انتشارات حرفه هنرمند


عکاسی و : غزاله هدایت

عکاسی: از اتوپیا تا دیستوپیا : ناصر فکوهی

چند کلمه درباره عکاسی
نگاهی انسان شناختی به یک روش شناسی فن آورانه و تقلیل دهنده
برای نفر چهارم : صفی یزدانیان
عکاسی و زندگی روزمره
تاریخ، عکاسی، عکس تاریخی : مهرداد نجم آبادی

نگاهی شتابزده : مهران مهاجر
عکاسی و تاریخ/ عکاسی و سیاست
مقام فلسفه در کار عکاس : بابک احمدی
عکاسی و فلسفه
در بحث از فلسفه و هنر کلی ادعا، بدفهمی، و نیت های ناجور روی هم تلنبار شده اند. یکی از این بدفهمی ها این است که گویا گوهر یکه و جاودانی به نام "فلسفه" وجود دارد، و از طرف دیگر چیزی در ماهیت خود متعین به نام "عکاسی" نیز یافتنی است، و حالا قرار است که از رابطه این دو با هم بحث می کنیم.
عکس و نشانه ی زبانی : مهدی مقیم نژاد
عکاسی و زبان
بازخوانی تاریخی ترین مبنای نظری عکاسی
ذهنیت هنری در کار پزشکی : گفتگو با ملک منصور اقصی

جهانی روشن از اتاقی تاریک : گفتگو با بابک امینی تفرشی
عکاسی و پزشکی/ عکاسی و نجوم
به عکسی که نگرفت نگاه کرد : رضا مشایخ

دومنیکا : پیمان هوشمندزاده

خم سالم دندان: پیمان هوشمندزاده

چیزی در این میان : غزاله هدایت
کلمه


درآمد: مریم اطهااری

جهانی در انتظار وقوع : آدرین سیرل / مریم اطهاری

پیتر بنار، 2005 : پیتر دویگ / مریم اطهاری

ساحت پژواک : مریم اطهاری

حرفه : نقاش : پیتر دویگ (بخش دوم)
ابتدا ،با طرح سردستی و بسیار مختصر یک چشم اندازمی‌کوشم چند پرسش را فقط پیش بکشم، که پاسخ آنها را خواننده اگر مایل باشد، در پایان نوشتار، خود جمع بندی نماید.

پرداختن به دویگ از نظر من مستلزم اندکی ظرافت است. جدا از این واقعیت که وی هنرمندی است با تعلقات جغرافیایی (وشاید به تناسب آن، فرهنگی)ِ گوناگون، حوزه هنری ای که او در آن به عنوان یک "نقاش" پا به عرصه می‌گذارد ، دنیای هنر دهه نود انگلستان و به واقع لندن است با مختصات بسیار پیچیده اش :
از یک سو هنرمندان جا افتاده نسل پیشین (بیکن1، هاکنی2، هوارد هاجکین3) وجایگاه خاصشان در این حوزه مطرح است، و از سوی دیگرشبکه شگفت‌انگیز حامیان و خریداران(شاخصِِِ آنها: ساچی4) و وابستگی‌های سیاسی آنها ( کمپین های ساچی در حمایت از محافظه‌کاران) ، نهاد های آموزشی (مدرسه سینت مارتیینز5، اسلید6، گلداسمیتس7) گالری ها و موزه ها (وایت کیوب8 ،تیت9 و...)،انتشارات (شاخص آنها: فایدن10 )، مطبوعات و رسانه های دیگر، که همگی همپوشانی چشمگیری دارند .
این دهه، زمان ظهورپدیده "سنسیشن شو"11(1997با حمایت مالی ساچی) است که هنر انگلستان را بعد از چند دهه با لفظ "ترکاندن" زبانزد محفل منتقدان هنری داخل و خارج انگلستان می‌کند! این داستان راهمه می‌دانیم که به هنگام برگزاری "تور نیویورک" آن ،شهرداروقت این شهر به دلیل توهین به مقدسات این نمایشگاه جنجالی را تهدید به تحریم مالی می‌کند؛که این باز هم نمایشگاه را معروف ترکرد!
همچنین هنرمندی مانند "دمین هرست"12 درهمین زمان است که با کار جنجالی کوسه شناور درمِتانولش شهرتی افسانه ای کسب می‌کند! وباز همین جاست که مقوله پرسرو صدای "هنرمندان جوان انگلیسی"13(همه به تقریب هم نسل ِ دویگ) بر سر زبان‌ها می‌افتد. به اختصار و با نقل قول از تام لاب باک14 نویسنده ایندیپندنت، این دهه زمانی است که در لندن " اسباب بازی های گستاخ ، زیرکانه و خوش لعاب: تختخواب وکوسه وچادر، کله خونی ِ فریزشده ،مدل‌های کالبدشناختی غول آسا و... زمام امور را در دست دارند..."15

پیتر دویگ کجای این قیل وقال ایستاده است؟
دهه 1360 و پتانسیل های زمان حال : مجید اخگر

بازنگری هویت و جستجوی زبان شخصی در ده‌ی 1360 : فاطمه بقراطی

توهم : آریاسپ دادبه

سوء تفاهم : آریاسپ دادبه
1357 تا 1377 قسمت دوم
حرفه: نقاش در شماره 29 بحثی گشود که در این شماره و شماره های بعد مفتوح خواهد بود: نقاشی ایران مابین سال های 57 تا 77.
نقاشانی که در شماره 29 مطالبی نوشتند خود بخشی از بدنه فعالین همان سال ها بودند. از میان مطالب آنها می توان توصیفی و گاه تحلیلی ار آن 20 سال دریافت اما آنچه که در آن مجموعه مقالات ، کمرنگ و گاه نایاب بود، نگاه انتقادی به نسل خود آنها بود. در چنین شرایطی اگر خود را توصیف و تحلیل و نقد نکنیم حذف و فراموش می شویم و گله ها و حسرت های ما گوش شنوایی نخواهد داشت.
امر بدوی و بدوی گرایی : کالین رودز / امیر آریان

درآمدی بر بدوی گرای مدرنیستی: ویلیام روبین / هلیا دارابی

پیوندهای گسسته : آرتور سی. دانتو / مجید اخگر

امر بدوی: مارک انتالیف و پاتریشیا لیتن / احسان نوروزی

بدوی گرایی و هنر مدرن
گرایش هنر و هنرمندان مدرن به اشکال و جلوه‌های هنری و صنایع دستی و مصنوعات جوامع غیرغربی و به‌ویژه جوامع بومی و قبیله‌ای کم‌و‌بیش مسئله‌ای شناخته شده است. اما این مسئله را نباید صرفاً تاثیر‌پذیریِ چند هنرمند منفرد و منزویِ یک برهه‌ی تاریخی و شرایط فرهنگی خاص از برخی ویژگی‌های عینی و زیبایی‌شناختی اشکال هنری یا مصنوعات دستی‌ای که بدوی فرض می‌شوند دانست. در عین حال، کثرت و پیچیدگی‌های کاربرد این مفهوم در برخی گفتمان‌های انتقادی جدید نباید ما را به این نتیجه‌گیری بکشاند که بدوی‌گرایی امری ویژه یا برساخته‌ای مفهومی است که صرفاً در چارچوب چنین متونی وجود دارد و معنا می‌یابد. نقاشی که در یکی از شهرستان‌های ایران در روزی تعطیل از شهر خارج می‌شود و برای کار «مستقیم» از روی طبیعت به حواشی روستایی می‌رود، و شهروند تهرانی‌ای که فضای خانه‌ی خود را با گلیم و گبه می‌آراید نیز در حقیقت به طور ضمنی امر بدوی را در برابر امر متمدنانه قرار می‌دهند و به این ترتیب بدیلی را در برابر سبک زندگی و ارزش‌های زیبایی‌شناختی پیرامونشان جستجو می‌کنند.
درباره موزیک عامه : مسعود یزدی

قدرت و ضعف هنر مردم پسند : بابک احمدی

ساسی مانکن: موسیقی در فضای اجتماعی مهمل : باوند بهپور

نه، نمی خوام ببینمت! : شمیم مستقیمی
ترانه ها و تصنیف ها
این صداهای موزون ریتم دار،گاهی دلنشین،گاهی گوشخراش،آیا هیچوقت حقیقتاً شنیده شده‌اند؟یا فقط مصرف شده‌اند؟آیا اینها صداهایی از ناخودآگاه جمعی یک ملتند یا وسیله‌ای برای بیرون ریختن قرفراوان انباشته شده در کمریک ملت؟اینها جدی اند؟شوخی‌اند؟به کارمی‌آیند؟یا به هیچ دردی نمی‌خورند؟آیا می توان آنها را موضوع تفکر و تحقیق قرارداد؟ یا هر جور توجه اضافی و حرف زدن در موردشان آب در هاون کوبیدن است؟ طالب این شماره پیرامون همین سوالات شکل گرفته. ابتدا گزیده ای از اولین و شاید تنها مطلب جدی و تحلیلی درباره ی موسیقی مردمی ایرانی به عنوان نقطه عزیمت آمده است. پس از آن بابک احمدی در مقاله ای از اهمیت هنر مردم پسند گفته است و در نهایت نوشته های شمیم مستقیمی و باوند بهپور به وجوه اجتماعی و عینی تر موضوع پرداخته اند.