انتشارات حرفه هنرمند




دنیای گرسکی: پیتر گالاسی / حمید رضا کرمی

آندریاس گرسکی و والایی معاصر: آلیکس الین / حمید رضا کرمی

آندریاس گرسکی
آندریاس گرسکی و دیگر دانشجویان هم دوره اش (توماس اشتروس، توماس روف، کاندیدا هوفر، الکس هوته و...) همان قدر به مدرسانشان "برند و هیلا بخر" وابسته اند که این زوج مدرس هنرمند به اگوست ساندر،و ساندر به آلبر رنگر پاتچ، و پاتچ به کارل بلوسفلد.تمایل به "تیپ نگاری" در حوزه های گوناگون موضوعی ( از گیاهان تا انسان ها ، سنت پیوسته ای است که در عکاسی قرن 20 آلمان ، هنرمند به هنرمند دست به دست گشته. پرهیز و ریاضت منشی (در عکس گرفتن)، شرط ورود و بقا در این گونه ی خاص ازعکاسی است. (همان طور که در مقاله های مربوطه خواهید خواند)، برای شاگردی در کلاس "بخرها"، پیش شرط لازم، انتخاب تکنیکی یکسان و موضوعی ثابت و واحد جهت عکاسی {به مدت چند سال متمادی } بوده.هرچند برخی از شاگردان آنها بعدها موضوعات متنوعی را در تجربه های عکاسانه شان آزمودند (اشترس و روف)، اما آن تمرکز و دقت قاعده مند در مجموعه تصاویر بسیاری شان قابل ردیابی است (گرسکی، هوفر).شدت و حدت وفاداری خود بخرها به این آموزه ها، و تجلی آن در عکاسی شان، هنوز هم نمونه ای مثال زدنی و یگانه در تاریخ عکاسی است.بدون شک عکاسی در دو دهه ی آخر قرن 20 ، تحت تاثیر فضای جدی، مستمر، و دقیق همین عکاسان است. عکاسان هم دوره ای که - هنوز متصل به آن آموخته ها - موازی با هم ، سال به سال پیش می روند و هر کدام در چارچوب دنیای بصری خویش ، افزوده ای را به تاریخ عکاسی تقدیم می کند.قطعا در شماره های آتی – به تناسب موضوع - به تک تک این عکاسان خواهیم پرداخت.تجربه و تامل در این نوع از عکاسی، برای بسیاری از عکاسان ملون مزاج ما – که از این نمایشگاه تا آن نمایشگاه تا آن نمایشگاه حال و احوالشان {بنا به اقتضای دور و بر} دایم تغییر می کند – چیز به درد بخوری است.

تصویر عکاسی در فرهنگ دیجیتال: مارتین لستر/روبرت صافاریان
عکاسی دیجیتال
پرونده موضوعی عکاسی دیجیتال که در شماره 14 آن را آغاز کردیم،همچنان مفتوح است.در این نوبت ، ضمن ارائه یکی از مهمترین مقالات تئوریک در این زمینه ، به دلیل اهمیت و گستردگی این بحث نزد مخاطبان امروزی، سعی خواهیم داشت تا در فواصل کوتاه تری ، مجدداَ به آن رجوع کنیم.
من هم نمی بینمم: تورج حمیدیان

به یاد ندیدن و فراموشی : گفت و گوی جمعی
فرشید آذرنگ ، شهریار توکلی
این شماره به بهانه انتشار کتاب های "اگر تو مرا نبینی" و "کتاب فراموشی" در سال گذشته ، بنا به پیشنهاد ناشر(نشر نظر) ، و باز خوردهای متفاوت مخاطبان ، و نیز امکانات محدود فضای مطبوعاتی و نشریات تخصصی عکاسی ، بر آن شدیم تا پیرامون آن ها به بحث و گفت و گو بپردازیم.
نقاش «روح زمانه»: الیس نیل / فاطمه راهیل قوامی

پیام و آثار یک زن: پاتریشا هیلز / فاطمه راهیل قوامی

الیس نیل
آمریکایی بودن و در عین حال "آمریکای" نبودن و جامعه آمریکایی را با ژرف نگری به نقد کشیدن کار مشکلی است. در فضای خوفناک مک کارتیسم دهه ی 50 ، هنرمند چپ بودن نیز کار مشکلی بود.در اوج اقتدار نقاشی انتزاعی در نیویورک ، نقاش فیگوراتیو ماندن نیز کار مشکلی بود.فمنیست بودن در زمانی که فمنیسم یک ژست روشنفکرانه نبود نیز ... این همه را الیس نیل با آثار و زندگی اش ثابت کرده است.الیس نیل در مقام مادر، همسر و مهم تر از همه یک زن با تعارض های فراوانی درگیر است ؛ به ویژه زن بودن در جامعه ای که زن ، جدیت خود و حرفه اش را درک نمی کند.جامعه ای که در آن هویت زن بر اساس مردانی که مالک آنها بودند ، شناخته می شود.تجربه وی از اقامت در بیمارستان روانی و ثبت تمامی زوایای سرد و تلخ آن ؛ ژرف نگری وی را نسبت به ویژگی های روان شناختی انسان ها و محیطش تقویت می کند.او به عنوان یک پرتره نگار ، برای نخستین بار در تاریخ آمریکا ، با خلق پرتره های اطرافیان خویش به روانکاوی جامعه آمریکا می پردازد و ان را نقد می کند.او هنرمندی معترض است – همچون گویا – معترض به بی عدالتی ها و بی رحمی های جامعه ی خویش و اصرار دارد تا در پرتره هایش "روح زمانه" را نشان دهد : تاثیر زمان بر انسان ها و انسان ها بر زمان.نیل بارها اذعان می دارد : من دوست دارم مردم دریده شده و همه چیزهایی که به وسیله آن هر روز در این مسابقه ی موش دوانی نیویورک پاره پاره می شود ، را نقاشی کنم.با وجود این وجود ، آثار وی به هیچ وجه افسرده کننده نیست ، آثارش عشق به کاری دشوار را نشان می دهد که هر انسانی باید برای دوست داشتن و تسلی خویش انجام دهد.


بازگشت تب نوستالژیک:ایو میشیو / وحید حکیم

اما چه کسی "آفرینندگان" را آفرید؟: پییر بوردیو / مهدی نصراله زاده
جامعه شناسی هنر
تا کنون در فصل "پنجره بسته" نقاشی ، کمتر متون ترجمه ای خوانده اید.چرا که مطالب این فصل حول محور آسیب شناسی نقاشی معاصر ایران گردیده است. اما بحث های چند شماره قبل نیازمند مباحث تئوریکی بودند در ارتباط با جامعه شناسی هنر و نیز رابطه ی مخاطب با هنر.دو نمونه از مقالاتی که می توانند نظر متفکرین فرانسوی را ابراز کنند ، در این شماره به چاپ رسانده ایم.لازم به تاکید نیست که مقالات ذیل مبین شرایط تاریخی کشوری چون فرانسه است و لزوماَ پاسخ سوالات مطروحه در حوزه مسایل مبتلا به جامعه ما نیست.دنیای هنر ما سوالات و طبیعتاَ جواب های خاص خود را می طلبد.اما در آنجا نیز عده ای بر تولید انبوه مکانیکی هنر می تازند و چشم امید به هنر آوانگارد غیر عامیانه دارند و عده ای هم در کار نقد موشکافانه دنیای پر تبختر هنر رسمی هستند.

ابراهیم ، پیامبر مینیمالیست: فرشید آذرنگ

چیزی که می بینید همین چیزی است که می بینید: دانیل مارزونا

هنر مینیمال، هنر سر راست، هنر ابژه:امیر احمدی آریان

هنر و شئیت: مایکل فراید / نیما ملک محمدی

حس و حساسیت(تاملی بر مجسمه بعد دهه 1960): رزالیندکراوس

مینیمالیسم و ریطوقای قدرت:آناسی.چیو / مجید اختگر
مینیمالیسم
در این شماره به مینیمالیسم پرداخته ایم. سبک و سیاقی که در گذار از مدرنیسم به پست مدرنیسم نقش اساسی داشت ولی به میزانی که شایسته اش بود به ان توجهی نشده است.این نقش ، خود را بیشتر در آینده ی«هنر/ فلسفه» و «هنر/ نظریه» نشان می دهد.به هر حال ... در فرهنگ های لغات ، برابر واژه ی Literal از معادل های : الفبایی ، دقیق ، مو به مو، تحت الفظی ، لفظ به لفظ ، لغوی ، لفظی، بی روح ، سر راست ، ظاهری ، واقعی و بی پیچ و خم استفاده کرده اند.از این رو در ترجمه های حاضر از دو معادل برای Art Literal یا Literalism استفاده شده است.یکی «لفظی ، لفظ گرا ، لفظ گرایی» و دیگری «سر راست و سر راستی و سر راست گرایی ».به کار گیری این دو برابر واژه را عامل دیگری هم تاکید می کند.در حقیقت تلفیق این دو ، معنای نزدیک تر به واژه اصلی در زبان مبدا است.به این معنا که Literal Art (یا مینیمالیسم)هنر و روشی است سر راست که اثر هنری را با ارجاع به خودش ، به عینیت اش و حضور خودش معنا و خلق می کند و البته برای توضیح و اعاده حیثیت ، نیازمند به زبان و استدلال کلامی می شود و از لفظ و زمینه لفظی برای معنا دهی آنها سود می برد.اما اگر قرار بر استفاده از یکی از این برابر واژه اه باشد در نظر ما ، «سر راست» معادل بهتری است، چرا که اگر هم این اثار و هنرمندان شان به لفظ و لفاظی و کلام متوسل می شوند بیشتر از حیث «سر راستی» آثارشان است ، تا جایی که مجبورند اشیاء و ابژه های ساده ، معمولی و هندسی را به عنوان اشیاء هنری ارائه کنند.کما اینکه اصطلاحات دیگری هم چون «هنر الفبا»،«هنر عینی» و «هنر ابژه» را هم در زبان اصلی و مبداء برای ان به کار برده اند.از طرف دیگر ، معادل «لفظی و لفظ گرا»، کنایه ای است که در خود واژه اصلی وجود دارد و آن را به نقد می کشد.
هنرمندان تجسمی مینیمالیسمت:دانیل مارزونا / علی عامری مهابادی
هنرمندان مینیمالیست
رابرت گراسونر ، استیون آنتوناکوس ، رابرت اسمیتسون ، دانلد جاد ، دن فلاوین ، سل لوویت ، فرد سندبک ، اوا هسه ، رونالد بلادن ، ریچارد سرا ، تونی اسمیت ، رابرت موریس ، رابرت منگولد ، کارل آندره ، جو بائر.