انتشارات حرفه هنرمند


مناظر دستکاری شده:پیترسی.بانل / امید نیک فرجام

پنجره های منظر نما:ادوارد بریانت/ حمید رضا کرمی

در جستجوی مناظر خوش نما:جان فال، گری هس/غزاله هدایت

یادداشت های جان فال:آمک محمودیان
حرفه: عکاس... پنجره همسایه: جان فال
شاید کمتر عکاسی همچون جان فال این گونه به سوی پیش پنداشت ها و ادراکات ما در امر نگریستن به جهان حمله ور شده باشد. حاصل عملکرد او در شکستن قواعد نگریستن، همان تعجب و شگفتی ای را همراه داشته که تلاشهای دیگران در تثبیت قواعد رٶیت.جان فال همیشه علاقمند به نمایش و طرح پرسش پیرامون میل بشر به "قاب بندی واقعیت" از طریق باز نمایی بوده است. او همواره تصورات ما نسبت به عینیت را زیر سٶال برده. عکسهای فال بیشتر از آنکه ما را با خود صحنه مواجه کند، توجه ما را به سوی قابلیت های عکاس خالقش جلب می کند. خالقی که هر بار همچون یک تردست، شعبده ای را از آستینش بیرون می آورد؛ و هر با ر به شک مان می اندازد که آیا این طرفه، واقعی است؟
عکس های زمان:ما تورج حمیدیان

سایه ی ابژه:عکاسی ورئالیسم/سارا کمبر/ امیر احمدی آریان
پنجره بسته: عکاسی دیجیتال
عکاسی دیجیتال هم حسی از سهولت، آزادگی و وعدهٔ همگانی شدن هنر و خلق اثر هنری دارد، هم حسی از بحران و طرد و انکار گذشته. این امر در جوامعی همچون جامعه ما شدت و حدت بیشتری دارد چون هیچ چیزی واجد تاریخ نیست و به هیچ فرم و سنت پایداری منتهی نمی شود. بنابراین در فضای هر دم نوشندهٔ تکنولوژی (اگر نظریه را به حساب نیاوریم)، هر دم باید نسبت به کاری که قبلأ می کردیم - و یا حتی هم اکنون انجامش می دهیم - نگران و بی میل و بدبین باشیم. گویی پیشاپیش کار ما بیهوده، متعلق به گذشته، و ابطال پذیر است. اما به هر حال سهولت و وفور امکانات خلق اثر، فضا را برای برملا شدن آثار و افراد بی مایه می گشاید. همچنان که اگر موسیقی پاپ آزاد نمی شد، همه کسانی که اکنون صدا و تصویرشان را در سطح جامعه می بینیم، به عنوان نوازندگان و خوانندگان موسیقی اصیل و سنتی، و موسیقی دانان موسیقی کلاسیک قلمداد می شدند.
راهیابی به درون عکس:(گفت و گو با بیژن بنی احمد)
پنجره ما : بیژن بنی احمد
به حضور و صدای آرام بیژن بنی احمد نمی ماند که تا این حد جستجو گر و پر حرکت بوده باشد. عکاسی را از پی روانشناسی، در آلمان سالهای 1950 خوانده. همه جور کاری را در این زمینه تجربه کرده است. دامنهٔ آرشیو عکسهایش شاخه های مختلفی از عکاسی را در خود دارد: از گزارشهای خبری و سیاسی تا عکس پرترهٔ استودیویی، از مستند نگاری اجتماعی تا عکس تبلیغات، از عکاسی معماری تا عکس طبیعت، از قوم نگاری تا تجربیات شخصی و انتزاعی.و آنچه که بیش از همه این گستردگی را موجه می کند، استمرار و تداوم فعالیتی این چنینی در مدتی طولانی است. از سالهای 1340 تا همین امروز.چند ماه پیش، بنی احمد در گالری "آریا" با نمایشگاهی دو سالنی، حاصل فعالیتهای چهل ساله اش در عکاسی را، کنار تجربیات شخصی سالهای اخیرش به نمایش گذاشت. در این چند صفحهٔ محدود کوشیده ایم تا بخش بسیار کوچکی از این عملکرد را بازتاب دهیم.
اندام بی باک:(گفت و گوی رابرت اینرایت با مارلن دوما)/ لیلا مهریار

نقاشی به مثابه جن زدایی:مریم اطهاری

جهان گرایی،چند فرهنگی:(گفت و گوی مارلن دومابا گوین یانتس)
حرفه: نقاش... پنجره همسایه: مارلن دوما
مارلن دوما یک سوپر استار است و همهٔ خصوصیات یک سوپر استار امروزی را دارد. زن است. موضوعات پرسروصدا می کشد. کارهایش با قیمت های آنچنانی به فروش می رسد. جایزه می گیرد و خلاصه باب روز است. انتخاب او این سٶال را پیش می کشد که «حرفه: هنرمند» که مدعی بود سراغ سوپراستارها نمی رود و با مد قدم برنمی دارد چرا او را برگزیده؟طی دو قرن گذشته، نقاشی با دو چالش جدی روبرو شد. یکی اختراع دوربین عکاسی، دیگری ادعای هنرمندان که این رسانه بیشترین ظرفیت خود را بروز داده و نوآوری و ادامهٔ مسیر در خارج شدن از سطح دو بعدی مقدور است. هر دو چالش باعث ابداع زبانها و امکانات بیان بصری جدید و متنوعی شد. برای ما جالب بود که مارلن دوما از همهٔ این دستاوردها، از اکسپرسیونیسم گرفته تا عکاسی و اینستالیشن و کانسپچوال آرت و... چنین به جدیت بهره می گیرد و با این حال با ساده ترین و قدیمی ترین ابزار نقاشی (آب مرکب) چنین بدیع «نقاشی» می کشد و به فرماسیونی بدیع و زیبایی شناسی خاص خود می رسد. چنین ساده وروان نقاشی می کشد و چنین حساس لایه های رقیق مرکب را بر سطح سفید می گذارد و چنین مسلط حالتی که در مدل دیده و جذب کرده در نوع نگاه خود هضم می کند. چنین نقادانه در رفتارها و کنش های آدمیان اطراف خود می نگرد و پرتره هایش اینگونه در لایه های زیرین ذهن ما نفوذ می کنند. انتشار بسیاری از نقاشی های او با هنجارهای اخلاقی جامعهٔ ما همخوانی ندارد، لذا ناچار شدیم فقط پرتره های او را چاپ کنیم. اما جالب است دیدن احساس و درک و حالت و معنایی جدید در قدیمی ترین ژانر نقاشی، یعنی نقاشی از پرترهٔ انسان. نقاشی هنوز ظرفیتهای بسیاری دارد.
هنر متجدد- هنر بازاری:ایمان افسریان

تحلیل جامعه شناختی نقاشی درجامعه ای با تشتت طبقاتی:مسعود کوثری

حسرت خواری برای هنرعامه فهم:روبرت صافاریان
پنجره بسته: جامعه شناسی نقاشی معاصر ایران
در سه سال پیش، از نمایشگاه کانسپچوال موزه شروع کردیم و به مباحث نظری چون هویت، فردیت، تجربه زیسته و حافظه تاریخی و آموزش رسیدیم. مباحث حافظه تاریخی مصادف شد با نمایشگاه نگارگری موزه هنرهای معاصر، مصداق عالی حافظه تاریخی و سنت بزرگ نقاشی ایرانی را به بحث و نظر گذاشتیم. از آن جلوترآمدیم. به مفصل اتصال آن سنت بزرگ به عصر تجدد رسیدیم، ویژه نامه قاجار ما تقریباً همزمان شد با نمایشگاه هنر قاجار فرهنگستان هنر. اما از این شماره به عصر تجدد وارد شویم. سعی خواهیم کرد عصر تجدد را از منظری جامعه شناسانه بررسی کنیم. چرا که وجوه اجتماعی این تحول، روشن کنندهٔ بسیاری از ابهامات است. ترجمه های بسیاری با نگاه جامعه شناسانه توسط متفکرین و مترجمین چپ در پیش از انقلاب صورت گرفت. نگاهی که متاثر از جامعه شناسی مارکسیستی بود و عمدتاً در حد ترجمه و تحلیل تحولات هنری غرب باقی ماند. بعد از انقلاب این جریان در سایه رفت و با فاصله ای 15 -10 ساله ترجمه هایی با نگرش های مختلف و جدید صورت گرفت. اما هیچگاه یک تحلیل جدی از وضعیت خودمان نوشته نشد.تحلیل جامعه شناسانه از هنر کار بسیار دشواری است و نیازمند کسانی که هنر و اثر هنری و هنر معاصر ما را بشناسند، و نیز به ابزار جامعه شناسی مسلط باشند. از آنجایی که چنین کسی را نیافتیم، تصمیم گرفتیم طی یک سلسله مباحث و گزارشات، توصیفاتی و تحلیل هایی بدست دهیم که از اظهار نظر و گفتگو با افراد خبره در هر یک از رشته های هنری و جامعه شناسی حاصل شده باشد. برای شروع با بحثی آغاز کردیم که جامعه شناسی هنرمندان معاصرمان با نگاه به اقتصاد آنها،بررسی نموده است. آن را آغازی برای گفتگو در نظر گرفتیم و به بحث و نقد ونظر گذاشتیم. تا کنون ترجمه ها و تألیفات متنوعی پیرامون روش تحلیل جامعه شناسانهٔ هنر منتشر شده است، اما شمارهٔ 8 «مجله بیناب» یکی از بهترین مجموعه مقالاتی است که پیرامون مباحث نظری این موضوع، در مرداد 84 به چاپ رسیده. ما آن شماره «مجله بیناب» را به عنوان مقدمه سلسله مطالب آینده پیشنهاد می کنیم.
وجدو شعف عمل نقاشانه:( گفت و گو با امین نورانی)

سرخوشی های یک مهمانی دوستانه:(گفتو گو با مانی غلامی)
پنجره ما : امین نورانی ،مانی غلامی
انتخاب نقاشی که آزمونهای زندگی را پشت سر گذاشته، در طی سالها خود را تثبیت کرده و اکنون همه بر سر نقاش بودنش اتفاق نظر داریم. کار خیلی سختی نیست . اما اگر بخواهیم از میان انبوه نقاشان با استعداد نسلی جوانتر، یکی دو نفر را برگزینی، می فهمی که چهقدر کار مشکلی را انتخاب کرده ای. پرداختن به جوانترها به هر شکلی که می خواهد باشد - چه با نقد، چه با جایزه دادن در بی ینالها و چه با معرفی در مطبوعات - حرف و حدیث های بسیاری را به دنبال دارد و البته خطر جدی برای خود نقاش. شاید در سایهٔ گذراندن دوران کنکاش و تجربه و یافتن تجربه لازم در کار هنری، و دیده نشدن و آرام با طماً نینه کار خود را پی گرفتن بی آنکه به شهرت و معروفیتی رسیدن، نعمتی است برای نقاش. اما ریسک کردیم و با مشورت ها و دودلی ها و اما ها وا اگرهای بسیار، دو نقاش را انتخاب کردیم که به زغم ما سالم کار می کنند و دچار ابتلائات زمانه نشده اند. مانند همهٔ جوانها تجربه های مختلفی کرده اند و شیوه های متفاوتی را آزموده اند؛ اما باز به نظر ما سعی نموده اند تجربهٔ زیستهٔ خود را مصور کنند. گاه موفق شده اند و گاه نه. قطعاً از میان نسل ایشان هنرمندان بسیاری هستند که مستحق پرداختن و نقد هستند؛ اما خصوصیاتی در این دو نقاش یافتیم که ما را مجاب کرد: هر دو خارج از فضا و جو غالب به فعالیت مشغولند. هر دو در کیفیت اجرایی کار خود وسواس و دقت نظر بسیار دارند و از شلختگی در اجرای اثر پرهیز می کنند. هر دو بیش از آنکه در فکر ارائه و نمایش کار خود باشند درگیرخود نقاشی هستند. به نظر نمی آید که دغدغهٔ اصلی شان به روز شدن و با مد حرکت کردن باشد و هر دو در کمال تواضع، وارد بحثی انتقالی شدند؛ و این نکتهٔ آخر، یعنی توان نقد شدن - ظرفیتی بود که ما در بسیاری از نقاشان نسل قبل ندیدیم.
پسامدرنیسم چیست؟:لیندا هاچئون/ علی ادیب راد

اصالت آوانگارد:روزالیندکراوس/ مجید اخگر
حرفه: هنرمند... پست مدرنیسم (1)
در این شماره و شماره بعد به ارائه بعضی از مهمترین نوشته هایی اقدام کرده ایم که دست کم بتوانند نقش منابع مهم و پر مایه را برای علاقمندان به مبحث پست مدرنیسم ایفا کنند ؛ و منظر آبرومندی به این حوزهٔ دستمالی شده بگشایند.
نوردهی مضاعف: دگرگونی در یک خانه حومه ای/بئا تریس کلمینا

گفتگوبا دن گراهام:مارک فرانسیس/علی عامری مهابادی
دن گراهام
اغلب آثار دن گراهام در پی ردیابی مناسبات و روابط میان معماری و شهر، به موضوع خانه و شهرنشینی می پردازد. این شاید حقیقت عمدهٔ جریان ها، و اشکال معاصر فعالیت هنری - بخصوص اینستالیشن، هنر مفهومی و مینیمالیسم - باشد؛ که در غیاب رسانه های سنتی و تثبیت شده، خود را به رسانه تبدیل می کنند. جنین اتفاقی برای دن گراهام هم می افتد. او خانه را به رسانه تبدیل می کند.