگ: کامران سپهران

میل به سینمای عامه پسند و ضدیت با روشنفکری: روبرت صافاریان
خرد شدن ذهن و درون من: گفت وگو با مهدی حسینی

زیبایی در بطن اندوه: محمدرضا یگانه دوست ن

نقش هوا بر پرده هایی از هوا: وحید حکیم
پنجره ما : مهدی حسینی (1322)
مهدی حسینی منضبط است. دقیق و منظم. خشک و حساب شده. مداوم و کم تغییر. در دوران اوج مینیمالیسم و پاپ آرت در نیویورک تحصیل کرد و وفادارانه به مدرنیسم در نقاشی، نزدیک به 30 سال تدریس کرده است. شاگردان بسیاری تربیت کرد. در تدریس بیش از هر چیز بر فرم و کمپوزیسیون تاکید می کرد. همان قدر که مسلمیان در دانشگاه آزاد موثر بود، حسینی در دانشگاه هنر تصمیم گیر بود. رئیس گروه نقاشی شد. عضو هیئت انتخاب و داوری چندین بینال بود. دبیر بینال پنجم و عضو فرهنگستان هنر. او را می توان یکی از سیاست گذاران نقاشی در دهه ی 70 دانست.
در تمام این سال ها نقاشی هم کشید و نمایشگاه گذاشت. با ریاضت نقاشی های دقیقی از اشیا و آدم های اطراف خود کشید و می کشد. آرامش و رفاه زندگی در دهه ی 50 را در صندلی های حصیری کنار استخر تصویر کرد. آوار و تخریب و فاجعه بمب باران های شهری را در دهه ی 60 و تجربه ی تلخ از دست دادن دختر زیبایش را در دهه ی هفتاد با شاعرانگی اندوه باری بازنمایی کرد. او تجربه ی تصویر خود را در این سال ها با فرم بیان کرده است. و عمرش را صرف کار فرهنگی و آموزش هنر نموده است. فعالیت هایش مانند هر معلم، سیاست گذار و نقاش دیگری خالی از اشکال و لطف نبوده است. بر این باوریم که بیشترین احترام به کسی که عمر خود را چنین خرج کردده است دیدن و نقد کردن آن است.
فرا رفتن از عالم مرئی : نسل پیشگامان هنر انتزاعی: سیسکستن رینگبوم/بتی آواکیان

سه گزاره از هنرمندان: پیت موندریان، بارنت نیومن، مارک روتکو/مجید اخگر

مغروق عالم معنا: ایمان افسریان
حرفه : هنرمند ... نقاشی انتزاعی و معنویت (2)
بحث شماره‌ی گذشته در مورد نسبت میان نقاشی انتزاعی و مفهوم معنویت را پی می‌گیریم، و آن را در جهاتی تازه بسط می‌دهیم. مقاله‌ی اول مستقیماً با بحث شماره‌ی گذشته در ارتباط است. ما این مقاله‌ی طولانی را به این علت در اینجا آورده‌ایم که در آن، ورای اشاراتِ کلی و مبهم، به تفصیل و به‌گونه‌ای مستند نشان‌ داده می‌شود که چگونه در نزد چهره‌هایی چون کاندینسکی و موندریان، دیدگاه‌های باطنی‌نگرِ ابتدای قرن و به‌ویژه ایده‌های برآمده از اندیشه‌ی تئوسوفی به‌شکلی بی‌واسطه به استراتژیِ فرمی‌ای بدل شدند که به تکوین نقاشی انتزاعی انجامید. سه متن کوتاه پس از آن، نمونه‌هایی از مهم‌ترین متون و مدارکی هستند که در آنها سه تن از هنرمندان انتزاع‌گرای متعلق به دو نسل و دو سنت هنری متفاوت به توصیف مستقیم اهداف و پروژه‌ی هنری‌/‌معنوی خویش پرداخته‌اند. نوشته‌ی موندریان در سال 1920 به نگارش درآمده و خود او در 1932 آن را بهترین متنی دانسته است که دیدگاه‌هایش را در مورد پروژه‌ی هنری‌اش به نمایش در می‌آورد. روتکو و نیومن البته مستقیماًً در چارچوب شکل خاصی از رابطه‌ی میان معنویت و هنر انتزاعی که بیشتر مقالات شماره‌ی گذشته و مقاله‌ی اول این شماره با آن در ارتباطند قرار نمی‌گیرند؛ اما بحث هر دوی آنها با مفهوم عام‌تر معنویت و درون‌گرایی،‌ چنان‌که در یادداشت ابتدای بخش شماره‌ی گذشته از آن سخن گفتیم، مرتبط است. متن روتکو نخستین بار در سال 1947 چاپ شد، و مقاله‌ی نیومن در دسامبرِ 1948، و هر دوی آنها از آن پس به اشکال مختلف محل مراجعه بوده‌اند. اما متن آخر مقاله‌ای تالیفی است که در آن ایمان افسریان کوشش کرده است با اتکا به دریافت عام‌تری از مفهوم معنویت و معنویت‌گرایی، قرائتی انتقادی از برخی از سرفصل‌های تاریخ نقاشی و تاریخ فرهنگی ایران معاصر ارائه کند.
هرم های توجیه نشده: گفت وگو با باوند بهپور

شق سوم: کشش دوجانبه: گفت وگوی حرفه:نویسنده با خودش

زمانی برای جذب، زمانی برای استقرار: گفت وگو با مریم اطهاری
حرفه : نویسنده ... ماندن یا رفتن
"ماندن" یا "رفتن"؟ سوالی است که همه به نوعی مشغول جواب دادن به آن هستند؛ اما این سوال فقط ناظر به عوض کردن جغرافیای زندگی یک شخص نیست.
ماندن نه فقط ماندن در یک شهر یا در یک کشور، که ماندن در یک موقعیت است.
و رفتن نه فقط رفتن از یک شهر یا یک کشور، بلکه کنده شدن از یک موقعیت است. موقعیتی که شامل جغرافیا می شود همان طور که شامل تاریخ، ادبیات و دیگر سویه های فرهنگ می شود.
بنابراین خیلی ها پیش از آن که چمدان هایشان را ببندند، در واقع رفته اند. بسیاری در کشاکش ماندن یا رفتن و در واقع همیشه در راهند. و باید پرسید آیا کسانی مانده اند؟