انتشارات حرفه هنرمند


زمین نگاری جدید : جاناتان گرین /شهریار توکلی

نواحی مرزی و غم انگیز : اندی گروندبرگ / فرشید آذرنگ

هرچه بود هنوز هم هست:گفت و گوی ریچاردوودواردورابرت ادمز

زیبایی در عکاسی:رابرت ادمز/حمیدرضاکرمی
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: رابرت ادمز
رابرت ادمز در زمره­ی عکاسانی است که در مواجه با دنیای واقعی،عکاسی را معنا می­کنند.چنین کسانی بسیار هوشمند ویگانه­اند­ و خلاف جریان می روند؛ وبه جای آن که به واسطه­ی تصویر(=زیبایی) با دنیا درگیر شوند، با کنش و معنای عکاسی، با هستی رویارو می­شوند.از این رو،آنها از دنیای تصاویر(عینی و ذهنی) و در نتیجه از نارسیسیم تصویری و روانی فاصله می­گیرند.ادمز و عکسهای او باچنین ویژگی­هایی کاملاً "آماتور" به شمارمی­آیند نه به خاطر کمبود مهارت یا ذوق ورزیشان، بلکه به خاطر اصرارشان بر دوری گزیدن از"امر حرفه­ای بودن".
چیزی و هیچ چیز:شارلوت کاتن / فریناز سندانی
پنجره بسته : عکاسی از "هیچ"
عکاسی از اولین روزهای ظهورش، به دنبال موضوعات چشمگیر بود.وابستگی عکاسی به موضوع، صرفاً وابستگی ذاتی و تکنیکی نبود بلکه وابستگی به معنا بود، وابستگی به فهمیده شدن.موضوع(جنجالی،عرفی،عجیب و غریب و...)،عکس را معنا دار می کرد.انتخاب چنین موضوعی، میزان درگیری وعمق مواجهه عکاس با واقعیت را تعیین می کرد. حال وقتی موضوع، پیش پا افتاده باشد یا ازهرمعنایی تهی باشد، تکلیف عکاسی از آن چیست؟ آیا عکاسی از"هیچ"، یعنی عکاسی بی معنا؟چه هنگام در عکاسی،"هیچ" به " چیزی" تبدیل می شود؟
حمید درودیان/ لیلا رحیمی/ محبوبه کرملی /هاتف منتظری
پنجره ما:‌عکاسان جوان حمید درودیان/لیلا رحیمی/محبوبه کرملی/هاتف منتظری
این قسمت به معرفی اجمالی آثار عکاسان جوانی پرداخته ایم که در جستجوی دنیای شخصی ، بر"شهر"؛"طبیعت" و"قلمروی مرزی میان آن دو"، تکیه کرده اند.
زندگی و آثار : ثمیلا امیرابراهیمی

درباره همه چیز نگرانم : گفت وگو با آنتونی تاپیس

تاپیس و نقد : ثمیلا امیر ابراهیمی

حرفه: نقاش... پنجره همسایه: آنتونی تاپیس
آنتونی تاپیس اینک در هشتاد و سه سالگی،بعد از پیکاسو و میرو،یکی از سه هنرمند بزرگ نقاشی نوین اسپانیا شناخته شده و مانند آن دو هموطن خود شهرتش از مرزهای اسپانیا گذشته است.او از شهرتی برخوردار است که کمتر هنرمندی شاهد آن بوده است.در اینجا هم هنرمندانی هستند که مصالح،شگردها و گاه حتی نشانه های آثار او را از منابع دست دوم به عاریت گرفته و در کار خود استفاده می کنند.برخی ویژگی های کار تاپیس،مانند راحت الحلقوم بلعیده،هضم و تقلیدی شده.اما تاًثیر گذاری شتابزده از جذابیت های سهل الوصول آثار دیگران تنها به رواج نشانه ها رفتارها و کلیشه هایی می انجامد که نه تنها پیوندی با کار این هنرمندان امروزی و اینجایی ندارد بلکه در کار خود آن هنرمندان تثبیت شده نیز مورد نقد و پرسش قرار گرفته است.اگر تاریخ هنر و نقد هنری درایران هنوز ضعیف و نوپاست،اما در دنیای بزرگ هنر، زمان با قدرت و بیرحمی کار خود را می کند: تصفیه تاریخی. در مورد تاپیس هم بد نیست ببینیم نوآوری کار او چه بوده است و آیا در خور مقامی که اینک در تاریخ هنر اشغال کرده،هست یا نه؟

پرسش از اقصاد هنر:منصور براهیمی

جامعه شیفتگی و جامعه گریزی در هنر:کمال اطهاری

بازار هنر،تجدد،پیشداوری،تکثیر مکانیکی،هنر مصرفی:مهدی سحابی

اشباح ون گوگ:امید مهرگان

نقدی بر مقاله«هنرمتجدد-هنربازاری»:فائقه بقراطی
پنجره بسته :جامعه شناسی نقاشی معاصر ایران(2)
(وبر) یاد آور می شود:(برای فهم دین،کافی نیست اشکال نمادین دینی را بررسی کنیم و این که ساختار ماهوی پیام دینی و ساختار متون اسطوره شناختی را به مطالعه بگذاریم؛او به جای این موارد به تولید کنندگان پیام دینی،به منافع خاصی که به آنها جان می دهد،به راهبردهایی که آنان در منازعات خود به کار می گیرند عنایت دارند.)اگر در عبارات بالابه جای کلمه دین،کلمه هنر را بگذاریم باز هم همه جملات صادق است؛برای فهم هنر-یا شکل خاصی از هنر-باید به بدنه هنرمندان توجه کرد،به همین دلیل نیازمند نگاه جامعه شناسانه هستیم.(تعریف جامعه شناسانه هنر یک تعریف مصداقی ست که در آن هر آن چه در جامعه و از دیدگاه مخاطب عام و مخاطب خاص به عنوان هنر شناخته شده است،هنر است.(حرفه:هنرمند) با اعتقاد به مقدمه بالا بحث جامعه شناسی هنر ایران را با مقدمه ایمان افسریان در شماره14 نوشت آغاز کرد و مقاله را در همان شماره به نقد گذاشت.مقاله،موافقان ومخالفان بسیار یافت.معتقدیم حل مشکلات،در هم اندیشی جمعی و تضارب آرا حاصل می شود.این گفتگو هم نمی تواند و نباید فقط در حوزه نقاشان ویا جامعه شناسان محصور باشد.بلکه باید از سایر حوزه های علوم انسانی و هنر نیز در این هم اندیشی جمعی شرکت می کردند.مقاله(هنر متجدد-هنر بازاری)،بهانه ای بود تا آقایان منصور براهیمی با تخصص در زمینه نمایش و فلسفه هنر،کمال اطهاری با تخصص در حوزه اقتصاد و شهر سازی،مهدی سحابی مترجم و نقاش،امید مهرگان از حوزه فلسفه،و خانم فائقه بقراطی محقق در زمینه نقاشی،به بحث و نقد بپردازند.(حرفه:هنرمند)همچنان از نقدهای سایر اندیشمندان و خوانندگان در این زمینه استقبال می کند.
فرهنگ چند رگه: تاماس مک اولی / روبرت صافاریان

آن نفس:(شعری از منوچهر یکتایی)

تغزلی به اسم نقاشی: گفت وگوی آیدین آغداشلو با منوچهر یکتایی
پنجره ما:‌ منوچهر یکتایی
زندگی منوچهر یکتایی چنان بوده که توانسته سه فرهنگ را تجربه کند: فرهنگ ایرانی، فرانسه و فرهنگ آمریکایی را.این مسیر را می توان همچون نوعی جستجوی مدرنیسم دانست، یا نوعی میل به مشارکت در مدرنیسم، یا حتی جستجوی جایی برای خود در مدرنیسم.او در سال 1945 از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.سپس به پاریس رفت و در(مدرسه عالی هنرهای زیبای بوزار) درس خواند.سپس به نیویورک رفت.در اواسط دهه 1950 او هم یکی از کسانی بود که کارهایش در نمایشگاه های گروهی اولیه نقاشاشان اکسپرسونیسم انتزاعی در گالری(استیل)در کنار آثار نقاشانی چون دکونینگ، پولاک،نیومن و کلاین به نمایش در آمد.بسیاری او را عضو و حتی عضو موسس مکتب نیویورک به حساب می آورند. در ادامه شماره گذشته،همچنان به ارائه بعضی از مهم ترین نوشته هایی اقدام کرده ایم که دست کم بتوانند نقش منابع مهم و پر مایه را برای علاقمندان به مبحث(پست مدرنیسم) ایفا کنند؛ و منظر آبرومندی به این حوزه دستمالی شده بگشایند.
برنامه سفر:گای برت/علی ادیب

تاًملاتی در باب تبعید:ادوارد سعید/مجید اخگر

روی تن بی جانم:گفت و گوی مایکل آرچر و مونا حاتوم
حرفه: هنرمند... مونا حاتوم
مونا حاتوم دو ویژگی عمده دارد: زن است و جهان سومی (اصالتاً).این دو خصیصه هم مواد خامی هستند برای تحلیل او و گشایش و بست معنای آثار و کنش او؛ و هم به راحتی معناهای از پیش موجود ودم دست را در اختیار می گذارد و سریعاً او را به کالایی مصرفی بدل می کند.