انتشارات حرفه هنرمند




مشروطه، دایره ای دوباره از پیوستن و گسستن : محمدرضا نوروزی و ارکیده ترابی

نیست انگاری نابخردی : آریاسپ دادبه

آنچه گذشت… : هدا اربابی

سال شمار نقاشی نوگرای ایران : ستاره مینوفر

ضیاءپور و نقاشی نوگرای ایران : فائقه بقراطی

بعد از قاجاریه : تورج حمیدیان

تجدد ایرانی و عکاسی معاصر : مهران مهاجر

هوای تازه، فضای روشنفکری دهه ی 1340 : بابک احمدی

در جستجوی هویت : رویین پاکباز

هنر بی مخاطب، هنر کم خریدار : گفتگو با آیدین آغداشلو

خلاء وضعیت اکنون : ایمان افسریان

مدرنیته، جامعه و هنر در ایران : مسعود کوثری

نمایش تجدد : گفتگو با منصور براهیمی

تجدد یا راز بقاء : گفتگو با خسرو دهقان

تغییرات بافت شهری در ایران : گفتگو با برنار اورکا

دیادداشتی در باب بحث مدرنیته : امید مهرگان

دیالکتیک معکوس مدرنیسم در ایران : گفتگو با مراد فرهادپور

تاملاتی در باب تجربه ی یک غیبت، ترجمه ی مدرنیته : صالح نجفی

تزهایی درباره ی مدرنیته ی فقر و مازاد : امیر هوشنگ افتخاری راد

آئورا به سبک ایرانی : شمیم مستقیمی

تصویر تجدد
این شماره ویژه نامه ای است در ادامه ی دو ویژه نامه ی قبل ما، یعنی نگارگری (سنت بزرگ) و قاجار(دوران گذار). این بار متمرکز بر عصر تجدد و به بهانه ی صدمین سال مشروطه که به پیشنهاد "آریاسپ دادبه" شکل گرفت. مجله ی «حرفه : هنرمند» گاهی از این جهت مورد نقد قرار گرفته است که به فضای غالب هنرهای تجسمی امروز ایران نمی پردازد؛ گروهی مجله را مجموعه ای می دیدند که گویی در فضایی دیگر غیر از ایران امروز منتشر می شود و گروهی دیگر آن را به واپس گرایی متهم می کردند. دلیل اصلی چنین برداشت هایی را باید در موضع انتقادی هیات تحریریه به فضای غالب هنر تجسمی امروز ایران دید؛ بر اساس همین موضع گیری به ترجمه ی متون پایه و مهم، درباره ی جریاناتی که حواشی آن به شکل ناقص فضای هنری ما را متاثر کرده است پرداخته ایم، یا به حفظ حافظه ی تاریخی اهمیت داده ایم. و باز بر همین اساس است که در این شماره به بحث و بررسی و نقد سنت زنده و واقعیت اکنون خود یعنی عصر تجدد می پردازیم چرا که معتقدیم بدون توجه به کلیت این موقعیت تاریخی هرگونه توجه به فضای هنری امروز ایران می تواند به فربه شدن کاذب آن بیانجامد.اتخاذ موضوع تجدد ساختار مجله را دگرگون کرده است- مثل ورود آن به هر حیطه ی دیگر!- بنابراین مقالات، خارج از ساختار سه بخش همیشگی ارائه شده اند. واضح است که تجدد، تحولی نبود که فقط در حوزه ی هنر ساختارها را دگرگون کرده باشد. همه ی شقوق هنری و علوم انسانی و زیست انسان ایرانی از این موج متاثرند. به همین سبب بخشی از مجموعه ی مطالب پیش رو در حوزه هایی غیر از نقاشی و عکاسی به بحث و نقد می پردازند. نگاه به کل این حوزه ها، فضای عصر تجدد را برای ما روشن تر می سازد. در مقالات نخستین به زنجیره ی تاریخی ریشه ها و سیر تجدد از مقدمات پیش از مشروطه (محمدرضا نوروزی) تا تحولات بعدی آن تا به امروز (آریاسپ دادبه) اشاره شده است. مطلبی در انتهای این بخش (هدا اربابی) با نقل داستان هایی، فضای کلی بعد از مشروطه تا به رسمیت شناخته شدن هنر متجدد را بازسازی می کند. به اضافه ی سالشماری که با کنار هم قرار دادن حوادث سیاسی و تحولات فرهنگی و اجتماعی در ایران و جهان، شمایی کلی ارائه می دهد(ستاره مینوفر). (فائقه بقراطی) آثار و اندیشه های جلیل ضیاءپور را به عنوان یکی از مروجین هنر متجدد و نمونه ی تیپیکی که بعدها در میان هنرمندان متجدد تکرار شد بررسی کرد. در عکاسی(تورج حمیدیان) و (مهران مهاجر) به روند پیش و پس از انقلاب این حوزه به عنوان رسانه ای جوان که کمتر دید تاریخی درباره ی تحولات آن شکل گرفته است پرداخته اند. در مقالات بعدی با دیدی تحلیلی به دلایل شکوفایی کار روشنفکری در دهه ی 40 (بابک احمدی)، به گرایشات پست مدرن در هنر امروز ایران(روئین پاکباز)، به مجموعه دستاوردها و تمایلاتی که فضای هنر معاصر ما را شکل داد( آیدین آغداشلو) و به موقعیت کلی هنرمندان در دوره ی تجدد(ایمان افسریان) توجه شده است. به اضافه ی نگاهی از منظر جامعه شناختی و علوم انسانی به حیطه ی هنر در مطلب (مسعود کوثری). هم چنین به سیر تحول تئاتر و سینما در این صد ساله در گفتگو با (منصور براهیمی) و (خسرو دهقان) پرداخته شده است. در مجموعه مقالاتی که به کوشش (امید مهرگان) و توسط چند تن از نویسندگان سایت "رخداد" تهیه شده، آقایان "امید مهرگان" ، "مراد فرهادپور" ، "صالح نجفی" ، "امیرهوشنگ افتخاری راد" ، و"شمیم مستقیمی" از منظر فلسفه ی انتقادی به مفهوم تجدد در ایران نگریسته اند.